رجزخوانی جنگی کینگ مجتبی در دیدار با سرکردگان نظامی رژیم
همزمان با مذاکرات ۱۲ ساعته با میانجی قطری در تهران!
با فرمان مضحک پیشروی به جانب «شکلگیری تمدن نوین اسلامی»!
هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود. انواع داراییهای مادی و غیرمادی دشمن در تیررس قرار گیرد.
اگر دشمنان مجدداً حملات تروریستی را شروع کنند، دیگر این ایران است که زمان و شرایط پایان جنگ را تعیین میکند.
حضور هشتماهه ملت مبعوث در میادین، امتدادبخش دفاع هشتساله است که نظام را حفاظت کرده است.
تلویزیون رژیم ـ ۹ آبان ۱۴۰۵
گوینده رژیم: فرماندهان ارشد نیروهای مسلح با حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، فرمانده معظم کل قوا، دیدار کردند.
فرمانده کل قوا در دیدار فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، آمادگی رزمی هوشمندانه برای مقابله پرقدرت با دشمنان را از الزامات بازدارندگی حداکثری دانستند و مقرر کردند هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود.
حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای تصریح کردند اگر دشمنان مجدداً حملات نظامی یا تروریستی را شروع کنند، این نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و ملت ایران هستند که زمان و شرایط پایان آن را تعیین میکنند.
فرمانده کل قوا همچنین بر تقویت معماری اطلاعات نظامی، تحکیم دفاع بومی در دو حوزه دکترین و تاکتیک، رشد توانمندیهای روزآمد دفاعی و امنیتی با بهرهگیری از فناوریهای نوین و تقویت بنیه معنوی و روحیه جهادی، همزمان با تلاش بیوقفه برای تأمین نیازهای معیشتی و پشتیبانی از نیروهای مسلح تأکید کردند.
در بخش دیگری از تدابیر فرمانده کل قوا مقرر شد بانک اهداف بهنحوی بهروزرسانی شود که انواع داراییهای مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی ـ صهیونی در تیررس نیروهای مسلح قرار گیرد.
ایشان حمایت ملی از نیروهای مسلح را از ارکان بازدارندگی در برابر بیگانگان ایرانستیز و مزدوران داخلی آنها دانستند و اضافه کردند حضور هشتماهه ملت مبعوث در میادین، امتدادبخش دفاع مقدس هشتساله است که به موازات پایمردی نیروهای نظامی، انتظامی و بسیجی، از تمامیت سرزمینی ایران و نظام اسلامی حفاظت کرده است و خواهد کرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با قدردانی از استواری هوشمندانه جبهه مقاومت در کشورهای مختلف، وحدت ساحات را متغیری تعیینکننده با تأثیر راهبردی در شکلدهی به نظم جدید سیاسی و امنیتی در غرب آسیا دانستند و ابراز امیدواری کردند این نظم جدید زمینه روزافزون اتحاد ملتها و دولتهای اسلامی را برای شکلگیری تمدن نوین اسلامی فراهم کند.
سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور
مسعود رجوی ـ ۳۰ دی ۱۳۸۸
اگر انقلاب و دین و مذهب و اسلام و مسلمانی همین است که خمینی یا خامنهای به ما نشان دادند، نخواستیم، نمیخواهیم و هرگز نخواهیم خواست!
خمینی و مجاهدین هر کدام با انقلاب ضدسلطنتی چه کردند؟
گفتم دعوا با خمینی، بر سر حاکمیت آخوند ارتجاعی بهجای حاکمیت مردم بود.
در همین راستا، خمینی با مهیبترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران، سر برداشته از دورانهای کهن، بر آن بود تا انقلاب ایران را بمیراند و بسوزاند و خاکستر کند. او نیروهای آزادشده در این انقلاب ضدسلطنتی را یا سر برید و سرکوب کرد یا به تنور جنگ ریخت. بهخاطر ماهیت ارتجاعی، قادر نبود این نیروها را به جانب آزادی و توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی هدایت کند؛ پس باید هر طور شده آنها را به بند میکشید و نابود میکرد.
در چنین وضعیتی، چند میلیون ایرانی که در میان آنها بسیاری از دانشمندان، استادان، متخصصان، کارشناسان، اطبا، هنرمندان و قهرمانان ورزشی هم بودند، ناگزیر جلای وطن کردند و مصیبت آواره شدن در اینسو و آنسوی جهان را به جان خریدند. بهراستی بیش از این نمیشد آن تکان عظیم انقلابی را تا این حد عقیم و بیبهره کرد و به عقب برد.
اگر انقلاب و دین و مذهب و اسلام و مسلمانی، همین است که خمینی یا خامنهای در این ۳۰ سال به ما نشان دادند، نخواستیم، نمیخواهیم و هرگز نخواهیم خواست.
حالا اگر از من بپرسید که مجاهدین چه کردند؟ در یککلام میگویم: انقلاب را، نه بهمعنی واژگونه و مجازی آن، بلکه بهمعنی حقیقی آن، با مقاومت و ایستادگی خودشان و با ضرباتی که از هر سو به این رژیم زدند، با رزم و رنج و رود خروشان خون شهیدان، با تشکیلات مجاهدین خلق ایران و با برپایی ارتش و جایگزین سیاسی، زنده و رویان نگه داشتند؛ والا مانند حمله مغول، با یک دوران طولانی از خودبیگانگی مواجه بودیم که سدههای متوالی به طول میانجامید.
آخر اینهمه کشتار و اعدام و شکنجه و دجالیت و ابتذال و ریا و ذبح همه کلمات و ارزشها و رجالگی، که چیز کمی نیست. همهچیز دروغ و پوچ و واهی میشود. همه معیارها درهم میشکند. شرایطی ایجاد میشود که حضرت علی (ع) آن را درباره امثال معاویه و یزید و همین خمینی و خامنهای، چنین توصیف کرده است:
هیچ خانه گلین و هیچ خیمه پشمینهای باقی نمیماند مگر آنکه ستم ایشان وارد آن شده و فساد و تباهکاریشان آن را فراگرفته و سوءرفتارشان اهل آن را پراکنده سازد. آنقدر که مردم به دو دسته گریان تقسیم میشوند. یکی بهخاطر وضعیتش در دنیا میگرید و گریندهای بهخاطر دین و مرامش.
خدمتگزاری برای آنان، همچون رابطه برده با ارباب است که در حضور ارباب، اطاعتش میکند و در غیاب او به بدگویی میپردازد.
در چنین حکومتی، برترین شما در تحمل رنج و سختی، کسی است که بیشترین حسن ظن و امید را به خدا دارد. پس اگر خدا عافیت عنایت کرد، به دیده منت دارید و اگر دچار حادثه شدید، صبر پیشه کنید که عاقبت از آن پرهیزکاران است.