پيشگفتار از پرفسور فرانسواز اريتيه برجسته ترين استاد مردم شناسي در فرانسه

روزنامه فرانسوي فيگارو
19آوريل 2013

بخشهايي از پيشگفتار پروفسور فرانسواز

مريم رجوي به عنوان يك زن سياستمدار اين اثر- « زنان عليه بنيادگرايي»- را نوشته و در آن مباني كارزار خود را بيان ميكند.
رئيس جمهور منتخب شوراي ملي مقاومت ايران كه در فرانسه مستقر است، درگير نبرد با كينه توزي خشمگينانه رژيم حاكم برايران است كه بر پايه بنيادگرايي اسلامي قدرت خود را سرپا نگه داشته است.
او هم چنين به موضوعات مربوط به روابط و همخوانيهاي اسلام و دمكراسي مي پردازد كه ما ميدانيم، چقدر موضوع بحثها و مناقشات امروزي است.....
سركوب زنان براي حفظ ديكتاتوري مذهبي ضروري است. بنابراين، مريم رجوي پادزهر ضروري براي مقابله با اين شرارت حيرت آور را در «قدرت فراموش شده» زنان باز مي يابد و برآن است كه براي شكست اين فرهنگ بنيادگرا و مخرب، زنان نه فقط بايد دريابند كه «در نوك پيكان اين نبرد هستند»، بلكه آنها به طور داوطلبانه بايد رهبري اين نبرد را بر عهده بگيرند.....
ازنظر مريم رجوي، اسلام مورد ادعاي بنيادگرايان صريحا به متون اصيل اسلامي خيانت ميكند.
نويسنده كتاب زنان عليه بنياد گرايي، بسيار شجاعانه و بسيار به جا، افشا ميكند كه قرآني كه در قرن هفتم ميلادي نازل شده است، يك تحول مثبت در شرايط اقتصادي و اجتماعي زنان ايجاد كرد و ميگويد همچنانكه در سوره حجرات آمده است : انسانها صرفنظر از تفاوت جنسي و اصل و نسب شان، برابر هستند...
او با قدرت ميگويد كه چگونه ميتوان مدعي رهايي شد، وقتيكه در منطق بنيادگرايان « انسانيتِ نيمي از انسانها» مورد شك قرار ميگيرد؟
مريم رجوي يك تابلو قابل فهم از ديدگاه بنيادگرايانه ترسيم ميكند كه در آن ارزش مطلق بر اساس رفتار جنسي افراد است و دراين منطق زنان به عنوان منشا گناه و شر تلقي ميشوند.... درمنطق بنيادگرايان، گناه جنسي بهانه توجيه ماهوي تمامي اشكال سركوب است.....
 مريم رجوي شرايط زنان در ايران را از سال 1909 و قدمت مبارزات انجمنهاي زنان  تا قبل از سركوب خونين ملايان كه (بيش از 120000 اعدام شامل دهها هزار زن) برجاي گذاشته و هم چنين تجربه مقاومت ايران را كه رو در روي سركوب و تحقير آخوندها، زنان را در خط مقدم مبارزه  قرار ميدهد، بررسي كرده است.  
از نظر او، مبارزه بايد در دو جبهه پيش برود: هم عليه قدرت مذهبي حاكم، و هم عليه هرگونه رويكرد مردسالاري كه زنان را درجه دوم ببيند وحذف كند...
اين اثر يك تجربه انساني خيره كننده است كه بايستي آن را نظاره كنيم، تحسين كنيم و حمايت كنيم. و حتي بايد از آن الهام بگيريم، چرا كه ظاهر دموكراتيك و لائيك (نظامهاي حاضر)، اين سنگ بناي اساسي قدرت سياسي را، يعني سلطه بر روي جسم زن و پنهان كردن تواناييهاي زنان وحذف آنها به دليل اصل« رقابت براي قدرت»، تاكنون پنهان كرده و پوشانده است.  
در يك زمينه كمي متفاوت اما با جوششي كه همه ما آن را احساس مي كنيم، مريم رجوي شرايط مقاومين ايراني در شهر اشرف در عراق را نيز ارائه ميكند، كساني كه توافقات بين  دو حكومت ايران و عراق و رها كردن حفاظت بين المللي، آنها را تحت فشارها و شكنجه ها يي نظير پخش فريادهاي كينه توزانه از  صدها بلندگو قرار داده و يك بي خانمانسازي اجباري و انتقال به بدترين شرايط در كمپي كه بطور شومي نامش را ليبرتي گذاشته اند،  به آنها تحميل شده است. انتقال به صحرا يي  بدون آب كافي، بدون حفاظت بهداشتي و بدون هيچگونه ترتيبات ضروري،  و درميان سكوت كر كننده سازمان ملل....
در آنجا هم، زنان، بازوي مسلح مبارزه هستند.
فرانسواز هريتيه