تاریخ، دفتر تکرار حوادث نیست؛ میدان بازگشت الگوهاست. قدرت نیز هرگز نخست با باتوم و گلوله آغاز نمیکند. پیش از گلوله، قانون را میآورد؛ پیش از زندان، حکم را مینویسد؛ و پیش از سرکوب، واژههایش را تطهیر میکند.
و آنگاه که قانون دیگر حافظ حقوق مردم نباشد و به نگهبان قدرت مسلط بدل شود، لحظه زایش مقاومت فرا میرسد.
سی خرداد ۱۳۶۰، نام همین لحظه است.
در سی خرداد ۱۳۶۰، خمینی در رأس ارتجاع مذهبی، آخرین نقاب را از چهره حکومت دینی فرو گرفت. ردای تقدس فرو افتاد و سیمای عریان استبداد دینی آشکار شد. تمامی نیروهای سیاسی در برابر انتخابی بیپرده قرار گرفتند: یا سر فرود آورید، یا بهای ایستادگی را بپردازید.
بسیاری بقا را برگزیدند؛ به نام قانون، به نام مصلحت، به نام عقلانیت. اما سی خرداد، زبان دیگری داشت.
زبان شورش علیه قانونی که خود، ناقض والاترین قانون بود: حق حاکمیت مردم، آزادی انسان، و کرامت او.
بیستم ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس، گواهی دیگر بر همین حقیقت بود. گویی تاریخ بار دیگر همان صحنه را برپا کرده بود؛ تنها بازیگران دگرگون شده بودند، اما متن همان متن بود. در یک سو، قدرتی که قانون را سپر خویش ساخته بود؛ و در سوی دیگر، انسانهایی که مشروعیت را نه در فرمان قدرت، بلکه در حق مقاومت جستوجو میکردند.
استدلال پلیس آنچنان سخیف و بیاساس بود که حتی دادگاه نیز آن را کلیشهای خواند؛ تا آنجا که ناگزیر شد به روایت همدستی تروریستی شاه و شیخ و پسماندههای ساواک متوسل شود تا با اجابت خواست ملایان، دادگاه را به ممنوعیت وادارد. تا همینجا نیز فرانسه، افزون بر پذیرش ننگ تسلیم در برابر ملایان، ناگزیر از اعترافی دیگر شد: اعترافی خفتبار به اتحاد عمل ساواک و شیخ و بورژوازی همزاد آنان علیه جدیترین آلترناتیو بیآلترناتیو.
در سی خرداد ۱۳۶۰، خمینی برای حذف رقیب اصلی خویش، به قانون شرع پناه برد. در پاریس، شهری که خود را مهد آزادی مینامد، دولت فرانسه برای پاسداری از منافع سیاسی خویش، در برابر خواست حاکمان تهران سر فرود آورد و همان منطقی را به اجرا گذاشت که آزادی را قربانی مصلحت میکند. تفاوت، در جغرافیاست؛ نه در منطق قدرت.
اما پاسخ مجاهدین، همان پاسخی بود که سنت سی خرداد پیشتر ترسیم کرده بود؛ پاسخی که از خیابانهای تهران تا سیاهچالهای شکنجه، و از آنجا تا خیابانهای پاریس، روح واحد خود را حفظ کرده است. این سنت، راه را در دل بنبست میگشاید؛ بر عقل مصلحتاندیش و عافیتطلب میشورد؛ مقاومت را از یک واکنش به یک فرهنگ بدل میکند؛ و نسلهای تازه را به زنجیرهای از ایستادگی پیوند میزند—زنجیرهای که امروز نیز در طنین صدای یگان فرمانده وحید بنیعامریان و یارانش، استمرار همان عهد تاریخی را فریاد میزند.
سی خرداد در پاریس، روز شورش علیه قانون نبود؛ روز بازگرداندن قانون به قلمرو حق بود.
از همین رو، تاریخ سی خرداد را پشت سر نگذاشته است. تاریخ، هنوز در سی خرداد جاری است.
و هر بار که قدرت بکوشد حق را در پوشش قانون به زنجیر کشد، این لحظه دوباره زاده میشود؛ خواه در تهران، خواه در پاریس.