در روزهایی که ایران شاهد خیزش دوباره مردم، بازاریان، دانشجویان، معلمان و اقشار مختلف جامعه برای احقاق حقوق بنیادین خود، بعبارتی خواهان سرگونی رژیم فاشیستی مذهبی است، جامعه ورزشی نیز بار دیگر نشان داد که ورزش تنها میدان رقابت و مسابقه نیست، بلکه عرصهِ بروز وجدان، اخلاق، مسئولیت ملی و نقش اجتماعی تأثیر گذار است.
واکنش و همبستگی شماری از ورزشکاران در رشتههای مختلف با مردم معترض، رفتاری شجاعانه و در امتداد همان ارزشهایی است که سالها از آن با عنوان جوانمردی، پهلوانی و غیرت ملی یاد کردهایم. ورزشکاری که در کنار مردمش میایستد، نه سیاستورزی میکند و نه قانونشکنی؛ بلکه به رسالتی انسانی، ملی و اخلاقی وفادار میماند.
در مقابل، آنچه تأسفبار و نگرانکننده است، فشار سیستماتیک بر ورزشکاران برای سکوت، حذف مواضع شخصی و پاککردن نشانههای همدلی با مردم است. نمونهی آشکار آن، فشاری است که از سوی علیرضا دبیر، رئیس فدراسیون کشتی- فردشناخته شده و یک لمپن ذوب شده در ولایت، بر کشتیگیران وارد شده است؛ فشاری که نه از جایگاه مدیریت و مسئولیت ورزشی، بلکه از موضع وفاداری سیاسی به ساختار قدرت اعمال میشود.
کشتی، بهعنوان نماد تاریخی پهلوانی در ایران، بیش از هر رشتهای با مفاهیمی چون آزادگی، شرافت و ایستادگی گره خورده است. چگونه میتوان از کشتیگیری انتظار داشت مرام و ارزش های جهان پهلوان تختی را الگوی خود می داند، اما در برابر درد و رنج مردمش خاموش بماند؟
تجربهی چند دههی گذشته بهروشنی نشان میدهد که سیاست سرکوب در ورزش، نتیجهای جز فرار استعدادها نداشته است. دهها و صدها ورزشکار ایرانی، از رشتههای مختلف، به دلیل فشارهای امنیتی، عقیدتی و اخلاقی، ناچار به ترک وطن شدند. امروز بسیاری از همانها، در تبعید، صدای مردم ایران و نمایندهی شرافت ورزش ایرانی در جهان هستند؛ حقیقتی که نمیتوان با دستور و تهدید نادیده گرفته شود.
بسیاری از ورزشکاران مردمی در داخل ایران نیز بصورت مستمر مورد تهدید، محرومیت، زندان و شکنجه قرار گرفته اند. یاد ورزشکارانی چون حبیب خبیری کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، فروزان عبدی کاپیتان تیم ملی والیبال زنان ایران، هوشنگ منتظرالظهور عضو تیم ملی کشتی فرنگی ایران، نوید افکاری کشتی گیر از معترضین اعتراضات مرداد ۱۳۹۷، علاءالدین عترتی کوشالی بازیکن فوتبال تیم های ملوان بندر انزلی و پرسپولیس تهران و دهها ورزشکار دیگر، که در مقابل دیکتاتور های زمانه خمینی و خامنه ای جانی سرخم نکردند و با افتخار ایستادند و اعدام شدند، گرامی میداریم.
من، بهعنوان یک ورزشکار، وظیفهی خود میدانم که از تمام ورزشکارانی که در این روزها در کنار مردم ایستادهاند حمایت و پشتیبانی کنم، از آنان که هزینه دادهاند، تهدید شدهاند، یا ناچار به سکوت، یا راهی شکنجهگاه ها شدهاند.
حقیقت این است که سکوت ما، نه بیطرفی، که همراهی ناخواسته با ظالم و سرکوبگر است. نگاه کنید که چگونه دختران و پسران شجاع و از جان گذشته با دست های خالی، ولی با اراده ای محکم بی پروا با شعار «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» قهرمانانه برای تغییرو رهایی بر کف خیابانها پای می کوبند. تاریخ، نام کسانی را که در لحظههای سرنوشتساز کنار مردم ایستادند، به یاد خواهد سپرد.
تلاشهای مذبوحانه وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران رژیم پا بگور آخوندی، برای برجسته سازی «بچه شاه» و تبلیغات رسانه های فارسی زبانی که با پول و حمایت اجنبی و جعل اخبار و شعارهای تظاهر کنندگان به نفع آلترناتیو موهوم سلطنت، تنها در خدمت سنگ اندازی در مسیر قیام و سرنگونی نظام آخوندی است، مردم قهرمان ایران و ورزشکاران مردمی و وطن پرست را نمیفریبد.
ورزشکاران، سرمایهی اجتماعی ایران زمیناند. هیچ مقام و مسئولی مالک وجدان، اندیشه و شرافت آنان نیست.
امروز، بیش از همیشه، ایران به صدای آزاد، مسئول و مردمی ورزشکارانش نیاز دارد.
بهرام مودت
دروازهبان سابق تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه پرسپولیس