هنگامی که مریم رجوی از کشورش ایران و از آنچه داخل ایران میگذرد سخن میگوید. تلخی ستمی که به این خلق رفته است را احساس میکند و برای آنها آرزوی رهایی هر چه زودتر میکنی و اینکه نسیم بهار عرب در اولین فرصت بر آنها نیز بوزد. مریم رجوی. واقعیت زن اسلامی احترام برانگیز است.. « المصری الیوم» این گفتگو را با او انجام داده است:
1. در ابتدا آخرین اخبار شورای ملی مقاومت ایران چیست؟
ج. دررابطه با شورای ملی مقاومت باید بگویم که ما امسال سی امین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران را جشن گرفتیم تجربه سی ساله بطلان هرگونه تحول از درون رژیم و یا از طریق مماشات و مذاکره با آن را ثابت کرده و نشان داده است که همین مقاومت و ایستادگی آن بر سر اصول مبارزه برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه، یگانه راهگشا و الهامبخش مبارزه مردم ایران برای آزادیست. واقعیت اینست در شرایطی که اوضاع سیاسی چه در ایران و چه در منطقه، بطور بیسابقهای در هرحال غلیان و جوشش است و قیامهای فوریه و مارس امسال نشان داد که دستگیریها و اعدامها نتوانسته اند رژیم را از طوفان قیامها مصون سازند و تشدید منازعه در راس هیات حاکمه، بیانگر شدت تزلزل رژیم و لرزه های سرنگونی است. در مقابل پایداری اشرف در برابر یورش جنایتکارانه 8 آوریل ، کارزار جهانی حفاظت از ساکنان اشرف، صدور حکم دادگاه فرانسه مبنی بر نفی اتهام تروریسم علیه مقاومت و تصریح بر مشروعیت مقاومت مردم ایران و اعتلای این مقاومت است.
2. شما آنچه را که هم اکنون در داخل ایران میگذرد چگونه ارزیابی میکنید؟
ج. شرایط داخل ایران کاملا انفجاری است. بدنبال قیام گسترده مردم ایران در سال 2009 که خواست مردم ایران برای سرنگونی تمامیت رژیم و حکومت ولایت فقیه را بارز کرد، رژیم با سرکوب مطلق سعی در مهار جامعه داشته است اما که قیامهای ماههای فوریه و مارس امسال نشان داد که این سرکوب مطلق هم نتوانسته است این شرایط انفجاری را کنترل کند. اقتصاد ایران بواسطه سیاستهای مخرب ملایان و همینطور فساد و چپاول افسار گسیخته آنان و اختصاص بودجه های سرسام آور به تلاش برای بدست آوردن سلاح اتمی و صدور بنیادگرایی و همینطور سرکوب داخلی کاملا در بحران بسر می برد. از سوی دیگر تضادهای درونی رژیم ابعادی بخود گرفته اند که در 30 سال گذشته کاملا بی سابقه بوده است و همانگونه که در هفته های اخیر هم شاهد آن بوده ایم دیگر حتی به تضاد بین خامنه ای و رئیس جمهور دست نشانده اش احمدی نژاد رسیده است.
3. آخرین تحولات مربوط به کمپ اشرف در عراق چیست و چه چشم اندازی وجود دارد ؟
حملة 8 آوریل امسال به اشرف واکنش رژیم برای مهار نیروی سرکش آزادی در جامعة ایران مخصوصاً بعد از شعلهورشدن دوبارة آتش قیامها از زیر خاکستر خیانت بود. در 28 و 29 ژوئیه 2009 هم یک ماه و نیم بعد از شروع قیامها, ولیفقیه، برای حفظ تعادل خودش بشدت بهحمله به اشرف/ نیاز داشت. زیرا بود ونبود رژیم در ارتباط مستقیم با فنا و بقای ضد رژیم است. این حقیقتی است که در 30 سال گذشته بارها آزمایش شده است. و حالا/ طوفان قیامهای منطقه هم به آن افزوده شده و رژیم را میلرزاند. اینجا بود که ستونهای زرهی برای پاکسازی کامل به اشرف یورش بردند.
اما مجاهدان آزادی در کارزاری بیسابقه با دست خالی در برابر نیروهای زرهی/ طرح قتلعام و انهدام اشرف را خنثی کردند. با 36 شهید و با 350 مجروح که هنوز جان تعدادی از آنان بخاطر شدت جراحت در خطر است و از مینیمم امکانات درمانی و پزشکی محروم هستند.
