مطلبی را که در زیر می خوانید بحشی از مصاحبه ی سایت ایران لیبرتی با مدیریت زنده یاد منصور قدر خواه با من در بیست سال پیش است!
پرسشگر هم زنده یاد علی بهروزیان، از یاران وفادار مقاومت بود.
یاد آن دو عزیز جاودانه گرامی باد!
ایران لیبرتی: به اعتقاد شما طرح راه حل مردم ایران و تغییر دموکراتیک معروف به راه حل سوم که توسط رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران خانم رجوی در پارلمان اروپا چیست؟
جمشید پیمان: به نظر من، در این مورد دیگر نمیتوان از اعتقاد صحبت کرد. برای ارائه ای راه حل یک معضل ، و در اینجا رژیم جمهوری اسلامی ، ممکنست علاوه بر مفروضات عینی و شرایط و زمینه های مادی، عقاید سیاسی و ایدئولوژیک تاثیر گذار باشند. اما وقتی راه حل ارائه شد ، فقط میتوان نسبت به اندازه ی درستی یا نادرستی ویا واقعی و غیر واقعی بودن آن اظهار عقیده کرد.
راه حل موسوم به تغییر دموکراتیک که از سوی خانم رجوی ارائه شده است، یک واقعیت عینی میباشد در برابر دو وضعیت دیگر. یکی سیاست مماشات با رژیم که بیست و هفت سالست از جانب کشور های بزرگ اعمال شده است، و دیگری راه حل جنگ که فقط در رابطه با عدم تمکین رژیم آخوندی از خواست بین المللی در پیوند با پروژه ی اتمیش ، موضوعیت پیدا می کند و ممکنست محقق شود.
مقاومت ایران اعتقاد دارد که این رژیم در طول عمر خودش در چارچوب حاکمیتش در ایران و نیز در خارج از مرزهای ایران و در محدوده ی حاکمیت دول دیگر، بر علیه بشریت جنایات عدیده ای مرتکب شده است . بنا براین هیچ گونه مشروعیتی برای ادامه ی حاکمیتش ندارد.
مقاومت ایران اعتقاد دارد که با توجه به عملکرد دراز مدت رژیم، مردم ایران حق دارند از هر وسیله ی مشروع و پذیرفته شده و تجربه شده ی در جامعه ی جهانی برای پایان بخشیدن به سلطه ی این نظام ، بهره مند شود .دامنه ی این وسایل از امکان برگزاری یک رفرندم آزاد و با نظارت سازمانهای ذیربط جهانی تا قیام مسلحانه گسترده می شود.این یعنی تغییر دموکراتیک.
گزینش هر وسیله ای در این زمینه از جانب مردم صرفا بستگی به عملکرد رژیم دارد . اگر رژیم در یک حالت مفروض، حق حاکمیت مردم را به آنها واگذار کند این تغییر دموکراتیک نیازی به اقدام خشونت آمیز پیدا نمی کند. اگر رژیم همچنان که تاکنون کرده است ، هرنوع راه دست یابی غیر قهر آمیز مردم به حق حاکمیت و آزادیشان را ببندد ، متناسب با شرایط موجود، اتخاذ قهر و حتی مبارزه ی مسلحانه، هم اجتناب ناپذیر می گردد و هم ازمشروعیت در برابر جامعه ی جهانی و منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر بر خوردار می شود.
اینست جوهره ی راه حل دموکراتیک. راه حلی که زمینه ها و امکانات و اجرایش فقط و فقط در رویاروئی نطام ضدبشری حاکم با مردم ایران فراهم می شود.
اما رژیم آخوندی علاوه بر همه ی امکاناتی که بمنظور جلوگیری از اعمال حاکمیت مردم در اختیار دارد ، از پشتیبانی مماشات گرانه ی کشورهای دیگر نیز برخوردار است. این پشتیبانی ، موازنه ی قوا میان مردم ایران و رژیم را تاکنون بسود رژیم حفظ کرده است. مضافا بر اینکه کشورهای بزرگ تنها به مماشات با رژیم بسنده نکرده اند . آنها هر کجا که توانسته اند فضا را برای اپوزیسیون رژیم و البته به سود رژیم، تنگ ساخته اند. بزرگترین و زشت ترین اقدامشان در این مورد هم قراردادن نام بزرگترین اپوزیسیون نظام در لیست تروریستی خودشان می باشد.
وقتی که خانم مریم رجوی در پارلمان اروپا خطاب به کشورهای مماشاتگر گفت ما در امر ایجاد این تغییر دموکراتیک از شما فقط انتظار داریم که در این رویارویی جانب رژیم ضد بشری حاکم را نگیرید ، در حقیقت بر نکته ی کلیدی معضل رژیم حاکم با مردم ایران و جامعه ی بشری تاکید ورزید. وقتی که فریاد برآورد نه مماشات و نه جنگ بلکه دادن فرصت به مردم ایران برای باز پس گرفتن حق حاکمیتشان، در حقیقت بر این امر تاکید ورزید که جنگ نامطلوب، نتیجه ی اجتناب ناپذیر مماشاتشان با این رژیم است.
بنا براین راه حل دموکراتیک امر پیچیده ای نیست. کار مردم ایران را به مردم ایران واگذاشتنست. در امور داخلی ایران به سود رژیم آخوندی دخالت نکردنست. دست اپوزیسیون را نبستن است. ارتش آزادی بخش را خلع اسلحه نکردنست.
کشورهای بزرگ متاسفانه در چارچوب سیاست مماشات گرانه شان همه ی این کار ها را به زیان مردم ایران و به سود رژیم جنایت کار حاکم بر ایران انجام داده اند. نتیجه اتخاذ این سیاست کار را به جائی کشانده است که اکنون برای مقابله با مساله، ناگزیر از پیش کشیدن گزینه ی مداخله ی نظامی شده اند. گزینه ای که اگر به سیاست مماشات با رژیم پایان بخشند و در هم سوئی با رژیم، اپوزیسیونش در تنگنا قرار ندهند، هرگز موضوعیت پیدا نمی کند.
«جمشید پیمان»، ۴۰۵/۱/۴