پس از دو روز رایزنی و گفتگوهای مستقیم میان نمایندگان دیکتاتوری ولی فقیه با معاون رئیس جمهور آمریکا، داده های قطره ای از مذاکرات سخن از « بی نتیجه » بودن آنها را دارند.
به یقین این شکست قابل پیش بینی می بود، زیرا خطوط قرمز طرفین و بویژه در چهار مورد بسیار حساس، ادله ای برای تمامی این ارزیابی ها می بود.
سخن از خطوطی است که دیکتاتوری ولی فقیه در سایه آن اکنون نه تنها منطقه بحرانی خاورمیانه، بلکه فراتر از آن جهان را با بحران های متعددی روبرو ساخته است.
براین اساس رژیم آخوندی یکبار دیگر ثابت کرد که هرگز از ساخت سلاح اتمی، پروژه موشکی، تسلیح نیروهای نیابتی در کشورهای همسایه و اسلامی و نیز رسیدن به یک راه حل جامع برای بازگشایی تنگه هرمز دست بر نمیدارد.
طی چهل روز گذشت از جنگ اخیر، اتاق های فکر رژیم بستن تنگه هرمز، این شاهراه حیاتی برای عبور و مرور کشتی ها، اعم از باری و یا نفتی، را عامدانه مسدود نمودند. در پی این اقدام که در نقض آشکار با تمامی کنوانسیون های بین المللی می باشد، شاهد بودیم که این روند مخرب به بحرانی دیگر به مجموعه اختلافات عمیق میان طرفین اضافه گردید.
رشد بی سابقه قیمت انرژی بویژه در زمینه سوخت، گازوئیل و بنزین نخستین تبعات این روند می باشد که تاثیرات مستقیم خود را بر تورم جهانی و نیز افزایش شدید قیمت ها در زمینه های دیگر مانند دارو، کودهای شیمایی، صادرات غیر نفتی، مواد غذائی، ترابری و نیز نارضایتی عمومی در بسیاری از کشور ها بجا گذاشته است.
بدین سان دیکتاتوری ولی فقیه در نقطه ضعف و زبونی، با این کارت و صدور بحرانی دیگر، جامعه بین الملل را به گروگان گرفته است، تا بدین سان با اهرم انرژی، و بستن فضای تنفسی برای اقتصاد و تجارت جهانی، از جامعه بینالملل باجگیری نماید.
در سایه این سیاست مخرب کینگ مجتبی به مانند پدر گور بگور شده خود، براین باور بود که با اهرم « تنگه هرمز» طرف مقابل را نه تنها به پای میز مذاکره خواهد کشاند، بلکه فراتر از آن امتیازات کلانی نیز خواهد گرفت.
پیش از آغاز مذاکرات نیزسپاه تروریستی پاسداران از مین گذاری بخش هایی از تنگه هرمز سخن گفته بود، امری که تنها یک هدف را دنبال می کرد و آن « باجگیری» در میز مذاکرات از طرف مقابل.
دراین میان بدلیل حملات موشکی و پهپادی از سوی این ارگان سرکوبگر به کشورهای همسایه و به تبع آن برهم خوردن روابط با کشور های حاشیه خلیج فارس و بویژه عمان، قرعه بنام همسایه شرقی ما افتاد که طی هفته های گذشته بعنوان واسطه میان طرفین دست به میانجیگری زده است.
تمامی قرائن و داده های سخن از آن دارند که زمینه این دور از مذاکرات شکست خورده، از هفته ها قبل آماده گردیده بود و طرفین از طریق پاکستان ضمن رد و بدل نمودن خواسته های خود، سرانجام توافق نمودند تا پای میز مذاکره بنشینند.
اما پس از قریب دو روز تلاش برای آرام نمودن گراز چموشی بنام ولایت فقیه، سرانجام صبح یکشنبه معاون رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد : « خبر بد این است که به توافق نرسیدهایم، و من فکر میکنم این خبر برای رژیم ایران بسیار بدتر است تا برای ایالات متحده بد باشد.
جیدی ونس گفت: ما خطوط قرمز خود را کاملاً روشن کردیم؛ آنچه حاضر به انعطاف هستیم و آنچه نیستیم». ( خبرگزاری رویترز 12 آوریل 1405)
سخن آخر آنکه، « افعی ولایت » هرگز کبوتر « حقوق بشر، صلح، آرامش و حسن همجواری » نخواهد زائید. این واقعیت را مردم و مقاومت ایران طی بیش از چهار دهه از حاکمیت ننگین آخوندی تجربه کردهاند، تجربه ای که شکست آن برای هزارمین بار به جامعه بینالمللی به اثبات رسید.
راهکار برون رفتن از بحران کنونی، به یقین نه جنگ خارجی و نه ادامه سیاست مماشت می باشد. مردم و مقاومت ایران با نیروی پیشتاز مجاهدین را به رسمیت بشمارید، دستان آنان را برای برهم زدن بساط این دیکتاتوری نبندید, از شیطان سازی و همسویی با سیاست های مخرب رژیم علیه مقاومت ایران دست بردارید، آنوقت به یقین مردم و مقاومت ایران کمر این دیکتاتوری را خواهند شکست.