رضا پهلوی از چند دهه پیش نا آگاهانه یا آگاهانه و با اشراف، عمد یا غیرعمد به صورت یک مجری پروژه های ضد اپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی عمل می کند.
او همچنین طی اینهمه سال، طوری عمل کرده که نمی شود در کارهایش رنگی از وابستگی را ندید.
به شهادت کارشناسان خارجی و ایرانی، فامیل و آشنایان و یاران نزدیک و دورش، از یک سو دست رد به سینه ی رژیم آخوندی وُ بیگانه ای نزده ، از سوی دیگر دست پیش رژیم وُ بیگانگان فراوان دراز کرده است . از رفسنجانی بگیر تا حسن روحانی، از آمریکا بگیر تا عربستان و اسرائیل.
او صحنه شکنی ماهر و زیر میز زنی قهار است. مخالفان جمهوری اسلامی در این مورد کم از او رکب نخوردهBاند. نمی شود در این باره از نمونه ای یاد کرد که او آن را شکسته ورشکسته نکرده باشد.
او نشان داده که مسؤلیت پذیر نیست و خراب کاری هایش را گردن نمی گیرد. نمونه آخرش همین در رفتن از زیر بار مسؤلیت فراخوان دادن های بی جا و بی موقع برای کشاندن مردم به خیابان و سپس فرمان تصرف این یا آن سازمان و مؤسسه و زرارتخانه ها و گردن نگرفتن عواقب و عوارض آنها .
او دروغ گویی ناشی و خالی بندی پرمدعا است. خانم مصاحبه گر به او می گوید شما فراخوان و فرمان به تظاهرات و رویارویی با سرکوبگران را داده ای،اکنون که منجر به یک کشتار بزرگ و بدون هیچ دستاوردی شده است، آیا قبول مسؤلیت میکنی؟
او با پررویی بلاهت آمیز می گوید من از آنها نخواسته ام، آنها خودشان از من خواسته اند که رهبرشان باشم . جنگ هم تلفات دارد!
او با این موضع گیری علاوه بر اینکه نشان داد که تا چه اندازه در بی مسؤلیتی بی پرواست، این گزک را هم به دست رژیم آخوندی داده که بگویند اینها که کشته شدند با توجه به اظهارات رهبرشان آمده بودند به جنگ ما . و جنگ هم البته که تلفات دارد!
همینجا است که می گویم در این کشتار او و رژیم جمهوری اسلامی مسؤلیت مشترک دارند!
او که تا دو هفته پیش از کشتار همه جا جار میزد که بیش از 50000 نفر از نظامیان و پاسداران و بسیجی ها به او پیوسته اند. اکنون نمی گوید که با این خالی بندی مضحک، چه بلائی بر سرکسانی آورده که با اعتماد به این دروغ قربانی شده اند.
او نمی گوید به چه حسابی، با اتکاء به کدام نیروی میدانی و با چه تدارکاتی و چه برنامه ریزی و سازماندهی مناسبی و به پشتوانه تدبیر و تصمیم کدام اتاق جنگ، فرمان تصرف مراکز و سازمان های دولتی را صادر کرده است.
او اگر به همان فرمان دادن برای شعار سر دادن از پشت پنجره ها بسنده میکرد ،احتمال وقوع چنین کشتاری بسیار اندک می بود و شاید هم اصلا اینگونه پیش نمی رفت!
او اکنون هم چشم به دهان ترامپ و دست های نتانیاهو دارد. خیال می کند از آش آنها نیم کاسه ای هم کف دست دراز شده ی او گذاشته می شود!
اما آخرین و شاه کار خالی بندانه اش مطلبی است در باره بازگشتش به ایران ! او در مصاحبه با یک روزنامه آلمانی گفته در تدارک بازگشت به ایران است و حتا ممکن است که پیش از سقوط رژیم به ایران برگردد و با هم میهنانش همراه شود.
من به او می گویم داری دروغ می گویی و خالی می بندی.
و همین جا به همه و مشخصا به او می گویم : آقای پهلوی اگر تو پیش از سقوط نظام جرات کنی مثل خمینی به ایران برگردی، من هزار بار بابت هرچه علیه تو گفته ام ازت عذر خواهی می کنم و از جمهوریخواهی هم دست می کشم و به پادشاهی تو رای می دهم!
تنها به یک شرط: حمله نظامی احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران، راهت را باز نکند! زیر من من به این اصل باور دارم : « نه مماشات ، نه حمله و مداخله نظامی، سرنگونی نظام با قیام و انقلاب مردم ایران»!
حرف آخر: آقای پهلوی، همه ی کارهای تو نشان از این دارد که تو برگ بازی در دست رژیمی، اما من هنوز مدرک محکمه پسند ندارم که تو را به این وابستگی و سرسپردگی به جمهوری اسلامی متهم کنم!