نکیسا بامداد: ضرورت هوشیاری در بزنگاه سرنگونی

 

"ما انقلاب نکردیم که استبدادی را براندازیم و استبداد دیگری به جای آن بنشانیم"

این سخن را ۱۰۰ سال پیش در هفت آبان ۱۳۰۴ ملک الشعرا بهار در مجلس گفت و دو روز بعد، در ۹ آبان، انقراض حکومت قاجار تصویب شد و در ۲۲ آذر همان سال پهلوی به عنوان سلسله جدید پادشاهی اعلام شد. بدین گونه مردم ایران صد سال دیگر در فقر و سرکوب و بدبختی فرو رفتند. صد سال کشتار آزادیخواهان، صد سال در حسرت آزادی و دمکراسی ماندن و چه بهایی که در این سال‌ها پرداخته شد. صد سال عقب ماندگی یک ملت متمدن و ثروتمند درحالیکه در تمام این سال ها شاه و شیخ در کنار هم بر مردم ایران ستم می کردند.

و حال بازهم در چنین بزنگاه تاریخی ایستاده ایم و ضرورت تاریخی دارد که بلند بگویم:

 مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر. 

و اکنون وقتی به صحنه های نبرد نابرابر جوانان شورشگر، شجاع و انقلابی با دستان خالی در برابر آدمکشان تا بن دندان مسلح و بی‌رحم خامنه‌ای نگاه می شود، در کنار شور و شعف قلبی ازدلاوری های نسل جوان، حال و هوایی آشفته و متناقض موج می زند. کاش با شما و در کنارتان بودیم؛ دوش به دوش شما درمقابل مزدوران ارتجاع می ایستادیم و می جنگیدیم.

اما افسوس که همچون هزاران هموطن دیگر، زیر فشار ظلم و ستم آخوندی، به تبعید تن داده‌ایم؛ هزاران کیلومتر دور از شما و دور از میهن. با این حال، هر روز به عشق شما و در حمایت از شما، با در دست داشتن تصاویرتان، در آکسیون‌های اعتراضی در کشورهای مختلف، در میدان شهرهای بزرگ و مقابل هر ارگان حقوق بشری می‌ایستیم و رزم و حماسه شما را به شعار تبدیل می‌کنیم و فریاد می‌زنیم:

«قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان…

در این میان جا دارد به حقیقتی تلخ اشاره کرد: هر بار که جوانان این سرزمین به عشق آزادی در پیچ‌وخم‌های تاریخ به مصاف دژخیمان و دیکتاتورها شتافته‌اند، در پس پرده، دستان پلید دشمنان مردم ایران در کمین انقلاب مردم نشستند تا آنرا مصادره کنند.

 از انقلاب مشروطه تا دولت ملی دکتر مصدق و قیام ضد سلطنتی سال ۱۳۵۷، همواره شیخ و شاه با برخورداری از امکانات گسترده تبلیغاتی، پول و حمایت بیگانگان، در بزنگاه‌ها به توطئه پرداخته و حاصل رنج و فداکاری خلق ستمدیده را به یغما برده‌اند. صاحبان اصلی انقلاب‌ها دستگیر، شکنجه‌ و در دهلیزهای تاریک زندانی و به جوخه های تیرباران سپرده شدند.

آنان برای این هدف، به امکانات و عواملی نیاز داشتند که بیگانگان در ازای وابستگی و تاراج منابع ملی و ثروت‌های مردم ایران در خدمتشان قرار می دادند. ازجمله، بکارگیری رسانه های معلوم الحال تا خرید عوامل داخلی، استفاده از لمپن‌ها و باجگیران سرگذر، چاقوکشان، فحاشان و آدمکشان حرفه‌ای. این عناصر مامور مرعوب‌ سازی و ضرب‌وشتم زنان و مردان انقلابی بودند تا فضا برای سرکوب، کودتا و دستگیری انقلابیون فراهم شود تا مهره‌های دست‌نشانده بر سرنوشت مردم ایران گمارده شوند. متاسفانه در تاریخ سیاسی ما، غفلت یا فقدان هوشیاری کافی نیروهای ملی و مردمی، بارها صحنه را به نفع فرصت‌طلبان شاه و شیخ چرخانده است.

امروز نیز همچون صد سال پیش در همان نقطه ایستاده ایم و همان دارودسته‌ها دوباره دندان تیز کرده‌اند تا حاصل ۴۷ سال مقاومت و مبارزه جوانان مجاهد، رزمنده و انقلابی که هزاران تن از آنان تا کنون شکنجه و اعدام شده اند را به خیال خام خود به سرقت ببرند.

