برگزاری دومین تظاهرت پرشکوه ایرانیان آزاده، اشرف نشانان و یاران مقاومت در واشنتگن به یقین آن روی سکه ی واقعیتی بنام «وجود آلترناتیو دمکراتیک» در مقابل جباریت و بربریت ولی فقیه در ایران می باشد.

این تظاهرات در حالی با موفقیت به انجام رسید که خامنه ای زهر خورده طی هقته های اخیر با ایجاد تنش های تصنعی و صدور تروریسم تلاش زیادی بخرج داده است تا نگاه مردم و جامعه سرکوب شده میهن امان را به خارج از مرزها و دشمن فرضی معطوف نماید.
دراین رابطه نیز طی هفته ای اخیر شاهد بودیم که «هل من طلبیدن» رژیم آخوندی در مرزهای آبی کشور و یا در کشورهای همسایه و اسلامی هدفی بجز مخدوش نمودن صورت مسئله اصلی یعنی خواست عموم برای سرنگونی نظام در داخل کشور را ندارد.

برپایی چوبه های دار و تخت های شکنجه در شهرهای میهن، ابعاد گسترده دستگیری های کور و راه اندازی شبکه های مختلف پلیسی و امنیتی در داخل کشور، به یقین سخن از واقعیت های فوق را دارند، زیرا حاکمیت بخوبی به توان و قدرت دشمن اصلی خود در داخل کشور واقف است و تمامی هراس و دلهره ولی فقیه نیز از همین زاویه می باشد.

دراین رابطه یک سایت نزدیک به حکومت آخوندی (۱ تیر ۱۳۹۸) در مصاحبه ای با دو بسیجی زهوار درفته به نقل از آنان اعتراف نوشته است: «دو عضو بسیج به «ایران‌وایر» گفته اند ‎ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از شورش‌های داخلی در سراسر ایران به اندازه حمله امریکا هراس دارد.
در این مصاحبه اختصاصی، دو بسیجی به شهروند خبرنگاران «ایران‌وایر» خبر داده‌‌اند که طی روزهای اخیر برای مقابله با جنگ شهری آموزش‌های ویژه دیده‌اند».

چنین نمونه هایی به یقین در رسانه ها ی حکومتی و یا وابسته به مماشات با دیکتاتوری ولی فقیه بوفور می توان یافت، زیرا اساس و بنیان در دیکتاتوری مذهبی همواره بر «آتش به اختیاری» است که بکرات از سوی خامنه ای به نیروهای روحیه باخته و بشدت هراسیده رژیم دیکته شده است.

از این منظر است که باید قدر و ارزش تمامی حرکات اعتراضی از سوی ایرانیان در خارج از کشور را تحلیل و برآن ارج نهاد، زیرا به هر میزان که رژیم آخوندی با تمامی باندهای قلابی و آبروباخته اش تلاش دارد تا بر واقعیت های موجود در درون جامعه خاک بپاشد و با سیاست های مخرب خود اذهان عموم را منحرف نماید، به همان میزان نیز این افشاگری ها و حرکات های اعتراضی بر روح و روان مردم تشنه به آزادی تاثیر گذاشته و آنان را برای تغییر و تحولات دمکراتیک و برهم زدن این بساط ننگین آماده و هوشیار می کند.

بقول خانم رجوی «اکنون شما صدای یک ملت ستمدیده، سرکوب‌شده و سرقت‌شده هستید. آخوندهای خونریز از ۴۰ سال پیش برای دور کردن خشم مردم از خودشان، آدرس دشمن را در آمریکا می‌دادند. ما فریب نخوردیم و به قول مسعود رجوی وقتی که گفتیم مرگ بر ارتجاع پای آن ایستادیم و گفتیم و می‌گوییم: سرنگونی، سرنگونی، سرنگونی!
حالا مردم ایران در کوچه و بازار فریاد می‌زنند که دشمن ما همینجاست اما آخوندها به دروغ می‌گویند که آمریکاست».