
"سفری از جنس ناب ترین حماسه"
در زیرِ سایههای سنگین مرگ
با لبهای آوازه خوانِ خویش
فریاد کردند،
زیباترین سرود زندگانی را.
زاده کدامین بهار بودند
و از عطر دل انگیزِ کدامین عشق، سرشار
و از باده کدامین مِی ناب، سرمست
کاینگونه بیمحابا مرگ را پُلی کردند
برای عبور از ظلمت شبی که،
تقدیرِ انسان را همرنگِ خویش می خواست
از خاک آمده بودند
تن در چشمههای زلالِ جاودانگی، شُستند
هر چند، هر چند که غمگنانه رفتند
اما سفرشان نه یک مرثیه تلخ
که حماسهای از جنس ناب ترین
حماسههای تاریخ انسان بود.
اینک، به دور دستهای دور بنگر
طنینِ رعد آسای سرودشان را
یک جهان شنیده است.
م. سروش