مهرداد هرسینی: صدای پای نئو فاشیسم سلطنت

 

الگوی رفتاری در سایه حمله وهجوم وابستگان به سلطنت مدفون شده به تجمع ایرانیان، ضرب و شتم آنان، بکارگیری رکیک ترین الفاظ علیه مخالفان و دگر اندیشان، تلاش برای برهم زدن تظاهرات، اکسیون و تجمعات در شهرهای مختلف جهان و باز تولید اندیشه‌های اقتدار گرایانه  به موازات تهدید به قتل، آتش زدن منازل و یا سربه نیست نمودن طیف مخالف سلطنت، اکنون این سوال را در میان ایرانیان آزاده پدیدار نموده، که این چرخه مخرب، رفتارهای ضد انسانی و ضد تمامی اسلوب و پرنسیپ‌های حقوق بشری، مدنی و قوانین بین‌المللی سرانجام به کجا راه خواهند برد؟

کافی است تا در این راستا نیم نگاهی به حجم عظیمی از چنین اعمال و رفتارناشایست افکند تا به عمق فاجعه ای که خانواده فاسد و دزد پهلوی درسایه ایجاد تنش، تفرقه و سرکوب  علیه آحاد مردم برای رسیدن به حقوق دموکراتیک و حق طبیعی خود، رسید.

واقعیت در این میان آن است که اصطلاح «نئوفاشیسم پهلوی» یک برچسب تحلیلی از روندی است که این طیف در چهار قاره جهان براه انداخته است. سخن از راهکاری هدفمند در سایه یک دیدگاه سرکوبگرانه و تمامیت خواه برای از میدان بدر بردن نیروهای  جمهوری خواه ومخالف و نیز خرید زمان برای دیکتاتوری مذهبی در ایران می باشد که اکنون به سیاست راهبردی فرزند شاه مخلوع تبدیل گردیده است.

دراین راستا مولفه‌هایی  مانند: « اقتدار گرایی، سرکوب سیاسی، کنترل تجمعات اجتماعی و جامعه مدنی، افراطی گری، نژاد پرستی، نفرت از اقوام و ملیت های گوناگون درایران، برچسب‌زنی، خائن، مزدور، تجزیه‌طلب و یا 57 هفتی » می باشد که تماما درپازل فوق قراردارند.  

بکار گیری خشونت نمادین و فیزیکی وانکار مشروعیت مخالف از جمله شاخص های نئو فاشیسم پهلوی هستند. لذا این واژه  نه صرفاً برای یک رژیم تاریخ مصرف گذشته، بلکه به یک الگوی رفتاری–فرهنگی  و سیاسی برای این طیف تبدیل شده است..

همچنین باید متذکر شد که فاشیسم فقط یونیفرم و یا یک حزب نیست. هانا آرنت نویسنده و متفکر آلمانی تاکید دارد: « فاشیسم قبل از آنکه دولت باشد، فرهنگ حذف است».

آنهم در زمانی که مخالف حق صحبت کردن، فعالیت سیاسی و اجتماعی  نداشته و هرگونه تلاشی در این زمینه صرفا با اتیکت « دشمن » توصیف می گردد. این همان چرخه مخرب خشونت بوده که « هدف را مقدس» جلوه داده و بکارگیری تمامی ابزار ضد انسانی و ضد دموکراتیک را توجیه پذیر می نماید.

بدین سان طیف سیاسی و طرفدار جمهوری در راس آنان سازمان مجاهدین و مقاومت ایران،، حتی در زمانیکه شعار آزادی، دمکراسی و حقوق بشر سر میدهند، با مشت های گره کرده و حمله فیزیکی طرفداران شعبان بی مخ روبرو می شوند، آنهم در خارج از کشور و فرسنگ ها دور از دیکتاتوری مذهبی حاکم بر میهن مان.

لذا این سوال منطقی اکنون در میان بخش بزرگی از فعالان سیاسی و مبارزین مطرح می باشد که چگونه می‌توان مدعی آزادی، دموکراسی و سکولاریسم بود، چگونه می توان دم از حقوق بشر و حاکمیت ملی زد، اما نه تنها آین رفتار و کردار ضد حقوق بشری را محکوم نکرد، بلکه در مقابل آنان را تشویق، تغذیه فکری و مالی و نیز  با روش‌های ارعاب، تحقیر، توهین  و خشونت خیابانی عمل کرد؟

در یک جمعبندی اجمالی تمامی نکات فوق به این حقیقت راه می برند که در سایه گرفتن قدرت به هر قیمت، آنهم در سایه راه اندازی یک جنگ خارجی و با دخالت بیگانگان، هدف غائی در صورت کسب قدرت که بدلیل وجود وزنه قوی نیروی پیشتاز غیر ممکن می باشد، همان باز تولید سرکوب، ساواک، شکنجه، اعدام و راه انداختن حمام خون در فردای ایران است.

به یقین این منطق در همه‌ی اشکال خود یک پیام مشترک دارد و آنکه مردم ایران هنوز شایسته‌ی آزادی، دمکراسی و حقوق بشر نیستند

آری این دقیقاً همان خطری است که بسیاری اکنون نسبت به روند شتابان آن  هشدارمی‌دهند، یعنی

بازگشت استبداد سلطنت به هر قیمت، آنهم با مشت، لگد، سرکوب و خون ریزی. لذا باید تاکید نمود که  مسئله فقط «رفتار هواداران و لمپنیسم » از سوی این طیف  نیست، بلکه موضوع بسیار ریشه ای و دریک سیاست راهبردی برای کسب قدرت نهفته است.

دراین راستا  اگر امروز مخالف را می‌زنند، دهانش را می‌بندند، تحقیرش می‌کنند، به یقین در فردای یک حکومت (خیالی و مجازی)، زندان، شکنجه، حذف قانونی کاملاً قابل تصور است.

بدین سان رضا پهلوی در سایه حمایت های گسترده از سوی  رسانه های استعماری و پمپاژ دلار و تلاش اتاق های فکر و دو لشگر سایبری، اکنون  یک سیگنال بسیار خطرناک به جامعه دردمند ما  ارسال می کند.

این نگرانی  نه توهم، بلکه واکنش طبیعی جامعه‌ی آسیب‌دیده از دیکتاتوی شاه و شیخ می‌باشد که طی یک صد سال گذشته تجربه بسیار خونباری را  از پدر بزرگ و  پدر وی و نیز از دیکتاتوری ولی فقیه بدست آورده است.

راهکار در این مقطع کنونی، همان طرد، افشائ این روند خزنده و بکارگیری از تمامی ابزارممکن  قانونی برای عدالت و حق شهروندی در بسیاری از کشورهای جهان  می‌باشد. .