او زمانی که تراستهای بزرگ، لیبرالیزم وحشی و سیستم بانکی بین المللی را تقبیح می کند از هر زمانی راحت تر است. ژان زیگلر به نوعی پایان ناپذیر است او همیشه حی و حاضر است. وی به طور مرتب جوایزی دریافت می کند، مهمان افتخاری سمینارهای است که در چهار گوشه برگزار می شود و وقت هم برای انتشار کتابهایش پیدا می کند. آخرین اثر او، ”انهدام جمعی، ژئوپلیتیک گرسنگی“ قباحت سیستم را که بخشی از ساکنان کره زمین را محکوم به مرگ از گرسنگی می کند، افشا می نماید. او برخلاف انتظار کسانی عمل می کند که گمان می بردند که انقلابات عربی و مشکلات رژیم های که او برخی مواقع کمی بیش از حد رعایتشان را می کرد، وی را مجبور به سکوت خواهد کرد. حتی اگر چه او می پذیرد که برخی وقتها دچار اشتباه شده ولی روح وی همچنان سر کش است.
علت نگارش این کتاب و انتخاب چنین عنوانی برای آن چیست؟
زیرا گرسنگی اولین علت مرگ و میر در جهان است. این رسوایی شماره یک این قرن است. 35 میلیون نفر در سال می میرند. این ارقام وحشناک است. هر پنج ثانیه یک کودک بر اثر گرسنگی جان می دهد.
با این حال شما می گویید که برای مدتهای طولانی خودمان با این وضعیت تطبیق داده بودیم.
بله، در این خصوص از تئوری مالتوس پیروی می شد. به گرسنگی به عنوان یک تقدیر نگریسته می شد. فایده بزرگ آن این بود که وجدان اقشار رهبری کننده غربی را از مسئولیت مبرا می کرد. گرسنگی با خطر رشد بیش از حد جمعیت مقابله می کرد. این خیلی پراتیک بود. بعد، وقتی معلوم شد که هیتلر چگونه با غارت کشورهای اشغال شده، گرسنگی را در اروپا رواج داد، جهان چشمان خود را گشود. مشخص شد که گرسنگی بدست بشر ایجاد شده است. در پایان جنگ جهانی دوم شاهد یک بیداری عالی وجدانها بودیم. امروزه می دانیم که تقدیری در کار نیست. دیگر نمی توان غیر قابل قبول را پذیرفت.
برای تغییر دادن اوضاع چی تلاشهایی شده است؟
پیامد فوری این بیداری، تاسیس سازمان ملل متحد در سال 1945 بود، همراه با ماده 27 در مورد حق تغذیه و تاسیس تغذیه و کشاورزی سازمان ملل (فائو)، و برنامه تغذیه جهانی (پام). در سال 1946 شاهد اولین کارزار جهانی مبارزه با گرسنگی بودیم. سه نفر نقش مهمی در آن زمان ایفا کردند: ژوزوئه دو کاسترو، رونه دومون و آبه پیئر.
ولی شما اعتقاد دارید که دشمنان حق تغذیه، چهره خود را به نمایش گذاشته است. آنها چه کسانی هستند؟
سازمان جهانی تجارت، صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و هفت تراست بزرگی که در 85 در صد بازار قضائی در کنترل خود دارند. قدرت دشمنان حق تغذیه با پدیده جهانی شدن، به اوج خود رسیده است و آنها می گویند حق تغذیه نمی تواند وجود داشته باشد و اضافه می کنند که وقتی نیروهای تولید اقتصاد جهانی به اندازه کافی توسعه یابند، بازار گرسنگی را کاهش خواهد داد.
ولی نظریه های آنها بوسیله واقعیت تکذیب شده اند. از زمان فروپاشی بلوک شوروی مدل سرمایه داری جهان را فتح کرده است. نتیجه اش را مشاهده می کنیم. . . . .
شما به بحران در شاخ آفریقا فکر می کنید. . .
