مهرداد هرسینی: لیست گذاری سپاه – شکست پروژه مشترک شیخ و شاه

 

سرانجام پس از چهار دهه تلاش های شبانه روزی از سوی سازمان مجاهدین خلق و بویژه شخص خانم مریم رجوی در سطح بین‌المللی و دیپلماتیک، اتحادیه اروپا سپاه مردم کش پاسداران را در لیست سازمان های تروریستی و همردیف القاعده قرار داد.

نخست جا دارد تا بهترین تبریکات ملی و میهنی خود را به رهبر هوشیار مقاومت ایران، آقای مسعود رجوی، خانم مریم رجوی، به اشرفیان قهرمان، به اشرف نشانان، به ایرانیان آزاده  و همچنین به  خانواده های شهدا، قربانیان، زندانیان سیاسی  و قیام آفرینان در شهرهای میهن ابراز داشته و امید داریم که در سایه وحدت ملی، سرانجام مردم ایران و کانون های شورشی کمر این دیکتاتوری خون آشام را خرد کرده و سرنگونی را برای این زیبا ترین وطن به ارمغان خواهند آورد.

اما گذشته از مجموعه اخبار و موضعگیری ها دراین رابطه  طی روزهای گذشته، باید متذکر گردید که این تصمیم تاریخی دارای تبعات بسیار سنگین برای دیکتاتوری ولی فقیه می باشد. برای نمونه  مسدود شدن تمامی دارایی‌های مرتبط با سپاه در قلمروی اتحادیه اروپا، ممنوعیت حمایت یا همکاری با این ارگان تروریستی و زیر شبکه های آن، تحریم شرکت‌ها و افراد وابسته به سپاه، ممنوعیت سفر، تجارت خارجی، تراکنش های بانکی، اقتصادی و حتی خرید نفت از زیر مجموعه ها سپاه و اعمال تحریم‌ها علیه افراد و شرکت‌های مرتبط با برنامه موشکی و پهپادی، صادرات فناوری و لیست‌گذاری نام شرکت‌ها و افراد مسئول در توسعه این صنایع از جمله این تبعات هستند.

اما آنچه که در این رابطه قابل توجه می باشد، اتحادیه اروپا زمینه  لیست گذاری تروریستی  برای  گروه ها و سازمان ها و نیروهای سرکوبگر را از فردای حملات 11 سپتامبر در سال 2001 آماده کرده بود. لذا از منظر حقوق بین المللی و تعهدات جامعه جهانی،این  لیست‌گذاری برخلاف تحریم‌ها از سوی  کشورهایی مانند  آمریکا،  کانادا و یا استرالیا،  منفرد نبوده، بلکه یک اقدام جمعی در درونِ چارچوب سازمان حقوقی اتحادیه اروپا می باشد  و برای تمامی 27 کشور عضو آن الزام آوراست..

دراین راستا نیز باید تاکید کرد که  اتحادیه اروپا دو نوع فهرست مهم در دستور کار خود  دارد:

نخست  افراد و نهادهایی که به‌دلیل نقض حقوق بشر، حمایت از خشونت، حمایت از جنگ و  سرکوب می باشند که عمدتا شامل  تحریم های اقتصادی و مالی هستند  و دیگری فهرست سازمان های تروریستی،  برای نمونه  تصمیم اخیر درباره سپاه پاسداران.

به موازت این نکات نیز باید تاکید نمود که این اقدام، بیش از آن که صرفاً یک تحریم نمادین  اقتصادی باشد، دارای پیام تند سیاسی و دیپلماتیک  برای دیکتاتوری ولی فقیه بوده و ترجمان این واقعیت است که اتحادیه  اروپا دیگر نمی‌تواند سرکوب داخلی در ایران  و اقدامات مخرب سپاه بویژه در زمینه  امنیت را بی‌پاسخ بگذارد.

این همان نکته کلیدی برای لیست گذاری می باشد که برخلاف تمامی ادعا ها از سوی محافل مماشاتگر  و تلاش برای وصله و پینه نمودن این تصمیم تاریخی به دیگر مسائل ثانوی، موضوع نقض حقوق بشر و سرکوب خونین علیه قیام آفرینان و کانون های قهرمان شورشی  نقطه عزیمت برای لیست گذاری بوده است.

.براین منطق این تصمیم  اتحادیه اروپا یک گام نمادین و سیاسی مهم است  که پیامی قوی علیه سرکوب داخلی و نقض حقوق بشر در ایران  ارسال می‌کند  که در سایه آن  ابزار و راهکار های جدید  حقوقی  برای هرگونه مراوده با دیکتاتوری ولی فقیه ایجاد می نماید. .

