قریب کمتر از شش هفته به برگزاری یکی از بزرگترین تظاهرات ها از سوی مقاومت ایران در پاریس باقی مانده است.
مراسم امسال در یادبود تمامی ارزش های جنبش مقاومت در حالی برگزار می گردد که از فردای کشته شدن خامنه ای، دیکتاتوری ولی فقیه در بن بستی مرگبار میان « مرگ یا خودکشی» قرار گرفته است.
از سوی دیگر رشد فعالیت های بی وقفه از سوی کانون های شورشی علیه دستگاه سرکوب حکومت و وجود جوش و خروش انقلابی در زیر پوست شهرها.
آنچه که طی گذشت هفت هفته از آغاز جنگ اخیر و درگیری های نظامی میان طرفین به اثبات رسیده ، همان نیاز شدید کینگ مجتبی به « ادامه و گسترش جنگ » می باشد. هدف غایی حاکمیت برای این استراتژی میان مدت نیز بستن منافذ تنفسی در جامعه، منکوب نمودن توده های بجان آمده ،تقابل با نیروی پیشتاز جنبش و هرچه بیشتر امنیتی نمودن شهرهاست تا بدین سان سرنگونی نظام را به تاخیز بیاندازد.
حاکمیت بخوبی می داند که به مجرد رسیدن به یک صلح پایدار و به تبع آن بروز آرامش نسبی در کشور ، جامعه دوباره سرعلم خواهد نمود و پیگیر خواسته های بحق خود برای نان ، آب ، کار ، عدالت ، رفاه ، آزادی و حقوق بشر می گردد، اما اینبار با روندی بسیار شتابان تر.
دراین راستا نیز باید به دو فاکتور مهم و تعیین کننده اشاره نمود. نخست وجود شرائط انفجاری در داخل کشور و دیگری حضور گسترده تنها هماورد رژیم آخوندی، سازمان مجاهدین خلق با کانون های شورشی وهوشیاری انقلابی آنان در میدان.
براین منطق است که شاهد رشد بی سابقه اعدام اعضاء کانون های شورشی و شورشگران قیامی ، دستگیری های کور و راه اندازی سیاست نوینی بنام « خیابان » در سایه نعره های شبانه « مرگ بر منافق» از سوی گزمگان و قداره بندان رژیم می باشیم.
به موازات این واقعیات نیز باید به تلاش های روزانه مقاومت ایران در صحنه های گوناگون سیاسی ، دیپلماتیک ، فرهنگی و اجتماعی و به تبع آن به جوش و خروش درآمدن توده های بجان آمده ، وجود بحران های عمیق اقتصادی ، مالی ، رکود شدید تولیدی ، بیکاری ، فقر و فلاکت ، اشاره نمود که تماما ادله ای برای بن بست و شکست های رژیم آخوندی برای مهار جنبش می باشند.
این همان تله ای است که کلیت نظام در آن به مانند موش در آن گیر افتاده است. رژیم آخوندی با استفاده از تجربه جنگ ضد میهنی ایران و عراق ، تلاش دارد تا همان سناریو را اینبار با ادامه جنگ بویژه در حوزه خلیج فارس و در تقابل نظامی با کشورهای منطقه و اسلامی و ایالات متحده به پیش ببرد.
سخن از تجربه ای است که حکومت از طریق آن دست به سرکوب خونین نیروهای دموکرات ، آزادی خواهان ، سازمان و جریان های پیشتاز مانند مجاهدین خلق و دیگر احزاب سیاسی در ایران زد که تبعات خونین آن را مردم میهن مان تا تابستان سال 67 و آن قتل عام و سربدار نمودن بیش از 30 هزار زندانی سیاسی تجربه نمودند.
درچنین شرائطی ضرورت و اهمیت برگزاری تظاهرات بزرگ ایرانیان در پاریس روشن تر می گردد ، زیرا حضور سیاسی و پیامی که از این گردهمایی به مردم دردمند ایران ساطع خواهد شد ، همان پیام « سرخم قدغن » ، مبارزه تا پیروزی برای حریت انسانی ، حاکمیت مردمی و برپایی یک جمهوری دموکراتیک در فردای اهریمن آخوندی می باشد.
سخن آخر آنکه ، جنبش مقاومت ایران هوشیارانه و سرفرازانه از تمامی توطئه ها، لیست گذاری ها، شیطان سازی ها و نیز با شکست آلترناتیو سازی قلابی برای فرزند شاه مخلوع و قطع دستان شغالان و روباهان مکار، به سلامت عبور کرده است.
این جنبش اکنون فرامرزی است و برنامه 10 ماده ای خانم مریم رجوی چراغ سویی برای آینده روشن ایران زمین می باشد، برنامه ای که با استقبال بین المللی و داخلی از سوی شخصیت های کاریسما و تاثیر گذاردر تمامی زمینه های اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، ادبی ، علمی ، هنری ، بکرات مورد حمایت بی دریغ و تائید قرار گرفته است.
با حضور خود در این گردهمایی بزرگ ، صدای بی صدای زندانیان سیاسی ، قربانیان ، شهدا، خانواده ها و بازماندگان قیامی باشیم ، رسالت ، تعهد و نیز سهم کوچکی برای آزادی مردم دردمند میهن مان و رسیدن به یک جمهوری دموکراتیک ایفا نمائیم .