یک:
هنر بزرگ یک مقاومت، فقط جنگیدن و زدن و خوردن نیست. گاهی پیش می آید که باید خودش را با شرایط غیر منتظرۀ موجود، که می تواند از زد و خورد هم دشوارتر باشد، وفق دهد. اینجاست که عیار اصلی محک می خورد.

چند سازمان و تشکیلات و جنبش را سراغ دارید که اگر بمباران و خلع سلاح شوند و یا در شرایطی همانند شرایطِ ترک اشرف و سپس لیبرتی قرار بگیرند؛ بتوانند همچنان سرپا ایستاده و با سازماندهی جدید، کار را به مراتب بهتر از قبل به پیش ببرند؟!
 این یعنی منطبق شدن صحیح و اصولی با شرایط موجود، در راستای هدف اصلی و شناخته شده که عبارت است از سرنگونی یک حکومتِ سرکوبگر و تروریست.
کرونا، ویروس ناشناخته و نامرئی، جهانی را به تکاپو انداخته است. انسانهای زیادی را به کام مرگ فرستاده و ترمز بسیاری از فعالیتهای روزمرۀ دولتها و تجارتها در سراسر جهان را کشیده است.
آیا اینها برای یک مقاومت دلایل و بهانۀ خوبی برای درجا زدن و به امید بهبود اوضاع نشستن و دست روی دست گذاشتن، نیست؟
اما این مقاومت، به راستی که تافتۀ جدا بافته است. طی حدود چهل سال، کار را با وجود تمامی شرایط سخت و دشواری که پیش رو داشته، تعطیل نکرده است. زیرا برای عبور از هر مشکل و مانعی، راهکاری جدید را منطبق با شرایط آماده و تدوین نموده است.
 در این اثنا زمانِ برگزاری گردهمایی بزرگ سالانه اش و ضربۀ سنگینی که از اینطریق طبق عادت همه ساله باید به رژیم وارد کند، نیز سر رسیده است؛ با طرح یک سؤال. چه باید کرد؟!
اینجا آنچه که به چشم می آید، خلاقیت است. اندیشیدن راهی برای ممکن کردن یک غیر ممکن. تکلیف مثل همیشه روشن است. حتی در این اوضاع و احوال نیز نباید مقهورِ شرایط گردید. باید با رعایت تمامی جوانب و قوانین موجود، محدودیتها را از سر راه برداشت و به راه خود رفت. که برداشت و رفت، و نشان داد، آنکه چهار دهه با ویروس عمامه دار پنجه در پنجه افکنده، از این ویروس تاجدار (کرونا) هراس و بیمی به دل راه نخواهد داد.
برگزاری گردهمایی بزرگ مقاومت در جمعه گذشته (هفدهم ژوئن) به شکل آنلاین و پوشش گستردۀ آن در سطح جهانی، پیش از هر چیز، تصویری از مقاومتی بزرگ را در انظار ملت ایران و جهانیان به نمایش گذاشت؛ که هرگز تسلیمِ شرایط موجود نشده و با هر وسیله ای راه خویش را در جهت اهداف بزرگ انسانیِ و ملی و میهنی خود، باز کرده و به پیش می رود.
گردهمایی که در نوع خود به لحاظ کیفی و کمّی و در این روزهای سختِ اپیدمی، حتما بی نظیر است.
 سازماندهی فریاد آزادیخواهی ملت ایران از سی هزار نقطه در سراسر جهان، که مرکز و محور اصلی آن اشرف سه بود و هزار تن از رهبران سیاسی، پارلمانترها و شخصیتهای شناخته شدۀ جهانی را در بیش از صد کشور، در راه رهایی و آزادی ملت ایران، همصدا و هم پیمان نموده و به همدیگر وصل کرده بود؛ کاری بود کارستان که در عالم واقع انجام شد و به وقوع پیوست.
پوشش گسترده و پخش زنده این گردهمایی بزرگ از طرف رسانه های بین المللی، سایتها و شبکه های اجتماعی هم به نوبه خود، نشانگر اهمیت، شکوه و عظمت این حرکتِ بزرگ ملی و میهنی بود.
 در این راستا شبکۀ فارسی زبان "ایران اینترنشنال" نیز اقدام به پوشش این گردهمایی به صورت پخش زنده نمود؛ که بی شباهت به آبی که "حاج آقا رهیافته" در سوراخ مورچگان ریخته بود، نبود.