از منظر دیگر نیز باید به « مرگ برجام » و یا هرگونه مصالحه  که خامنه ای برای پیشبرد پروژه ساخت بمب اتم سرمایه گذاری کلانی برای راه اندازی  و ادامه آن کرده بود، اشاره شود، زیرا پیام این لیست گذاری به معنا پایان توهم میانجیگری و مماشات با دیکتاتوری مذهبی است که حتی اگر خامنه ای درمانده فردا روزی تصمیم به دادن امتیاز در این رابطه بگیرد، این لیست گذاری به مانند سدی در قابل تمامی توطئه های وی عمل کرده و همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند، زیرا مبنای اصلی برای آن، اساسا نه « هسته ای»، بلکه برپایه تروریسم و نقض حقوق بشر در ایران بنا گردیده است.

این همان پیروزی بزرگ مقاومت ایران می باشد که  اکنون با لیستی از شهدا و اسرا و وجود یک استراتژی مردمی، به سرانجامی بنام « لیست گذاری سپاه پاسداران » راه برده است.

اما درصحنه داخلی به یقین این لیست گذاری علاوه بر شکستی سنگین برای خامنه ای به عزای رضا پهلوی و بازماندگان سلطنت مدفون شده  نیز تبدیل شده است.

در این راستا نیز رضا پهلوی بکرات  نه‌تنها با  پروژه‌ی «لیست‌گذاری سپاه» موافق نبوده و و آن  را برخلاف سازمان مجاهدین، رهبری نکرده، بلکه آشکارا به طرفداری از این ارگان مردم کش،  جذب آن و همکاری آشکار با بدنه‌ی سپاه تبلیغ و در الویت امور خود قرار داده است.

بیان این جملات که « سپاه دشمن ملت نیست، بخشی از ملت است»، بوضوح نه تنها با منطق لیست گذاری تروریستی سپاه ناسازگار، بلکه ترجمان همکاری آشکار با آن می باشد. سخن از پروژه ای است که وی بکرات آن را بر سه پایه  گذار بدون فروپاشی با جذب نیروهای سرکوبگر، پیام آشتی به سپاه و ارائه یک تصویر غلط به غرب با امید به ایجاد شکاف در درون ساختار حاکمیت در تهران برنامه ریزی کرده بود.  

بدین سان اگر رضا پهلوی تا چندی پیش بدلیل دلائل فوق  علیه  این  لیست گذاری عمل می کرد، اکنون بدلیل وجود رادیکالیسم انقلابی در داخل ایران و تاثیرات منطقی اش بر سیاست های خارجی که اساسا ضد هرگونه سازش می باشد، خود را نیست و نابود کرده است.

این دقیقا نتیجه همان چشم دوختن به کشورهای خارجی، جنگ و سیاست های مملو از اشتباه با هدف موج سواری بر خواسته ای دمکراتیک مردم ایران می باشد.

آری اتحادیه اروپا با این تصمیم تاریخی،اساسا برای فرزند شاه مخلوع مشروعیتی قائل نبوده و وی را به بازی نگرفته و بصراحت  اعلام کرده که وارد معادلات نمی کند.

بدین سان باید تاکید کرد که این لیست‌گذاری یک شکست راهبردی جدی برای پروژه‌ی اصلی رضا پهلوی بود، زیرا آنچه که او می خواست و بجد بدنبال آن بود عملا پوچ از آب درآمد و به کوهی بنام واقعیت های سرسخت و سیاست های اصولی مقامت ایران  برخورد کرد.

در یک جمعبندی اجمالی، اکنون  با لیست گذاری سپاه، هم شیخ و هم شاه با شکستی سنگین برای بقاء و ادامه هر نوع  دیکتاتوری روبرو گردیده اند .

بقول رهبر مقاومت : « اکنون جهان به حقانیت مبارزه ما با فاشیسم دینی و حق دفاع از خود این خلق ستمدیده

و تسلیح فرزندانش در صفوف ارتش آزادی گواهی می‌دهد.

بچهٔ‌شاه که همیشه مجاهدین و رزم‌آوران ارتش آزادی را «بخشی از مشکل» و سپاه و بسیج را «بخشی از راه‌حل» می‌دانست، اکنون بور شده و سرمایه‌گذاری‌اش بر روی سپاه سوخته است».

 

 

..