آخوندها در سنگر شیطان بزرگ نفاق می‌ورزند

پشت درهای بسته و پرده‌های کشیده شده، جنگ بی‌سابقه‌ای بین لابی آمریکایی وابسته به آخوندهای قم وتهران و بین جریان آزاد بالا گرفته است، جریانی که روی روند بازنگری موضع آمریکا در مقابل رژیم بنیادگرای ایران وهم‌چنین ارائه دیدگاه رسمی جدید آمریکا نسبت به ایران و شاخه‌های آن که خودش را در موضع عملی‌تر و واقعگرایانه‌تر متبلور می‌کند، کار می‌کند. 

 روزنامه السیاسه کویت 20 مرداد در مقاله ای نوشت: ”آخوندهای قم و تهران، بعد از موفقیت سازمان مجاهدین خلق، بزرگترین گروه اپوزیسیون رژیم فعلی، در خروج از لیست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا، ضربات سیاسی دردناکی دریافت کردند، همان لیستی که در اساس وقتی دولت آمریکا در نیمه دوم دهه 90 تصور کرد که با برداشتن گامهای حساسی به سمت رژیم ایران می‌تواند آن را به زیر چتر خودش برگرداند و دل رژیم مذهبی سخت‌سر را به‌دست بیاورد، در یک معامله سیاسی ظالمانه و زشت سازمان را وارد آن کرد. موضوع نامگذاری سازمان مجاهدین خلق در لیست سازمانهای تروریستی توسط وزارت‌خارجه آمریکا با روند تجدیدنظر و ارزیابی سطحی، از مینیمم درجه عدالت وانصاف وحقیقت برخوردار نبوده و وزارت‌خارجه آمریکا مطلقاً نظرات سازمان مجاهدین خلق که طرف حساب موضوع بوده را نگرفته است بلکه ”مثل حالت آمریکاییان ”با شتاب تصمیم‌گیری و اقدام نمود و چشم انتظار نتایج خیره کننده آن بود، امروز سازمان بعد از زنجیره‌ای از پیروزیهای خیره کننده در اروپا، می‌تواند تا با مبارزه‌ای جدی وبا تلاشهای شتابدار و پی‌در‌پی سالیان، توپ را در زمین آمریکا بیاندازد، و این درزمانی است که امروز جدال و مناقشه آتشینی درآمریکا و در پهنه‌های مختلف در خصوص بازنگری سیاست در قبال رژیم آخوندی به‌طور عام و بازنگری موضوع لیست‌گذاری سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی جریان دارد، و به نظر می‌رسد که اخیراً یک جریان پارلمانی آمریکایی توانسته باشد جنگ را به داخل راهروهای وزارت‌خارجه آمریکا بکشاند و وزارت‌خارجه را وادار به تعیین یک موضع اصولی و بیطرف و واقعی در مورد این موضوع بکند، موضوعی که محافل دیپلوماتیک در بروکسل و وین معتقدند که بهتر است وزارت‌خارجه آمریکا در تصمیمش بازنگری کرده و سازمان مجاهدین خلق را به‌عنوان یک گروه اپوزیسیون سیاسی -که آنطور که از طرف محافل مرتبط با رژیم ایران تبلیغ شده و می‌شود، رابطه‌ای با تروریسم ندارد- به‌رسمیت بشناسد.
آخوندهای قم و تهران در پذیرش دو معامله سیاسی خطیر و مهم در طول حیاتشان موفق شدند، که یکی معامله نامگذاری سازمان مجاهدین در لیست سازمانهای تروریستی از طرف وزارت‌خارجه در سال 1995 بود و دیگری معامله مشکوکی که با فرانسه در زمان دوویلپن منعقد کردند که قبول کرد تا در مقابل معامله معروف توتال، رهبران سازمان مجاهدین خلق در پاریس را به اتهام داشتن انبار سلاح در مقرهایشان دستگیر کنند، که البته اتهامی واهی بود که طرفهای امنیتی فرانسه در همین چند ماه گذشته نتوانستند آن را (در دادگاه) اثبات کنند. تقدیر این‌طور بود که قضاییه فرانسه اعتبار سازمان مجاهدین خلق را به آنان برگرداند و آنان را از این اتهام ظالمانه که به کرم دلار آخوندهای ایران به آنان زده شده بود مبرا کند.
محافل سیاسی و بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران معتقدند که دولت آمریکا در روش برخورد با پرونده ایران و به‌ویژه موضوع اپوزیسیون ایران و نگاه به فردای ایران بدون آخوندهای مستبد، در تنگنا قرار گرفته، کما این‌که آنها چسبیدن وزارت‌خارجه آمریکا به تصمیمش بر علیه سازمان مجاهدین خلق را مشکل می‌دانند و فرصت را مناسبتر می‌دانند که آمریکا موضعی عقلانی‌تر و متوازن تر در مورد موضوع ایران اتخاد کند و خطای تاریخی‌اش در مورد سازمان مجاهدین را تصحیح کند. به نظر نمی‌رسد آخوندهای قم و تهران خیالشان راحت باشد و می‌بینند که سختترین دشمنشان دربهای آمریکا را می‌کوبد و آمریکاییان بسیاری هستند که از آنان استقبال می‌کنند و به همین دلیل آخوندها دیوانه‌وار بسیج شده‌اند تا از طریق لابی‌شان تلاش کنند تا از طریق راههای در دسترس و غیرآن سازمان مجاهدین خلق را در لیست نگهدارند و آخوندها آمادگی کامل دارند تا برای درخواست این امر امتیاز بدهند و حتی در مقابل آمریکاییان بخاک بیافتند و آنان این‌چنین نفاق می‌ورزند و کارهای غیرممکن می‌کنند تا از این امر جلوگیری کنند.
بسیار واضح است که بازنگری وزارت‌خارجه آمریکا درباره حکم سال 1995خود بر علیه سازمان مجاهدین خلق، شروع مرحله تاریخی تعیین‌کننده‌ای است و به همه نیروهای ایرانی مبارز برای آزادی و دمکراسی انگیزه و نیرو می‌دهد، کما این‌که قبل از آن حمایتی استثنایی از مردم ایران در مواجهه با ماشین خونریز مستبد مذهبی خواهد بود، از این‌رو آخوندهای قم وتهران حق دارند که از این بترسند ولی همزمان آمریکاییان حق ندارند در ستایش و چاپلوسی رژیمی که الآن و بعد از بهار عربی در حکم مرده روی زمین افتاده می‌باشد و منتظر تیر خلاص است، اصرار ورزند.