در باره آینده اشرف همچنانکه در طرح اروپا آمده است باید محاصرة اشرف خاتمه پیدا کند باید افراد مسلح از اشرف بیرون بروند و باید تحقیقات بیطرفانة بینالمللی در بارة این جنایت بلادرنگ آغاز شود. تا تعیین تکلیف نهایی بطور مضاعف، ضروری است ملل متحد حفاظت اشرف را برعهده بگیرد و ناظران سازمان ملل در اشرف مستقر شوند. از ایالات متحده و اتحادیه اروپا فقط میخواهیم حفاظت همین ناظران را تأمین کنند.
چند روز پیش طالبانی رئیس جمهور عراق، برای خوشآمد خامنه ای و احمدی نژاد گفت: «تصمیم داریم که اردوگاه اشرف در پایان سال جاری بسته شود....و یک کمیته سه جانبه از عراق و جمهوری اسلامی ایران و صلیبسرخ تشکیل شد برای ایجاد راهکارهای لازم در این خصوص و ما تصمیم داریم مانع هرگونه تجاوز به همسایگان باشیم». تکذیب بلافاصله مشارکت کمیته بین المللی صلیب سرخ از سوی رئیس این کمیته در بغداد در این کمیته و در بستن اشرف، نقش مستقیم رژیم ایران در دیکته کردن منویات خود به دولت عراق در رابطه با ” اشرف” را روشن تر و برجسته تر کرد
ضرب الاجل های دیکته شده از سوی رژیم ایران برای بستن اشرف تا پایان 2011، تلاشی مذبوحانه برای اجتناب از عواقب داخلی، منطقه یی و بین المللی جنایت علیه بشریت در اشرف در 8 آوریل و تحت الشعاع قراردادن فراخوان جامعة بین المللی به تحقیقات «جامع، شفاف و مستقل» در این خصوص است. در همین رابطه باید تأکید کنم که ایالات متحده به خاطر واگذاری مسئولیت حفاظت اشرف، مسئولیت دارد. زیرا آن را به دولتی سپرد که قصد آن برای سرکوب ساکنان اشرف پیشاپیش محرز بود.
من در اینجا همه شعوب و دولتهای عربی و همه رجال دین در کشورهای عربی و مسلمان بخصوص در مصر شقیق به حمایت از اشرف فرا میخوانم. حمایت از اشرف نه تنها یک وظیفه انسانی بلکه حمایت از مردم ایران، و دفاع از مهمترین سنگر ضد تطرف دینی و کمک به ممانعت از گسترش این پدیده شوم در جهان اسلام است
4. یکسال است که بسیار پیش بینی کرده اند در ایران انقلاب میشود اما رژیم آخوندی قیام را سرکوب کرد. آیا شما بر این باور هستید که رژیم آخوندی بزودی سرنگون خواهد شد؟
ج. تردیدی نیست که رژیم ایران آخرین دوران حیات خود را سپری میکند. همه شرایط انقلابی در جامعه ما در ماکزیمم خودش وجود دارد.

5. این شرایط چیستند؟
اول- نارضایتی گسترده اجتماعی و نفرت عمومی از رژیم حاکم
دوم- یک مقاومت سازمان یافته و یک سازمان پیشتاز رهبری کننده قدرتمند مانند شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران وجود دارد که طرح ها و برنامه ها و نقطه نظرهایش را برای آینده اعلام کرده است.
سوم که البته خود ناشی از دو عامل اول است، بحران در درون رژیم ایران و جنگ گرگها که توقف ناپذیر است. از آنجایی که این رژیم رفرم ناپذیر است، تضادها و مخاصمات درونی اش بیشتر و بیشتر میشود. شش سال پیش خامنه ای ولی فقیه رژیم تلاش کرد با رییس جمهور کردن فردی که نقش پادوی او را داشته باشد، یعنی احمدی نژاد , یک رژیم تک پایه بوجود بیاورد که هیچگونه تناقضی در داخل خود نداشته باشد. او افرادی که سالها مصدر بالاترین خدمات به این رژیم بوده اند مانند نخست وزیر سابق و رییس مجلس سابق این رژیم را از دور انتخابات حذف کرد و رفسنجانی که همواره نفر دوم این رژیم بوده است و تعیین کننده ترین نقش را بعد از مرگ خمینی برای روی کار آوردن خامنه ای داشت بتدریج کنار زد. اما بر اثر شدت یافتن نارضایتهای اجتماعی و وضعیت انفجاری وملتهب جامعه ایران, این بار شکاف عمیق بین احمدی نژاد و خامنه ای بارز شد. یعنی آتش بدرون خانه خود خامنه ای افتاد و همان رییس جمهوری که تا همین چند ماه پیش او را بهترین رییس جمهور حکومت آخوندها توصیف میکرد، در مقابل خودش قد علم کرده است. این جنگ قدرت در درون رژیم هیچ برنده ای ندارد و به سرنگونی تمامیت نظام پلید آخوندی کمک میکند.
