نامه سرگشاده فراکسیون حزب چپ آلمان: آزادی برای مردم ایران، نه نمایندگی سیاسی توسط رضا پهلوی

نامه سرگشاده فراکسیون حزب چپ آلمان: آزادی برای مردم ایران، نه نمایندگی سیاسی توسط رضا پهلوی

 

نامه سرگشاده فراکسیون حزب چپ آلمان در رومر

آزادی برای مردم ایران، نه نمایندگی سیاسی توسط رضا پهلوی

 

ما قاطعانه دعوت شما برای مراسم اعطای جایزه در کلیسای پاول فرانکفورت را رد می‌کنیم

ما به این‌که رضا پهلوی جایزه به‌نمایندگی از مردم ایران دریافت کند، اعتراض داریم

 

کسی که می‌خواهد از مردم ایران تجلیل کند

نباید خودسرانه تعیین کند چه کسی از جانب این مردم سخن بگوید

 

آینده ایران متعلق به مردمی است که در آنجا زندگی می‌کنند

و برای آزادی خود مبارزه می‌کنند

نه ملاها، نه یک شاه و نه یک بنیاد آلمانی

فراکسیون حزب چپ آلمان در شورای شهر فرانکفورت (رومر) با انتشار نامه‌ای سرگشاده، به تصمیم بنیاد فریدریش نائومان برای اعطای جایزه آزادی ۲۰۲۶ به رضا پهلوی به‌عنوان نماینده مردم ایران اعتراض کرد و خواستار لغو این تصمیم شد. امضاکنندگان نامه با تأکید بر حق تعیین سرنوشت مردم ایران، تصریح کردند که آینده ایران نه به ملاها و نه به شاه، بلکه به مردمی تعلق دارد که برای آزادی و دموکراسی مبارزه می‌کنند.

در این نامه آمده است:

ما قاطعانه دعوت شما برای مراسم اعطای جایزه آزادی ۲۰۲۶ در تاریخ ۷ نوامبر در کلیسای پاول فرانکفورت را رد می‌کنیم. ما به تصمیم شما مبنی بر این‌که رضا پهلوی این جایزه را به‌نمایندگی از مردم ایران دریافت کند، اعتراض داریم.

ما صراحتاً از تجلیل مردمی که دهه‌هاست در ایران برای آزادی، دموکراسی و حق تعیین سرنوشت مبارزه می‌کنند، استقبال می‌کنیم. اما رضا پهلوی هیچ مأموریت و مشروعیت دموکراتیکی برای نمایندگی مردم ایران ندارد. نقش سیاسی او در درون اپوزیسیون ایران به‌شدت مورد مناقشه است.

پهلوی به‌عنوان پسر آخرین شاه، علاوه بر این دارای مسئولیت تاریخی ویژه‌یی است. در دوران حکومت پدرش، مخالفان تحت تعقیب قرار گرفتند، شکنجه و کشته شدند. تا به امروز، موضع‌گیری روشن و فاصله‌گیری صریحی از نقض حقوق‌بشر در دوران حکومت پدرش صورت نگرفته است. هم‌چنین گزارشها درباره تهدیدها، حملات زن‌ستیزانه و تعرض‌های خشونت‌آمیز از سوی بخش‌هایی از طرفداران او علیه روزنامه‌نگاران و دیگر مخالفان، نگران‌کننده است. کسی که مدعی آزادی و دموکراسی است، باید بر اساس نحوه برخوردش با انتقاد و تکثر سیاسی مورد سنجش قرار گیرد.

کسی که می‌خواهد از مردم ایران تجلیل کند، نباید خودسرانه تعیین کند چه کسی باید از جانب این مردم سخن بگوید.

اعتراض‌ها به این تصمیم اکنون از ابتکارهای جامعه ایرانیان خارج از کشور تا شمار زیادی از شخصیت‌های حوزه سیاست، دانشگاه و فعالیت‌های حقوق بشری، فراتر از مرزبندی‌های حزبی، گسترش یافته است. ما نیز نامه‌های مربوطه را دریافت کرده‌ایم. این مخالفت گسترده را نمی‌توان نادیده گرفت.

درک ما از آزادی به تعویض نخبگان سیاسی محدود نمی‌شود. زنان، فعالان اتحادیه‌های کارگری، دانشجویان و اعضای اقلیت‌های قومی و مذهبی در ایران علیه سرکوب، خشونت مردسالارانه و نابرابری اجتماعی مبارزه می‌کنند. همبستگی بین‌المللی باید این جنبش‌های رهایی‌بخش را تقویت کند، نه این‌که به چهره‌های خاصی در جایگاه رهبری امتیاز ویژه بدهد.

بار نمادین مراسم اعطای جایزه در کلیسای پاول فرانکفورت، مکانی مرتبط با انقلاب دموکراتیک سال ۱۸۴۸، به‌ویژه مسأله‌ساز است. نسبت دادن نقش نمایندگی یک ملت کامل در چنین مکانی به سیاستمداری که مشروعیت دموکراتیک ندارد، با اصل حاکمیت مردم و حق تعیین سرنوشت که این مکان نماد آن است، در تضاد قرار دارد.

ما به‌عنوان نمایندگان منتخب در سطح محلی، با حضور خود به این صحنه‌آرایی مشروعیت بیشتری نخواهیم بخشید. ما از بنیاد فریدریش نائومان می‌خواهیم از تحویل جایزه به رضا پهلوی صرف‌نظر کند. ما به خواسته مطرح‌شده از سوی جامعه مدنی ایران می‌پیوندیم که بر اساس آن، بنیاد باید جایزه را نزد خود نگه دارد تا زمانی که بتواند آن را به نمایندگان دارای مشروعیت دموکراتیکِ خود مردم ایران تحویل دهد.

آینده ایران متعلق به مردمی است که در آنجا زندگی می‌کنند و برای آزادی خود مبارزه می‌کنند. نه ملاها، نه یک شاه و نه یک بنیاد آلمانی.