مهرداد هرسینی: رضا پهلوی مایه ننگ برای ایران و ایرانی

 

رضا پهلوی مایه ننگ برای ایران و ایرانی

 

مهرداد هرسینی

 

یکشنبه گذشته اوباش وابسته به بیت پهلوی با بلند کردن پرچم  و به تن نمودن تی شرت های مزین به آرم ساواک مخوف آریامهری در شهر رگنزبورگ آلمان، آن نیت واقعی فرزند شاه مخلوع برای فردای ایران را به نمایش گذاشتند.

 

سخن از رفتار، گفتار، ضرب و شتم، فحاشی، حمله و هجوم به دگر اندیشان ونیز کردارهای فاشیستی در بطن جوامع دموکراتیک می باشد که نه تنها با تمامی ارزش های انسانی و جهان شمول برای حقوق بشر در تضاد می‌باشند، بلکه فراتر از آن نشان از عمق این واقعیت را دارند که به چه میزان این خاندان فاسد، در تلاش برای احیای همان سیاست های گذشته در دوران شاه مخلوع، سرکوب، شکنجه و اعدام در ایران می‌باشد.

 

در نمونه‌‌‌ای دیگر در دانمارک اوباش سلطنت ضمن به تن نمودن یونیفرم های ارتشی با بلند نمودن دست و دادن سلام به رسم « فاشیسم هیتلری» عمق تعفن فکری، عقیدتی و ضد انسانی خود را به جهانیان به اثبات رساندند. پیشتر نیز در میتینگ دیگری در شهرمونیخ آلمان در زمستان گذشته شاهد بودیم که چگونه همین اوباش فریاد « یک رهبر، یک ملت و یک پرچم » را سردادند.

 

 علیه این شیوه‌های فاشیستی و سرکوبگرانه، سازمان مجاهدین خلق ضمن محکوم نمودن آنها، در اطلاعیه ای خطاب به ایرانیان آزاده، بدرستی بر این واقعیت ها اینگونه انگشت گذاشته است: « مجرمانه و تأیید وقیحانهٔ شکنجه‌های ساواک شاه می‌داند.

از قبیل صلیب شکسته و انکار هولوکاست جرم است. اقدام ننگین بچهٔ شاه در روز یکشنبه ۲۰ اردیبهشت نیز جرم و هم‌دستی و دفاع از جنایت‌های ساواک شاه محسوب می‌شود.

شناسایی حاملان پرچم ساواک و مزدورانی که آرم ساواک را بر سینه خود نصب کرده‌اند و معرفی آنها به پلیس وظیفهٔ ملی و میهنی هر ایرانی آزاده و شرافتمند است».

از این نمونه ها در اکسیون ها و نمایشات رضا پهلوی بوفور می توان بر شمرد، سیاستی که صد البته در پشت آن شخص وی و خانواده دزد و غارتگر پهلوی و نیز پرویز ثابتی، رئیس اداره سوم ساواک و مامور زدن تیرخلاص و شکنجه بر زندانیان سیاسی مجاهد، فدائی و مبارز قرار دارند.

 

همچنین آن روی دیگر این سخنان بسوی آندسته از سیاستمداران بویژه در آلمان فدرال می باشد که عامدانه چشم بروی این حقایق بسته وبا دعوت از وی، از او بعنوان « فردی دموکرات» در بوق و کرنا یاد می نمایند!!

 جهت یاد آوری بادی تاکید نمود که پرچم ساواک، سازمان امنیت و اطلاعات رژیم شاه نماد یک نهاد امنیتی و سرکوبگر است، نه یک حزب سیاسی مدرن. استفاده از آن نیز در تجمعات  به عنوان نشانه‌ی تاریخی، نوستالژیک یا سیاسی برای اعمال سرکوبگرانه  تلقی و ارزیابی  می‌شود.

 

همچنین آلمان قوانین بسیار سختی در مورد نمادهای مرتبط با  هرگونه نماد های ضد انسانی و سرکوبگرانه، به عنوان نمونه فاشیسم رژیم‌های نازی و دیگر نمادهای ضددموکراتیک دارد. که طبق § 86 و  تحت تعقیب قرار می گیرند.   (StGB) قانون کیفری آلمان 86 a§

مضافا براین نکات نیز باید به قانون اساسی آلمان و قوانین ضد نفرت ، بند 130 اشاره نمود که در آن بصراحت بر « عدم استفاده از هرگونه نماد تحریک آمیز، نفرت پراکنانه، خشونت بار و یا براندازی» اشاره نمود که جرم محسوب گردیده و مورد تعقیب قضائی قرار می گیرند.

حال ابواب جمع استعماری پاسخ دهند که عجبا ، این چگونه فرد دموکراتیکی است  که هرگز جنایات پدرش را محکوم نکرده، دست در دست پرویز ثابتی برای تجدید همان اسلوب و همان شیوه های ضد انسانی دارد، هیچ شفافیتی در رابطه با اموال بغارت رفته مردم ایران توسط خانواده اش انجام نمی‌دهد ، روابط اش با سپاه تروریستی پاسداران و دوایر امنیتی ولایت فقیه اظهر من الشمس بوده و یا هنوزبه قدرت نرسیده،  خود را پادشاه و برای حداقل  ۳ سال در دوران « گذار»!! همه کاره کشور می داند!!

در این راستا کافی است تا به جزوه ۱۳۸ صفحه ای وی  تحت نام « جزوه دوران اضطرار» نیم نگاهی افکند و بدین سان به عمق نکات فوق پی برد. برنامه ای  که حتی صدای نزدیک ترین افراد این طیف را بلند و بطوریکه بسیاری از آنان را ناچار به ترک اسطبل سلطنت نموده است.

 

سخن از تلاش برای برپایی یک دیکتاتوری نوین می باشد  که خود را نه تنها  شاه، بلکه رئیس الروسا، نخست وزیر، رئیس مجلس، فرمانده ارتش دانسته  و از هم اکنون  سیاست چاپلوسی و دستبوسی را در رواج، والاگهر و شاهزاده ها  تولید میکند  و به مانند ولی فقیه قیمومت . شیوه زندگی برای مردم دیکته مینماید!!

 

به یقین چنین این مسخره بازی‌هایی صرفا بدرد فیلم های سینمایی  و هالیودی می‌خورند و نه برای مردم دردمند ایران، آنهم در قرن ارتباطات.

بواقع زمانیکه به این روند می نگریم ، به مجموعه نمایشات و شوهای این جماعت عقب مانده و از عمق تاریخ بیرون آمده نگاهی می افکنیم  ، به واقعیتی بنام وجود  تولید یک  « دنیای مجازی» از سوی  « اعلیحضرت و علیاحضرت » برای طیف وابسته به آنان می رسیم،  دنیایی کاملا تخیلی و بر بستری از اوهام و تخیلات کودکانه و احمقانه.  

 

سحن آخر آنکه ، ایرانیان آزده و شرافتمند ، تمامی آنانیکه دل در گرو حقوق بشر،  کرامت انسانی و رسیدن به یک جمهوری دموکراتیک دارند ، اکنون در این برهه حساس تاریخی ، باید متحدا و در  همبستگی ملی علیه فاشیسم و استبداد روبه رشد پهلوی دست به افشاگری زده ، آنان را از محیط های اجتماعی‌، سیاسی، فرهنگی و مبارزاتی  خود طرد نمود و اجازه ندهند تا تاریخ سیاه گذشته در سایه برپایی ساواکی دیگر در میهن مان تکرار شود.