6. ارزیابی شما درمورد آنچه در مصر در رابطه با دستگیری یک جاسوس که بعنوان دیپلمات در سفارت (ایران) صورت گرفته است, چیست؟
ج. دستگیری این جاسوس یک بار دیگر این حقیقت بارها به اثبات رساند که کل سفارت و دستگاه نمایندگی دیپلماتیک رژیم در کشورها دیگر در واقع چیزی نیست جز دستگاه صدور تروریسم و بنیادگرایی رژیم در کشورهای دیگر. از اینرو قطع روابط دیپلماتیک و بستن سفارتهای رژیم در هرکشور بیش از این که یک موضعگیری سیاسی باشد یک اقدام امنیتی برای جلوگیری از اقدامات تروریستی رژیم و مسدود کردن راههای رسمی و غیر رسمی نفوذ آخوندها در سایر کشورهاست. بنابراین در اساس کار و وظایف ثابت کسانی که به عنوان دیپلمات در سفارتهای رژیم کار میکنند, فعالیتهای جاسوسی در خدمت تروریسم و بنیادگرایی رژیم است.
7. مناسبات شما با رژیم سابق در مصر و با نظام کنونی چگونه است؟
ج. با دولت سابق مصر رابطه ای نداشتیم. امیدواریم که دولت جدید در کنار مردم و مقاومت ایران برای استقرار دمکراسی قرار گرفته، از حقوق بشر در ایران دفاع کرده و در مقابل رژیم ملایان و سیاستهای منطقه ای آن مرز بندی جدی نماید. تا آنجا که به کشورهای همسایه و عربمان بر میگردد، روابط برادرانه و دوستانه با ملت ایران باید از همین حالا با دوری جستن از این رژیم که بدترین دشمن مردم ایران و همه مردم منطقه است، پایه گذاری شود.
8. چرا ایران به صدور انقلاب به کشورهای عربی به شیوه خود اصرار میورزد؟
ج. واقعیت اینست که رژیم ایران در قبال کشورهای عربی و به ویژه در شرایطی که بهار قیامهای مردمی در آنجا جریان دارد از دو نگرانی عمده دارد و نیز یک انگیزه برای دخالت.
انگیزه این رژیم برای دخالت استفاده از تنش موجود برای سمت دادن اوضاع به جهتی است که منافع مداخله گرایانه رژیم در منطقه را تأمین کند. خامنهای میخواهد از قیامهای منطقه به عنوان فرصتی برای رژیماش استفاده کند. رژیم تلاش میکند با بهره برداری از شرایط نامتعین کنونی در کشورهای منطقه دخالتهای خود را افزایش داده و پایگاههای خود را در منطقه گسترش دهد، منابع مالی هنگفت و تروریسم ابزارهای این رژیم برای دخالت در کشورهای منطقه است. به همین دلیل است که از روز اول شروع قیامها از جانب مردم و مقاومت ایران توجه خواهران و برادران مان در کشورهای منطقه را به مقابله با این خطر جلب کردم و گفتم و باز هم تکرار می کنم که شرط اساسی سلامت و موفقیت جنبشهای منطقه مرزبندی قاطع و صریح با رژیم ایران و بستن راه نفوذ آن است.
اما دو نگرانی عمده رژیم از بهار عرب اولا گسترش قیامهای به ایران و تعمیق و تشدید نارضایتی و قیام در میان مردم ایران است و دوم و شاید مهمتر فرو ریختن جبهه منطقه ای رژیم است.
9. شما به مداخله رژیم ایران و مداخله حزب الله در سوریه چگونه نگاه میکنید؟ ونظر شما در مورد آنچه در حمایت آنها گفته میشود چیست؟
ج. سقوط رژیم کنونی سوریه در حقیقت بزرگترین متحد رژیم در منطقه را از بین می برد و به شدت به هلال تطرف و بنیادگرایی ضربه میزند و وضعیت را در لبنان و فلسطین و عراق به ضرر نیروهای وابسته به رژیم و بنفع دمکراسی تغییر میدهد. به همین خاطر است که رژیم با تمام قوا تلاش میکند که جلوی پیشروی قیام در سوریه را بگیرد. اما تا همین جا نیز رژیم ضربه بزرگی از قیام سوریه دریافت کرده است
بنابراین رژیم و حزب الله به مثابه جزیی از سپاه پاسداران است، با همه امکانات در صدد نجات رژیم سوریه هستند، رژیم همه امکانات نظامی و تروریستی و دیپلماتیک و سیاسی خود را به کار گرفته است که این رژیم را نجات دهد. حتما شنیده اید که بخشی از گفتگوهای رژیم ایران با رییس جمهور عراق در سفر اخیرش به عراق، حول مساله سوریه و رساندن این پیام به آمریکا بوده است که در مقابل جنایات شوکه کننده دولت سوریه علیه مردم این کشور سکوت کند و از قیام مردم سوریه حمایت نکند. اما باید به خامنه ای و همدستان و مزدورانش در منطقه گفت دیر زمانی است که فرصت آنها سپری شده است و با این تشبثات هیچ کاری نمی توانند بکنند.