 ظاهرا شبکه های فارسی زبان خارجی تا وقتی مورد عنایت قرار دارند که مزدورانی همانند شیطان بنده و توابِ متوهم، نویسندۀ مزدورِ وزارتِ بدنام را حلوا حلوا کنند. خلاصه که اینهم به تنهایی، خود سیلی محکمی شد بر بناگوش ولیِ درماندۀ فقیه و مزدوران ریز و درشتش در داخل و خارج.
خانم مریم رجوی در قسمتی از سخنرانی خود در گردهمایی جهانیِ ایرانِ آزاد گفت:
"این گردهمایی صدای مقاومت ۴۰ ساله مردم ایران علیه دیکتاتوری و فاشیسم دینی برای آزادی و دمکراسی است. صدای بزرگترین، طولانی‌ترین، بغرنج‌ ترین و خطیرترین مقاومت سازمانیافته در تاریخ ایران با رود خروشان خون شهیدانش و با آوای بلند مجاهدان قتل‌عام‌ شده و ایستاده بر سر موضع در برابر سفاکترین حاکم خونریز.
این گردهمایی، صدای سرنگونی در قیام‌های پیوسته از دی ۹۶ تا آبان و دی ۹۸ است. ‌خروش براندازی در پایان شعبده «اصلاح‌طلب-اصولگرا» برای حفظ همین رژیم است.
صدای کانون‌های شورشی و شهرهای شورشی است که تاریخ یأس و ناباوری و نتوانستن را ورق زده و پیام‌آور توانستن و بایستن است.
گردهمایی امروز، میهن اسیر را در سه ‌سیمای خجسته‌اش‌ نمایندگی می‌کند:
‌ایران شورشگر و انقلابی، ایران همبسته و متحد، و ایران آزاد و دمکراتیک فردا.
سه تعهد بزرگ مقاومت و ارتش آزادی".

آری! این مقاومت یک شبه عمل نیامده است که با هارت و پورتهای چند مزدور پیشانی سیاه و خط و نشان کشیدنهای اربابانِ کفتار صفتشان در ایران، پا پس بکشد و عقب بنشیند. ریشه در خاک دارد. در سراسر آن میهنِ به خون نشسته. در هر شهر و آبادی که یک قطره خونِ آزادیخواهان بر زمین ریخته است؛ ریشه هایی عمیق در هم تنیده و درخت تناور ایستادگی و مقاومت را سیراب کرده است.
 هیچ تبری را یارای برانداختن و به زیر کشیدنِ این درخت سرسبز و سایه گستر در طول و عرض جغرافیای تاریخی میهن ما نیست. اگر بود، امروز مقاومتی اینگونه بزرگ و بین المللی، اینچنین پویا، شاداب و پر طراوت، وجود خارجی نداشت.
آنکه این همه زیبایی، عظمت و شکوه را، نادیده می انگارد؛ خود را به کوری زده است. به قول جناب مولانا:
دلا تو شهد منه بر دهانِ رنجوران ... حدیث چشم مگو با جماعت کوران


دو:
دردهای بی درمانِ رژیم نگون بختِ رو به زوال یکی دوتا نیست. سه شنبه گذشته (بیست و چهارم تیر ماه) چیزی از سخنان سخنگوی قوۀ قهر و غضب در خصوص اعدام سه شورشی نگذشته بود، که هموطنان و انسانهای شریف در سراسر جهان جنگی جهانی در اینترنت بر علیه رژیم آدمکش، آغاز نمودند.
هشتگ #اعدام نکنید؛ بیش از یازده میلیون بار، توئیت و ریتوئیت و مدت زمانی هم ترند یکِ توئیتر جهان شد، تا آخوندهای جنایت پیشه به خود آیند و بفهمند که دورانِ (بزن در رو) دیگر واقعا سپری شده است. چهل و یکسال است که خون ریخته اند و حالا دارند اندک اندک به دارِ مکافاتِ خویش نزدیکتر می شوند. دوران زدن و کشتن و از هم دریدن و بعد هم در کمال وقاحت (زبان درازی) کردن، به سر آمده است.
یکشنبه گذشته (بیست و نهم تیر ماه) وکلای سه جوانِ شورشی، اطلاعیه ای صادر کرده و اعلام کردند که: «اجرای حکم اعدام موکلین تا زمان تعیین تکلیف نهایی قضایی در این پرونده، متوقف می‌شود».