 نشانه‌های آن را می‌توان در شبکه‌های اجتماعی و خبرگزاری‌های فاسد و انحصاری دید:

 تبلیغ گزینشی، جعل خبر، صداگذاری بر شعارهای انقلابی مردم به نفع خود، و فحاشی و استفاده از الفاظ رکیک علیه احزاب، شخصیت‌های سیاسی، مدنی و هنری و هر مخالف سیاسی «بچه‌شاه». با این عربده‌های توخالی می‌کوشند مردم نجیب و متدینی را که از لمپنیسم و هرزگی و فحش های رکیک بیزارند، از میدان بیرون کنند و راه خود را باز نمایند.

اما این‌بار شرایط با گذشته بطور کیفی متفاوت است و در پس اعتراضات جوان های شورشگر، یگان‌ها و کانون‌های شورشی، سازمان مجاهدین خلق ایران با بازوهایی قدرتمند و سازمان‌یافته، و با بیش از شصت سال تجربه مبارزه سیاسی، تشکیلاتی و نظامی، در کنار مردم ایستاده‌ است. از سی خرداد ۶۰ تا کنون، برای چنین روزهایی آماده بوده‌اند و حاضر به مدارا، عقب‌نشینی یا مذاکره با بازماندگان شاه و شیخ نیستند.

باید آگاه بود که شاه و شیخ، در همه ادوار سیاسی ایران، اگرچه گاه بر سر تقسیم غنایم با هم اختلاف داشته‌اند، اما در سرکوب مردم همواره متحد بوده و دو روی یک سکه‌اند. نمونه‌های تاریخی آن روشن است: اتحاد آخوند کاشانی با دربار فاسد و کودتاگران علیه دولت دموکراتیک دکتر مصدق، یا معامله قدرت‌های غربی با خمینی در کنفرانس گوادلوپ که به خروج شاه و تحمیل شیخ بر مردم ایران انجامید و انقلاب ۵۷ را به سرقت برد.

از این‌رو، این‌بار باید با تمام توان از چشم و چراغ راه خود ــ سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران ــ حفاظت کنیم و اجازه ندهیم فرصت‌طلبان و دزدان، حتی در حد یک شعار، دستاوردهای قیام را از ما بربایند.

در مسیر خیز بلند سرنگونی نظام بجا مانده از خمینی جنایتکار، باید نسبت به بازماندگان فاسد و تبهکار سلطنت و عواملشان هوشیار بود.

 سرکوب تنها باتوم، گلوله و زندان نیست؛ رژیم آخوندی از شیوه‌های پیچیده‌تر و پنهان‌تری نیز بهره می‌گیرد:

 مهندسی افکار عمومی، جعل روایت و برجسته‌سازی آلترناتیوهای قلابی، برای کمرنگ کردن آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران. از این رو دستکاری شعارها، صداگذاری و القای بازگشت سلطنت، بخشی از عملیات سیستماتیک مصادره قیام است؛ الگویی که مردم ایران تجربه تلخ آن را در حافظه تاریخی خود دارند.

امروز قیام مردم ایران از بازار و دانشگاه‌ها و کسبه عبور کرده و سراسر کشور را درنوردیده است. جامعه‌ای زخم‌خورده اما مصمم، اقشار مختلف را در یک رویارویی فراگیر متحد کرده است. مردم از فاز اعتراضات پراکنده و مطالبات فقط اقتصادی و اجتماعی عبور کرده و وارد مرحله‌ جدی تقابل سیاسی شده اند واگر در این مرحله دستآوردهای قیام حفظ شود قطعا به انقلاب و سرنگونی می انجامد.

هیچ قدرت، هیچ بهانه و هیچ حکومتی نمی‌تواند شجاعت و حقیقت نسل قیام‌کننده را تحریف کند.

سرنگونی واقعی نظام آخوندی تنها زمانی به انقلاب منتهی می‌شود که در راس آن نیرویی سازمان‌یافته، منسجم و دلسوز و غیروابسته قرار داشته باشد؛ نیرویی که در کوره دهه‌ها مبارزه و تجربه شکل گرفته است. در غیر این صورت، سرنگونی دیکتاتوری آخوندی می‌تواند به بازتولید دیکتاتوری پهلوی بینجامد؛ یک دیکتاتوری‌ دیگر با رنگی دیگر، اما با همان ظلم، فساد، فقر و بن‌بست‌های اقتصادی و اجتماعی.

پس هوشیار باشیم سرنگونی رژیم آخوندی باید به انقلابی واقعی منتهی شود؛ انقلابی که در آن نه شاه باشد و نه شیخ.