10. در مورد برنامه اتمی ایران چه میدانید؟
ج. بر اطلاعات مشخص رژیم ملایان با تمام قوا بدنبال دستیابی به سلاح اتمی است. مقاومت ایران در سال 2002 با افشای سایتهای مخفی در نطنز و اراک، 18 سال مخفی ملایان در زمینه اتمی را افشا نمود و جهان را متوجه این تهدید عاجل نمود. از ابتدا تاکنون مقاومت ایران در بیش از 100 افشاگری،زوایای گوناگونی از برنامه مخفی اتمی ایران را افشا نموده است و نقش بلاعوض و تعیین کننده در این زمینه داشته است. بنا بر اذعان بسیاری از متخصصین. بدون افشاگریهای مقاومت ایران چه بسا ملایان تاکنون به بمب اتمی دسترسی پیدا کرده بودند. بنا بر اطلاعات همین شبکه گسترده مقاومت در داخل ایران و مشخصا در ارگانهادی ذیربط حکومتی، ملایان در هر سه زمینه غنی سازی، تسلیحاتی سازی و همینطور سیستمهای پرتاب بمب و بطور مشخص موشکهای با کلاهک اتمی در حال کار کردن می باشند و سپاه پاسداران ارگان کلیدی و اصلی در پروژه تسلیحات هسته ای رژیم می باشد.
اما مهمتر از تکنیکها و فعالیتهای اتمی رژیم، هدف رژیم از این برنامه است. رژیم دجالانه میخواهد با سوء استفاده از احساسات مردم مسلمان و عرب این طور وانمود کند که دست یابی اش به بمب اتمی توازن قوا بین کشورهای منطقه و مسلمان از یک سو و با آمریکا و اسراییل از سوی دیگر را به نفع کشورهای منطقه بر هم خواهد زد. این یک دروغ بزرگ است.
12. به انقلابهای عربی در مصر وتونس و یمن چگونه نگاه میکنید؟
ج. من معتقدم که موج تغییر در خاورمیانه، پدیده بسیار مبارکی در منطقه و جهان عرب و اسلام است. قیامی که از تونس و مصر شروع شد و در یمن و لیبی و سوریه و عراق امتداد یافته است و دیر یا زود همه جهان عرب و جهان اسلام را فرا میگیرد. این قیامها یک دوران جدید در منطقه آغاز کرده است.
رژیم ایران تلاش میکند که از گسترش قیام به ایران جلوگیری کند اما این تلاشی بیهوده است چرا که نارضایتی در جامعه ایران صد بار بیشتر از کشورهای عربی است و جنایات این رژیم صد بار شنیع تر است. رژیمی که یک قلم 120 هزار زندانی سیاسی را اعدام کرده است و صدها هزار مبارز سیاسی را زندانی کرده است. این ارقام بعد از جنگ جهانی دوم در جهان بی نظیر است و در هیچ کشور عربی نمونه ندارد. رژیمی که 32 سال است تحت عنوان دین و خدا به جنایت و خونریزی مشغول است. در ایران یک مقاومت ریشه دار با خواست سرنگونی رژیم ولایت فقیه و برقراری آزادی و دمکراسی وجود دارد، که سازمان مجاهدین خلق ایران ستون فقرات آنرا تشکیل میدهد و این رژیم برغم سرکوب وحشیانه خود نتوانسته است آنرا از بین ببرد. به همین خاطر وضعیت در ایران کاملا انفجاری است و خامنه ای بشدت از این وضعیت وحشت دارد و تمام حکومت خود را در یک حالت اضطراری بسیج کردهاند تا راه قیامهای بعدی در آینده را ببندند.