در این میان علی ربیعی، وزارت بدنامی سابق و سخنگوی فعلیِ دولت روحانی، سعی کرد با غلطهای اضافی که هزاران سال نوری با واقعیت، ذات و ماهیتِ او و رژیمش متفاوت است؛ ترس و وحشت حکومت را در زرورقِ "باید به خواست طبیعی افکار عمومی احترام گذاشت" پیچیده و حقیقت اصلی را که همانا ترس و وحشت از اتحاد مردم ایران است، لاپوشانی نماید .
 رئیس دژخیم قوه قضائیه خامنه ای هم گفت: ( ضدانقلاب و ربات‌ها فضاسازی می‌کنند که گاهی ناشی از بی اطلاعی و کم اطلاعی است یا کار "اسرائیل و منافقین و سلطنت‌طلب‌ها و ضدانقلاب و ربات‌ها" است). یک ازهاری مفلوک دیگر، اینبار با عمامه و عبا و نعلین به جای فرم نظامی و کلاه و پوتین. "نوار که پا نداره"!
 چقدر مشترکند در سطح نازلِ فهم و درک و بلاهت، ژنرال سلطنتِ مدفون و قاضی القضاتِ عاملِ قتلِ عام شصت و هفت به همدیگر.
پاسخ همۀ اینها یکیست: خلقی بزرگ تصمیم گرفته که به چهل و یک سال اعدام و جنایت خاتمه دهد، و در این راستا جهانی را همراه و متحد در پشت سر خود می بیند. رژیم منفور ولایت فقیه، وحشتزده و هراسان از این به بعد چاره ای جز عقب نشینی ذلت وار در برابر خواسته های یک ملتِ به جان آمده از ظلم و ستم، اما به پا خاسته و وجدانهای بیدار انسانی در سراسر جهان، نخواهد داشت. توفانهای در هم پیچنده، تازه به راه افتاده اند. "باش تا صبح دولتت بدمد".
سه:
سید علیشاه و فتحعلیشاه هر دو از ننگهای سیاهِ تاریخ این سرزمینند. نامهای این خائنان، آلوده به خیانت و وطن فروشی است. جانشینِ خلف فتحعلیشاه سالهاست چوب حراج به منابع و خاک و بنادر این سرزمین می زند. اینها چهل و یک سال است، که آب و خاک و هوای این سرزمین را به یغما برده اند. حالا که در مخمصۀ تحریمها گرفتار آمده اند، گمان کرده اند که مملکت ارث پدری شان است که به راحتی بتوانند، سند بزنند و برای ادامۀ غارت و چپاول و کشتار، تقدیم بیگانه اش کنند.
در این میان اظهارات نمایندۀ مجلس خامنه ای، احمدی بیغش، که عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هم هست؛ چنان سر و صدایی به پا کرد که بلافاصله گوشش را کشیدند و توجیهش کردند تا غلط کردم بگوید و تکذیب کند.
او در گفتگویی که از تلویزیون رژیم هم پخش شد، گفته بود: "واگذاری جزایر ایرانی به چینی ها مطرح بوده، اما حرکت مردم و مجلس مقابل آن را گرفت".
پس از آنکه متوجه اش کردند که چه غلطی کرده، با کمالِ وقاحت و پررویی که خاص تمامی عمله، نکره های رژیم است، با تسنیم و خبر آنلاین مصاحبه کرد و گفت: " آنطوری نگفتم، تحریف شده است"!
امام جمعۀ مشنگ شیراز، دژکام هم از آنجایی که از فلاکت حکومتِ سید علی در این دوران به خوبی آگاه است، آسمان ریسمان کرده و بر اساس آیاتی از قرآن کافرها را به دو دسته که یک عده با مسلمانان سر جنگ دارند و یک عده به جنگ مسلمانان نیامده و آنها را نکشته اند، تقسیم کرد، تا با این تمهیدات، بلکه بشود راهی شرعی برای فروش مملکت پیدا کرد.
ظاهرا "اویغور"های مسلمان با یک میلیون جمعیت، در کمپهای امنیتی استان "سین کیانگ" در اسارت جهت شستشوی مغزی و در معرض بدترین توهین ها و تحقیرها قرار نگرفته اند، (کاری که آنرا نسل کشی جمعیتی و فرهنگی نامیده اند) تا ام القرای اسلام و مسلمین جهان، رگ غیرت اسلامی اش بجنبد و سپاه قدس و حشدالشعبی و زینبیون و فاطمیونش را جهت حفاظت از آنها روانۀ چین و ماچین نماید.