پام نیمی از بودجه خود را از دست داده است. از شش میلیارد دلار در سال 2008 به 3. 2 میلیارد دلار کاهش یافته است. در اردوگاههایی که سازمان ملل در اتیوپی، در شمال کنیا، در اریتره ایجاد کرده است، کارکنان مجبورند اجازه ورود به صدها خانواده ندهند زیرا پول به اندازه کافی در اختیار ندارند تا آمپول های درمانی غذایی مخصوص تزریق به کودکان، خریداری کنند. در حال حاضر، پام جیره های غذایی معادل 1100 کالری، یعنی نصف مینیمم حیاتی، را توزیع میکند زیرا کشورهای بزرگ صنعتی که هزینه آن را تامین می کردند، دیگر پولی پرداخت نمی کنند. این کشورها پول خود را به بانکها سرازیر کرده اند، یعنی همان بورس بازانی که به ورشکستگی سیستم کمک کردند. همانهایی که باعث مرگ مردم در ابعاد هزار هزار می شوند. جای آنها مقابل دادگاههاست.
شما بورس بازان را افشا می کنید. . .
قیمت ذرت 93 درصد و بهای برنج 110 درصد افزایش یافته است. حجم سرمایه کسانی که به بازار بورس مواد اولیه غذایی روی آوردند، رشدی معادل 2300 درصد داشته است. و از این قراردادها، فقط دو درصد آن مربوط به تحویل جنس می شود و بقیه آنها به طور کامل بازی در بورس بوده است. بایستی بتوانیم بورس بازی بر روی مواد غذایی را ممنوع کنیم.
نتیجه گیری شما تلخ و سختگیرانه است. . .
بله، ولی خوشبین هم هست. هدف کتاب من تقویت وجدان مقاومت هر شهروند است، زیرا در دمکراسی، ناتوانی وجود ندارد. بیش از پیش، جامعه مدنی دیگر وضعیت حاضر را نمی پذیرد. مکانیسم هایی که باعث گرسنگی می شوند، مانند سوخت زیستی، بورس بازی، دامپینگ کشاورزی [دامپینگ به معنای فروش تولیدات کشور در خارج به بهایی ارزانتر از داخل کشور است-م] و یا بدهی خارجی، می توانند به گونه یی دمکراتیک و با بسیج مردمی نابود شوند.
چه چیزی بیش از همه شما را به خشم می آورد؟
سرقت زمین ها. سال گذشته، 41 میلیون هکتار به غیرشفاف ترین شکل، به تراست های بزرگ واگذار شده است. باید فروش زمین های زراعی را بدون جبران خسارت مناسب برای دهقانانی که از آن زمین ها اخراج می شوند، ممنوع کرد.
چگونه؟
در مارس آینده، در هفدهمین اجلاس شورای حقوق بشر، ما یک کنوانسیون در مورد حقوق دهقانان ارائه خواهیم کرد. کنوانسیون مزبور توسط Via Campesina، جنبشی که سازمانهای کوچک و متوسط دهقانی در سرتاسر جهان را هماهنگ میکند، تدوین گشته و در متن آن آمده است که هر دولتی که بدون جبران خسارت، دهقانی را از زمینش اخراج و آن زمین را به تراستهای خارجی بسپارد، می تواند در مقابل دادگاههای بین المللی مسئول شناخته شود.
آیا انتظارات بالاست؟
بله، البته. در بسیاری جاها شاهد شعله ور شدن شورش های دهقانی هستیم که علت آن سرقت زمینهایشان می باشد. وضعیت به گونه یی است که تعداد زیادی از کشورها به نفعشان است که این مسئله را حل نمایند، و گرنه، تهدید جنگ داخلی وجود دارد. ما به عصر امیلیانو زاپاتا برگشته ایم. در بسیاری از جاها، دهقانان شعار Tierra y Libertad [زمین و آزادی] را به شعار خود تبدیل کرده اند.