درهای زندان ها را بستند . تلفن ها را قطع کردند. وسایل ارتباط جمعی را نیز. در یک سکوت مطلق و بی خبری هراسناک، بیش از ۳۰۰۰۰ تن از زندانیان سیاسی مبارز و آزادیخواه را قتل عام کردند. از کشتار هولناک تابستان ۱۳۶۷ می گویم. جهان از این جنایت، خبردار نشد یا اگر هم شد، چشم بر آن بست تا منافعشان در ایران، پایدار بماند. خانواده های داغدار حتی نفهمیدند که عزیزانشان کجا و در کدام گور دسته جمعی، بخاک سپرده شدند.
تنها گوشه ی کوچکی از این کشتار بی رحمانه، در محاکمه ی حمید نوری در دادگاه سوئد، استکهم، از زبان برخی از شاهدان و بازماندگان افشا شد. ما آن نسل کشی و قتل عام عزیزانمان را نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم.
البته این جنایت ها، در مقیاس های گوناگون، بارها و بارها و در پی خیزش های کوچک و بزرگ در ایران و در این بیش از چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی، تکرار شده است.
جانیان رژیم جمهوری اسلامی، این بار، در قیام دی ماه۱۴۰۴، در مقیاس و شکل و اندازه ای دیگر اما، با همان الگوهای پیشین، در سکوت و در قطع کامل وسایل ارتباط جمعی، نسل کشی را، با کشتار دسته جمعی بیش از هزاران قیام آفرین معترض و به جان آمده، در خیابان های سراسر ایران تکرار کردند.
شورشگران و مبارزان امروز، باز تولید قتل عام شده گان بیش از چهار دهه کشتار بی رحمانه اند. خون داده اند، بارها و بارها. باز تولید همان نسل 57 هستند که با هر دیکتاتوری و استبداد در ستیزند. آزادی می خواهند . آزادی سیاسی، اجتماعی و مدنی. شورشگرانی که اراده کرده اند این بار، برای همیشه، طومار جمهوری اسلامی را درهم بپیچند و آنرا به زباله دان تاریخ بسپارند و به این جنایت ها، برای همیشه، پایان دهند.
مگر به چیزی جز سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و تمام عاملان این جنایت ها و سردسته آنان، ولی فقیه خونخوار، خامنه ای جنایت کار، رضایت می دهند؟ این نبرد آخرین است بار این مسئولیت را با تمام خطراتش بجان خریده اند . مسئولیتی سنگین با بهائی سخت گزاف برای آزادی مردم در بند و سرلوحه ی مبارزاتشان، آزادی، برابری و استقلال است
مبارزان و شورشگران و آزادیخواهانی که تجره ی مبارزه با این جانیان را دارند، خود میدانند چگونه و با چه راه و روشی، مبارزات خود را به پیش ببرند. نیاز به دخالت نیروهای خارجی چه حمله نظامی و چه از هر گونه ی دیگر، ندارند . هر گونه دخالتی هدفش جز به انحراف کشیدن مبارزات مردم نیست و سودی جز حفظ منافع فرصت طلبان ندارد. دولت های خارجی کافیست که فقط دست حمایتشان را از پشت رژیم بردارند و نیروهای نظامی و سرکوبگر جمهوری اسلامی را در لیست تروریستی بگذارند و مشروعیت نظام را در سازمان ملل از او سلب کنند.
دادخواه و دلخونیم و خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، نه جابجائی قدرت. تا پس از سرنگونی، در یک حکومت جمهوری دموکراتیک، شاهد محاکمه ی عادلانه تک تک جنایتکاران این رژیم، باشیم.
نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم.
گیسو شاکری
۲۴دی ماه۱۴۰۴