مهرداد هرسینی: آنچه درحماسه برلین رقم خورد

 

مهرداد هرسینی: آنچه درحماسه برلین رقم خورد

در آستانه سالروز تاریخی سقوط دیکتاتوری شاه و انقلاب 22 بهمن، روز گذشته پایتخت آلمان برگزاری پرشکوه تظاهرات عظیم ایرانیان آزاده را با حضور ده ها هزار ایرانی و شخصیت های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و تاثیرگذار بین المللی، دیگر بار تجربه کرد.

سخن از سیل ایرانیان آزاده، اشرف نشانان، یاران و هواداران مقاومت ایران،  سازمان مجاهدین خلق و همچنین نیروهای دموکرات و جمهوری‌خواهی است که در سایه همبستگی ملی صحنه هایی از عزم و پایداری خود را برای یک ایران آزاد و یک جمهوری دموکراتیک به منصّه ظهور نشاندند.

نخست جای هزاران تبریک به دست اندرکاران وسازماندهندگان این حماسه پرشکوه دارد، زیرا در نبود یک سازمان رزم و تلاش و کوشش شبانه روزی آنان  و در نبود چنین آلترناتیو مردمی با برنامه 10 ماده‌‌یی، به یقین میدان برای شاه و شیخ و ادامه تلاش های آنان با هدف منحرف نمودن جنبش مردمی و رساندن صدای واقعی جامعه دردمند ایران، به انحراف می رفت.

این همان جوهر اصلی برای این خیز ملی می باشد که با صف بندی قاطع خود، نه تنها پیام سرنگونی دیکتاتوری ولی فقیه، بلکه فراتر از آن مرزبندی انقلابی، مردمی و ملی  میان صف « جمهوری خواهان » و « استبداد سلطنتی»  را یکبار دیگر روشن و پیام اش را به جهانیان ساطع نمود.   

آری ایرانیان با هر قوم، ملیت، عقیده و دیدگاهی در این اجتماع بزرگ شرکت کردند و نشان دادند که ایران فردا، با وحدت ملی و در سایه اتحاد میان نیروهای دموکراتیک و پایبند به اصل خدشه ناپذیر « تمامیت ارضی»، آینده ای بس روشن و عاری از هرگونه شاه و شیخ خواهد داشت.

نخ نبات این اتحاد نیز همان شعار وحدت آمیز « مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد، چه رهبر» بود که اکنون به مانند سدی قوی و خاری در چشمان رسانه های معلوم الحال، استعماری و اتاق های فکر  وابسته به اجنبی برای راه اندازی بساط یک دیکتاتوری دیگر فرورفته است.

همچنین دراین صحنه آنچه که برای هزارمین بار به اثبات رسید، همان وجود جوهر و عرق ملی و میهنی در مقابل دزدان و موج سواران  انقلاب نوین مردم ایران بود. خاندانی فاسد در ینگه دنیا  با اموال دزدیده شده ملت محروم مان، دهه ها خوشگذرانی، عیاشی و مفت خوری نموده و حال یک شبه به مانند دزدان  قافله، بر سربزنگاه انقلاب دموکراتیک ظاهر گردیده اند  تا به مانند خمینی و دیکتاتوری مذهبی، بر خواسته های بحق ایرانیان، خون شهدا، اسرا و زندانیان سیاسی، درد و رنج مادران و بازماندگان قربانیان ستم شیخی، سوار شوند و سهم خواهی کنند. اما باید تاکید کرد : زهی خیال باطل.

بقول خانم مریم رجوی، بعنوان سخنران اصلی در جمع شخصیت های بین المللی و حضار در این صحنه : « می‌پرسند آیا آلترناتیوی هست؟ آری هست. فقط باید به آن چشم گشود. ۴۴سال است که با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ، در آتش و خون دوام آورده. این چراغ راهنما به معنی نفی دیکتاتوری و وابستگی و اثبات آزادی و استقلال است».

بدین سان باید تاکید نمود که این اجتماع پرشکوه، در وهله نخست « پروژه آلترناتیو» سازی‌های قلابی را برهم زد. این سخن را به یقین آن اتاق‌های فکر که بدنیال راه اندازی یک دیکتاتوری دست نشانده دیگر می باشند، بخوبی فهمیده و آن را آویزه گوش خود خواهند نمود.

بدین سان، پیام بسیار روشن است، مردم ایران قرار نیست تا از یک دیکتاتوری به یک دیکتاتوری دیگر بازگردند. این نه تنها خواست بحق مردم، بلکه حاصل دسترنج بیش از 120 سال مبارزه بی امان ایرانیان، از صدر مشروطه تا دوران زنده یاد دکتر مصدق و سپس انقلاب پرشکوه ضد سلطنتی،  برای رسیدن به حریت بشری، دمکراسی و آسایش در سایه یک جمهوری دموکراتیک می باشد.

پیام خلق های میهن مان در این تظاهرات پرشکوه نیز مهر تائیدی براین واقعیت است که ملیت‌های ستمدیده در ایران و با وجود زخم های عمیق از دوران دو دیکتاتوری سلطنتی و مذهبی، متحداً با جنبش سراسری و کانون های شورشی، علیه هرگونه آلترناتیو سازی و دخالت دستان بیگانگان عمل می کند.

در کلام آخر، ملی ترین و مستقل ترین راهکار در مقابل هرگونه دست درازی به انقلاب دموکراتیک و ایرانی بدون شاه و شیخ را باید در طرح « جبهه همبستگی ملی» که بنای آن را مقاومت ایران پایه گذاری کرده است، جستجو نمود.

به یقین این همان واقعیتی است که در آینده ای نه چندان دور سپهر سیاسی و اجتماعی ایران را  دگرگون خواهد نمود.