جمعی از دانشجویان دانشگاههای تهران طی بیانیه ای از شرکت خود در تظاهرات روز 11 اردیبهشت ( روزکارگر ) خبر دادند , این دانشجویان در بخشی از بیانیه خود گفتند : بر علیه نابرابری ها باز هم قد راست میکنیم و در روز یازده اردیبهشت هم پای با کارگران میهنمان به خیابانها خواهیم آمد و فریادآزادی سر خواهیم داد.
متن کامل این بیانیه : در شرایطی که کشور ما با منابع طبیعی سرشار و از همه مهمتر ذخائر نفتی عظیم که خداوند آنرا برای بهرمندی مردم ایران، در زمین به ودیعه گذاشته است و همه میدانیم که از چند سال قبل تا کنون یکی از بالاترین کشورهای صادر کننده نفت، ایران بوده ولی مردم محروم ما و بطور خاص کارگران زحمتکش در مضیقه شدید مالی بسر میبرند. به یاد داریم که دولت کودتا وقتی که میخواست کرسی ریاست جمهوری را تسخیر کند و بر آن تکیه بزند ، به دروغ میگفت : ماپول نفت را بر سر سفره های مردم ایران خواهیم آورد!! ولی در دور دومی که این پست را مجددا با دروغ و تقلب دزدید ، با همان فرهنگ عقب مانده و لمپنی همیشگی اش با تسمخر به مردم غیور ایران گفت : من چنین حرفی نزدم که نفت را بر سر سفره ها بیاورم، آخر سفره هایتان بوی نفت میگیرد و این خوب نیست !!! و درست بر عکس قول هایی که داده بود، یارانه ها را حذف کرد و مردم را دچار فقر مطلق نمود ، طوری که طبق گزارشات دولت ، 80% از مردم ایران هم اکنون زیر خط فقر بسر میبرند.
آری در چنین نظام چپاولگری ، به خوبی میتوان فهمید که چرا باید کارگران محروم میهنمان، با حقوقی کمتر از 250-300هزار تومان (در ماکزیمم وحقوق رسمی ) به کار بپردازند، در حالی که زیر خط فقر را خود دولت 1.300- 1 میلیون تومان در ماه اعلام کرده است. همچنین به دلیل سیاستهای غارتگرانه نظام کنونی در سی سال اخیر ، روز به روز کارخانه های تولیدی بیشتر از روز قبل به تعطیلی کشانده میشوند و کارگران متعاقبا با پول اندکی بازخرید شده و یا به ساده ترین بهانه ها اخراج میشوند. از آغاز سال گذشته تا کنون نزدیک به 1200 واحد صنعتی و کارگاه و کارگرخانه تولیدی به تعطیلی کشانده شده و نزدیک به یک میلیون و سیصد هزار کارگر از کار برکنار یا بازخرید و یا اخراج شده اند . کارگرانی که عمرشان را در کار سخت و طاقت فرسا با مینیمم حقوق بخور و نمیر، به پیری رسانده و اکنون در آستانه بازنشستگی از کار اخراج شده اند؟
در نظامی که تمامی سرمایه ها و اموال ملت صرف سرکوب در داخل صدور تروریسم در خارج از مرزهای ایران میشود ، در نظامی که پول نفت نه برای رفاه مردم محروم این میهن بلکه خرج ساخت سلاح و فن آوری اتمی برای قدرت بیشتر در منطقه و حفظ حاکمیت رو به زوال ولایت فقیه میشود، در نظامی که بجای کمک های اقتصادی به کارخانه های تولیدی و ایجاد کار و اشتغال بیشتر برای شهروندان ، اموال همین مردم صرف حقوق های کلان به مزدوران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی و سپاه و بسیج و سایر مزدوران رنگارنگ برای سرکوبگری بیشتر میشود. چه انتظاری باید داشت که به منافع مرد ایران نیز نیم نگاهی شود .
اینان حکامی هستند که با استثمار و زور و تبعیض و ستم بر قومیت ها و طبقات مختلف مردم و مذاهب مختلف ، ایران را نه به دوران فئودالی ، بلکه به دوران برده داری میخواهند ما را تنزل دهند.
ولی کارگران میهن هیچگاه در برابر این ستم کوتاه نیامده و فریاد اعتراضشان را بلندتر از قبل به گوش همه رسانده اند، بطور مثال طبق اخباری که رسانه های حکومتی و یا غیر حکومتی منتشر کرده اند ، طی ماه اخیر نزدیک به 60 حرکت اعتراضی و اعتصاب کارگری داشته ایم .
