جاودانگی و درگذشت قهرمان مجاهد خلق جلال فرخندی در آلبانی در اثر بیماری، پس از ۵۰ سال نبرد بیامان با دو دیکتاتوری در صفوف مجاهدین و ارتش آزادی.
جلال فرخندی متولد ۱۳۳۹ در تبریز، سال ۱۳۵۵ هنگامی که در تهران تحصیل میکرد با خواندن زندگینامه شهیدان و دفاعیات مجاهدین در بیدادگاه نظامی شاه با آرمانها و مبارزات مجاهدین آشنا شد.
او همراه با جمعی از دانشجویان و دوستان هممحلهٴی به پخش اطلاعیه و فعالیت در هواداری از مجاهدین پرداخت. به همین خاطر در تیرماه ۱۳۵۵ توسط ژاندارمری آمل دستگیر شد و چند روز تحت بازداشت و بازجویی بود.
جلال فرخندی سال ۱۳۵۷ در جریان انقلاب ضدسلطنتی در سازمان دادن تظاهرات و راهپیماییها شرکت داشت. پس از قتلعام ۱۷ شهریور به دستور شاه خائن، بر دامنه فعالیتهایش افزود و شعارهای «تنها ره رهایی جنگ مسلحانه» و «آزادی زندانی سیاسی» را به میان جوانان میبرد.
او و همرزمانش در روز ۲۲ بهمن با نیروهای سرکوبگر شاه در خیابانها درگیر بودند و پادگانها را تسخیر میکردند
همه آنها پس از تشکیل جنبش ملی مجاهدین به آن پیوستند و جلال در انجمنهای مختلف در محلات، از جمله انجمن ۴ خرداد، انجمن موحد و انجمن میثاق و همچنین انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران فعالیت میکرد.
در فاز سیاسی و حین فروش نشریه، سه بار در آبان و بهمن ۱۳۵۸ توسط کمیتههای ارتجاع در منطقهٔ ۲ و منطقه۱۲ و اکباتان دستگیر و زندانی شد اما هر بار پس از آزادی از زندان کمیته پرشورتر از قبل مجاهدت میکرد.
جلال در پائیز ۱۳۵۹ به تشکیلات نشریهٔ مجاهد منتقل شد و تا آخرین شماره مجاهد در تیر ۱۳۶۰ در این بخش فعالیت میکرد.
سپس مسئولیت حفاظت یکی از پایگاههای مخفی مجاهدین در تهران را بهعهده گرفت و در مرداد ۱۳۶۱ به یکانهای رزمی مجاهدین در منطقهٔ مرزی ایران و عراق پیوست و در همان سال فرماندهی واحد کمین در منطقهٔ پیرانشهر را به عهده گرفت.
قهرمان مجاهد خلق جلال فرخندی در سال ۱۳۶۶ با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران لباس رزم و شرف پوشید و در عملیات مختلف از جمله عملیات آفتاب، عملیات چلچراغ و عملیات فروغ جاویدان دلاورانه جنگید و در اثر اصابت ترکشها از ناحیه دست و پا مجروح شد.
او در عملیات مروارید فرماندهی یک گروه از رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی را برعهده داشت.
در دوران حبس خانگی ۱۴ ساله و پایداری پرشکوه در اشرف و لیبرتی از جمله حملات ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ و ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ و سلسله حملات موشکی از سال ۹۱ تا ۹۵ به سرکردگی جلاد قاسم سلیمانی، پیوسته مانند دیگر برادران و خواهرانش در معرض هجوم وحشیانه و مرگبار وحوش بود اما دلیرانه مقاومت و ایستادگی کرد.
مجاهد صدیق جلال فرخندی به گواهی همرزمانش در انجام مسئولیتهایش بسیار جدی و مایهگذار بود و در مقاطعی که بیمار بود، از جمله پس از جراحی عمل قلب باز، تعهداتش را با جدیت فوقالعاده پیگیری میکرد.
خانم مریم رجوی فقدان مجاهد قهرمان جلال فرخندی، فرزند دیگری از تبریز از تبار ستارخان و حنیف و خیابانی به ۵ دهه مجاهدت پرشور و پیگیر این مجاهد صدیق درود فرستاد و او را گوهر بیبدیل دیگری از رهروان مسعود توصیف کرد که تا آخرین نفس به عهد و پیمان خود با خدا و خلق وفا کرد و سرفراز و رستگار شد. رزم بیامان او از تظاهرات و قیام ضدسلطنتی و روشنگریهای ضدارتجاعی مجاهدین در برابر ارتجاع خمینی تا نبردهای پس از ۳۰ خرداد و از سلسله عملیات ارتش آزادیبخش ملی ایران تا پایداری ۱۴ ساله در سختترین شرایط در اشرف و لیبرتی، راه و رسمی است که اکنون در جنگ جنگها فراراه فرزندان دلیر مردم ایران در کانونهای شورشی میدرخشد و راه آزادی را میگشاید.