فعالین حفظ این دریاچه میگویند، خشک شدن آن بر اثر نتیجه مستقیم سیاستهای دولت و سو مدیریت است و آنها خواهان اقدام فوری هستند…
دولت ایران از اعتراضهای صلحآمیز خوشش نمیآید و مانند سایر مسائل مهم کشور، نسبت به مباحثات علنی و تجمعات مردمی خشم خود را نشان میدهد. رژیم ایران تجمعات را خواه بزرگ باشد یا کوچک - - و حتی در صورتی که کاملاً مسالمتآمیز و غیرسیاسی باشد - - در صورتی که توسط خود دولت ترتیب داده نشده باشد و تحت کنترل خودش نباشد، تهدیدی برای امنیت ملی خود تلقی میکند.
همان دولتی که از قیامهای اخیر در انگلیس بهعنوان اعتراضهای مشروع فقرا و سرکوب شدگان انگلیسی حمایت کرد، نمیتواند یک اعتراض مسالمتآمیز بر سر محیط زیست را در کشور خودش تحمل کند.
رژیم ایران از اعتراضها در استانهای ایران با اقلیتهای قومی احساس تهدید بسا بیشتری میکند. رژیم ایران جداییطلبان را به قرار داشتن پشت هرگونه اعتراض و مخالفتی متهم میکند، ولی قهر غیرمنطقی که این رژیم برای فرو نشاندن اعتراضهای مشروع بهکار میگیرد تنها به شعلهور نمودن چنین گرایشهایی کمک میکند.
آذریها اقلیت کوچکی در ایران نیستند و اشتباه است که بگوییم علیه آنها تبعیض صورت گرفته است (رهبر عالی خودش از نسل آذری است)، ولی سیاستهای دولت در 3 دهه اخیر باعث شده ”ما احساس کنیم آنها علیه ما هستند“.
اعتراضهای اخیر در شهرهای تبریز و ارومیه هنگامی شروع شد که مجلس یک لایحه اضطراری برای افزودن آب به این دریاچه را رد نمود…
آنچه در جریان یک مسابقه فوتبال با شعار ”دریاچه ما دارد نفسهای آخر خود را میزند و مجلس دستور مرگ نهایی آن را میدهد“ شروع شد، وبه اعتراضهای خیابانی در این دو شهر بزرگ در استانهای آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تبدیل گشت.
هیچ فراخوانی به سقوط رژیم وجود نداشت، شعارها همه در مورد حفظ دریاچه بود و معترضین مسالمتآمیز بودند، ولی پاسخ رژیم - - سرکوب شدید، استفاده از گاز اشکآور و گلوله های پلاستیکی - - نشاندهنده ماهیت سرکوبگرانه آن است…
دریاچه ارومیه و اعتراضها در ایران شدیداً به کمک افکار عمومی بینالمللی نیاز دارد. امیدواریم این کمک دست رد نخورد.