فروغ گلستان: «چه کسی بود صدا زد ما را»

 

طی چند روز گذشته که با شهادت ۶مجاهد خلق و  شنیدن نامه‌ها و  تجدید عهدهای آنها همراه بود، لحظات زیادی دارم که با افتخار  همراه  است، از  کشف چنین راهی، از وجود چنین گوهرانی و ساختن  و پرورش نسلی  نو.

وقتی  سوگندها و کلمات آنها را با  این عمق و غنا  مرور می‌کردم، یاد این جمله افتادم که «طوفان که شروع می‌شود، می‌فهمی  چند درخت  ریشه‌دار در کنارت  است».

اما ساعتهای زیادی به رهبر مقاومت برادر مجاهد مسعود رجوی فکر می‌کنم و اینکه چطور نسلهای متمادی از نام و آرمان او به این نقطه از تعالی می‌رسند و سیراب می‌شوند آنهم در برهوت آرمانگرایی و انسانیت و آگاهی.

رازیست در این نام که بازگشایی و بازخوانی آن، شجاعت « از نو آغاز کردن» است.

وقتی همه از نابود شدن و پایان سخن می‌گویند، وقتی ناامیدی و ترس غلبه می‌کند، وقتی در عمق ضمائر، دشمن غالب و قدرتمند است، مجاهدین آغازگر و تاسیس‌کننده هستند.

از همان روز که ایده‌ای به  نام سازمان مجاهدین طرح  و بنیان گذاشتند، تا سال ۱۳۵۴ که مسعود رجوی، مجاهدین را نسبت به راست ارتجاعی و حاکمیت خمینی دجال واکسینه کرد.

تا تشکیل مقاومت سراسری،  بیانیه صلح و به گل نشاندن کشتی جنگ ضدمیهنی خمینی با ارتش صلح و آزادی.

و انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین که ماهیت و هویت و آرمان  آزادیخواهانه و پیشرفته و انسانی مجاهدین را در کلمه  «انقلاب مریم» متکاثف و سمبلیزه کرده است.

اسم رمزی مشترک برای همه، از اعضای مجاهدین تا اعضای کانونهای شورشی تا مجاهدین اسیر در زندانها یا شورشگر در  میدانها.

اسم عبور از شب که ما را معجزه‌آسا از هر آتشی گذر می‌دهد.

  .... تا روزی که به هزار اشرف رسیدیم. و در هجوم ضربه دشمن و شهادت مجاهدان در اشرف، آن جمله طلایی «یک، دو، سه ، صد، هزار اشرف می‌سازیم» قامتها را راست کرد و عزم سرنگونی را بالا و بالاتر برد.

این شعار نبود، بلکه سرآغاز خلق نهاد شورشگری به اسم کانون شورشی بود.

آزمایش انقلاب بود و آزمایش جامعه ایران.

آیا در هجوم ایلغار خمینی، این خاک و این میهن سترون است، یا زنده  و رویان است با خون پاکترین‌ها ، و فداکاری راهبرانی که از دل سنگ  سخت، چشمه‌ جوشان می‌آفریند و بهار را با اراده سترگ خود شکوفه باران می‌کند.

پاسخ روشن است و همه می‌بینند. که به قول مسعود، خبر پیروزی فرزند انسان است، خبر بایستن و توانستن. و این باشکوه‌ترین لحظه‌ای است که میتواند  داغ قلب و وجودمان را در نثار بهترین فرزندان ایران برای آزادی، آرام کند.

جوان یا پیر، هرکس نام کانون شورشی دارد، هرکس آرمان مجاهدین را نمایندگی می‌کند، دشمن را ذلیل و زبون می‌کند تا که راهی جز کشتن و از میان برداشتن این انسانها در مقابلش نمی‌بیند.

هدف مسعود رجوی در  هر شرایط سخت و سخت‌تر، همواره تداوم مبارزه بوده و هست تا پیروزی  مردم ایران. هدف به حرکت درآوردن یک نسل و چند نسل است که در آن پیروز شده است.

اینجاست که باید مثل پویای قهرمان بگویم، خدایا تو را شکر می‌کنم بخاطر مسیر حق و درستی که من و ما را به آن هدایت کرد. اگر هدایت تو نبود نمیتوانستیم طوفان ابتلائات را بشکافیم و پیش برویم.

و عهد  می‌بندیم  که در مسیر تعهد  اصلی یعنی سرنگونی رژیم ضدبشری آخوندی، از هیچ  جانفشانی دریغ نکنیم.