واقعیت این است که ما شاهد نظامی هستیم که در طول تاریخ بشریت فقط در دوران بربریت و قرن 17 و 18 میلادی و یا در دوران معاویه و یزید با آن مواجه بوده ایم، نظامی که حاضر است قشر عظیمی از مردم ایران را زیر بار نابرابری های مختلف اعم از فشار جانکاه اقتصادی و نفی آزادی های سیاسی نابود کند. نظامی که دست از قدرت طلبی برای رسیدن به بمب اتمی و همچنین سرکوب مردمش با هزینه های کلان از جیب همین ملت محروم بر نمیدارد و حتی وقتی که پاسدار و بسیجی کم می آورد، با وارد کردن مزدوران 9 بدر و مزدوران لبنانی برای سرکوب بیشتر در تهران و.... به ضرب و شتم جوانان بی دفاع می پردازد.
ولی ما بر علیه این نابرابری ها باز هم قد راست میکنیم و در روز یازده اردیبهشت هم پای با کارگران میهنمان به خیابانها خواهیم آمد و فریادآزادی سر خواهیم داد.
تپیدن های دلها ناله شد آهسته آهسته
رساتر گر شود این ناله ها فریاد می گردد
زبیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش
علم دار علم چون کاوه حداد می گردد
جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران
3اردیبهشت 90
آری در چنین نظام چپاولگری ، به خوبی میتوان فهمید که چرا باید کارگران محروم میهنمان، با حقوقی کمتر از 250-300هزار تومان (در ماکزیمم وحقوق رسمی ) به کار بپردازند، در حالی که زیر خط فقر را خود دولت 1.300- 1 میلیون تومان در ماه اعلام کرده است. همچنین به دلیل سیاستهای غارتگرانه نظام کنونی در سی سال اخیر ، روز به روز کارخانه های تولیدی بیشتر از روز قبل به تعطیلی کشانده میشوند و کارگران متعاقبا با پول اندکی بازخرید شده و یا به ساده ترین بهانه ها اخراج میشوند. از آغاز سال گذشته تا کنون نزدیک به 1200 واحد صنعتی و کارگاه و کارگرخانه تولیدی به تعطیلی کشانده شده و نزدیک به یک میلیون و سیصد هزار کارگر از کار برکنار یا بازخرید و یا اخراج شده اند . کارگرانی که عمرشان را در کار سخت و طاقت فرسا با مینیمم حقوق بخور و نمیر، به پیری رسانده و اکنون در آستانه بازنشستگی از کار اخراج شده اند؟
در نظامی که تمامی سرمایه ها و اموال ملت صرف سرکوب در داخل صدور تروریسم در خارج از مرزهای ایران میشود ، در نظامی که پول نفت نه برای رفاه مردم محروم این میهن بلکه خرج ساخت سلاح و فن آوری اتمی برای قدرت بیشتر در منطقه و حفظ حاکمیت رو به زوال ولایت فقیه میشود، در نظامی که بجای کمک های اقتصادی به کارخانه های تولیدی و ایجاد کار و اشتغال بیشتر برای شهروندان ، اموال همین مردم صرف حقوق های کلان به مزدوران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی و سپاه و بسیج و سایر مزدوران رنگارنگ برای سرکوبگری بیشتر میشود. چه انتظاری باید داشت که به منافع مرد ایران نیز نیم نگاهی شود .
اینان حکامی هستند که با استثمار و زور و تبعیض و ستم بر قومیت ها و طبقات مختلف مردم و مذاهب مختلف ، ایران را نه به دوران فئودالی ، بلکه به دوران برده داری میخواهند ما را تنزل دهند.
ولی کارگران میهن هیچگاه در برابر این ستم کوتاه نیامده و فریاد اعتراضشان را بلندتر از قبل به گوش همه رسانده اند، بطور مثال طبق اخباری که رسانه های حکومتی و یا غیر حکومتی منتشر کرده اند ، طی ماه اخیر نزدیک به 60 حرکت اعتراضی و اعتصاب کارگری داشته ایم .
واقعیت این است که ما شاهد نظامی هستیم که در طول تاریخ بشریت فقط در دوران بربریت و قرن 17 و 18 میلادی و یا در دوران معاویه و یزید با آن مواجه بوده ایم، نظامی که حاضر است قشر عظیمی از مردم ایران را زیر بار نابرابری های مختلف اعم از فشار جانکاه اقتصادی و نفی آزادی های سیاسی نابود کند. نظامی که دست از قدرت طلبی برای رسیدن به بمب اتمی و همچنین سرکوب مردمش با هزینه های کلان از جیب همین ملت محروم بر نمیدارد و حتی وقتی که پاسدار و بسیجی کم می آورد، با وارد کردن مزدوران 9 بدر و مزدوران لبنانی برای سرکوب بیشتر در تهران و.... به ضرب و شتم جوانان بی دفاع می پردازد.
ولی ما بر علیه این نابرابری ها باز هم قد راست میکنیم و در روز یازده اردیبهشت هم پای با کارگران میهنمان به خیابانها خواهیم آمد و فریادآزادی سر خواهیم داد.
تپیدن های دلها ناله شد آهسته آهسته
رساتر گر شود این ناله ها فریاد می گردد
زبیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش
علم دار علم چون کاوه حداد می گردد
جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران
3اردیبهشت 90