13. آیا شما معتقد به جدایی دین از دولت در ایران هستید و چرا؟
ج. سازمان مجاهدین خلق ایران، نیروی محوری شورای ملی مقاومت ایران، یک نیروی مسلمان است اما معتقد به اسلام دمکراتیک، ضد بنیادگرا و کثرت گرا و معتقد به برابری کامل زن و مرد می باشد. تعالیم قران و پیامبر عظیم الشان آن با دیکتاتوری و حکومت بر مردم به نام دین کاملا مخالف است و حاکمیت را از حقوق مردم میداند. به همین خاطر از نظر ما حکومت مبتنی بر دین و حکومت مذهبی ضد تعالیم اسلامی است. حکومت می بایست بر اساس آراء مردم و صندوقهای رای باشد. این بهترین حفاظت از دین نیز هست.
در چند سطر....
مریم رجوی در سال 1953 در یک خانواده از طبقه متوسط به دنیا آمد. او فارغ التحصیل رشته مهندسی متالوژی از دانشگاه صنعتی شریف است.
خانم ”رجوی” از دهه هفتاد از طریق برادرش که در دوران شاه زندانی سیاسی بود با ”مجاهدین خلق” آشنا شد و فعالیت خود را از طریق تماس با خانواده های شهیدان و زندانیان سیاسی آغاز نمود و جنبش دانشجویی علیه رژیم سلطنتی را رهبری نمود.
خانم رجوی دارای یک دختر است و یکی از خواهرانش به نام ”نرگس..” از سوی رژیم شاه اعدام شد و خواهر کوچکترش به نام ”معصومه..” در دوران خمینی زیر شکنجه و در حالی که باردار بود اعدام گردید. همسر معصومه نیز اعدام گردید.
پس از سرنگونی رژیم سلطنتی ”مریم” نقشی محوری در جذب دانش آموزان مدارس و دانشگاهها و سازماندهی اعتراضات در محلات مختلف تهران و از جمله اعتراضات مارس 1981 و نیز تظاهرات عظیمی که در همان سال در تهران در 20 ژوئن (سی خرداد) صورت گرفت, برعهده داشت.
درآن دوران ”مریم” کاندیدای ”مجاهدین خلق” برای شرکت در انتخابات پارلمانی از تهران بود که توانست 250 هزار رأی در تهران علیرغم تقلب سراسری, به دست آورد اما رژیم آخوندی حاکم بر ایران مانع از ورود حتی یک نفر از مجاهدین به پارلمان گردید و نگذاشت که از کرسی ای در پارلمان برخوردار باشند.
پس از شروع مقاومت در 30 خرداد 1360 چندین بار پایگاه اقامت او مورد حمله قرار گرفت اما از این تهاجمات, جان سالم بدر ببرد. وی درسال 1982 به پاریس منتقل شد جایی که مرکز سیاسی جنبش مقاومت به شمار میرود و مقر شورای ملی مقاومت ایران در آنجاست و مسئولیتهای گوناگونی را برعهده گرفت.
به دلیل صلاحیت ها و کارآمدی که از خود نشان داد, در فوریه سال 1964 به رهبری سازمان مجاهدین پیوست. و چهار سال پس از آن به عنوان مسئول اول سازمان ”مچاهدین خلق” ایران برگزیده شد. در دورانی که این سمت را برعهده داشت, راه شرکت زنان را در تمامی سطوح بخشها و شاخه های مقاومت, هموار نمود. . مریم رجوی انقلابی را در تمامی فعالیت ها و نظرگاههای جنبش انقلابی مقاومت بوجود آورد و به تمامی عناصر مقاومت. این توانمندی را بخشید که بتوانند در برابر خونریز ترین رژیم دیکتاتوری در تاریخ معاصر بایستند و مقاومت کنند.
زنان یک سوم بدنه ارتش آزادیبخش و اکثریت فرماندهان آن را تشکیل میدهند. نیمی از اعضای پارلمان مقاومت ایران در تبعید ( که شورای ملی مقاومت ایران نامیده میشود) از زنان هستند که با ایفای نقش در تمامی پهنه های سیاسی و فرهنگی و اجرایی ومدیریتی می پردازند. در روز 28 اوت سال 1993, با توجه به خدمات و صلاحیتها و توانمندیهای که داشت, شورای ملی مقاومت ایران خانم مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور آینده ایران برگزید.
بدنبال آن مریم رجوی در 17 سپتامبر 1993 از تمامی موقعیت های خود در سازمان مجاهدین خلق ایران استعفا داد. وی درباره مقام جدید خود در مقاومت ایران گفت:« من در موقعیت جدیدم ,جدی ترین مسئولیت های خود را ایجاد همبستگی ملی و گسترش دامنه آن میدانم... جنبش مقاومت ایران یک جنبش سیاسی فقط نیست بلکه یک جنبش تمام عیار انسانی میباشد»