آش این اظهارات سخیف دژکام به قدری شور بود که سر و صدای آخوند فاضل میبدی را هم از قم در آورد.
 " عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، درباره اظهارات امام جمعه شیراز مبنی بر اینکه «اساس ارتباط ایران و چین منطبق با دستورات قرآن است» گفت: روش امام جمعه شیراز بسیار غلط و بر خلاف قرآن است. هیچ‌وقت قرآن مجید در این مسائل وارد نمی‌شود. اگر بخواهیم هرگونه مسئله سیاسی را به قرآن و دین وصل کنیم ممکن است که طرف مقابل ما هم چنین کاری بکند. مثلا فردی درباره رابطه ایران و روسیه به قرآن استناد کند".

توده ایهای همیشه خائن به ملت ایران هم، همصدا با آخوند دژکام اینروزها در مقابل مخالفانِ حراج ایران، به تکاپو افتاده اند و چنان یقه های چرکینِ خود را جر می دهند، تا واقعا باور کنی که هم مسلکانِ همینها در مقابل ملی شدن نفت توسط دکتر مصدق، به این دلیل ایستاده بودند که می خواستند در مقابل نفت جنوب که نصیب انگلیسیها شده بود، نفت شمال را به اربابانِ کرملین نشینشان، به امید تکه استخوانی، تحفه دهند.

سخن آخر:
در موارد یک و دو سه در این نوشته، یک موضوع کاملا مشترک است و به وضوح به چشم می آید. "رژیم می ترسد". یعنی هیولایی که وحشت در دلها می انداخت، حالا خود دچار لرزش و هراس شده است.
از گردهمایی بزرگ مقاومت می ترسد. مزدوران داخلی و خارجی اش را به جان شبکه های تلویزیونی که مبادرت به پخش مستقیم آن مراسم کرده اند، می اندازد. این ترس همیشه بوده اما خصوصا از قیام ۹۶ رو به فزونی رفته و قیام آبان ماه ۹۸، صد چندانش کرده است، و در اعتراضات دی ماه ۹۸، تکلیفش را روشن نموده است.
هیولا با تمام خوی جلادی و قسی القلبی که در روح و ذات خود دارد، که بارزترین نشانه اش، نشاندن دژخیمی همانند رئیسی بر مسند قضاست، و با تمام نیازی که خصوصا در این روزها برای اعدام و انتقال ترس خود به پیکر جامعه دارد، اما در مقابل خیزش اینترنتی (اعدام نکنید) ولو موقتی هم که شده، دستها را بالا می برد و عقب می نشیند.
در مورد واگذاری منابع و بنادر میهن به چین هم، همین احساس را دارد. جرات نمی کنند مفاد اصلی موافقتنامه را، علنی کنند. یعنی متوجه شده اند که وقتی ملت به بهانۀ گرانی بنزین، آنگونه هست و نیستش را به آتش می کشد، مطمئنا در مقابل بذل و بخشش و چوب حراج زدن به آب و خاکِ ما، هزاران بار بدتر بر سرش خراب خواهد شد. ظاهرا آنطرف قضیه هم حسابِ کار دستش آمده است.
"مهدی صفری، سفیر پیشین جمهوری اسلامی در چین در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد افزود: اگر چین احساس کند که مخالفت جدی در میان ایرانیان وجود دارد، ممکن است از توافق ۲۵ ساله پا پس بکشد".
 سید علیشاه باید بداند که دوران سرکوب و اعدام و چوب حراج زدن به سرزمین ما، دیگر به سر آمده است. خلقی آگاه و حق طلب و آزادیخواه، درست وسط میدان ایستاده است؛ و پیشاپیش آن کانونهای شورشی نیز حی و حاضرند، تا در حمایت از مردم به پا خاسته، آتش را با آتش پاسخ دهند.
پیام این مردم ستمدیده، به حاکمان جهل و جنایت و اشغالگرانِ عمامه دار، روشن و شفاف است: پایتان را از روی گلوی ما بردارید. می خواهیم نفس بکشیم. در غیر اینصورت به زودی، آتشفشانی از گدازه های خشم را، تجربه خواهید کرد.