در سایه هیاهوی حکومت برای راه اندازی سیرک نمایش انتخابات، اکنون این سوال مطرح است که بواقع ولی فقیه بشدت ضربه خورده و غرق در بن بست و بحران، بدنبال چه هدفی با یکدست نمودن مجلس حکومتی می باشد؟.

وی که امروز برای چندمین بار به صحنه آمده بود، از جمله با عجز و ناتوانی قابل ملاحظه ای گفت، شرکت در انتخابات «یک وظیفه شرعی» است. بدین سان خامنه ای با صدور «حکم حکومتی» تمامی باندهای درونی رژیم را برای مشارکت در سیرک انتخابات، نه دعوت، بلکه «مکلف» نموده است.
این جناح بندی و کشیدن شمشیر ولایت از نیام علیه باند مقابل در حالی است که شورای نگهبان تحت قیومت وی، بحدی دست به حذف فله ای و تصفیه کاندیداهای باند مقابل زده که از هم اکنون عملا در ۱۸۰ حوزه انتخاباتی نتایج آراء برای باند خامنه ای تعین و تکلیف شده و در قریب ۸۰ حوزه نیز اساسا بدلیل فقدان کاندیدا از سوی باند مقابل، رقابتی برای کرسی های مجلس در میان نیست.
 
بدین سان با یک حساب سرانگشتی از هم اکنون می توان پیش بینی نمود که با «حکم حکومتی» از سوی خامنه ای، جنگ باندها برسر کرسی های مجلس یازدهم، آنهم تنها چند روز مانده به برگزاری نمایش انتخابات، تعین و تکلیف نهایی شده است.
براین اساس باید اذعان نمود که حداقل دو سوم از کرسی ها، پیشاپیش به نفع باند خامنه ای در صندوق «تجمیع آراء» ریخته شده و مجلس یکدستی برای «بساط سور و شادی» مقام معظم مهیا گردیده است.

با اوصاف پیش بینی می شود که ولی فقیه در قدم بعدی و در فردای برگزاری نمایش انتخابات و گرفتن تمامیت مجلس حکومتی، بدنبال محقق ساختن آمال و آروزهای خود مبنی بر «حذف پست ریاست جمهوری» و جایگزین نمودن آن با «پست نخست وزیری» از طریق اکثریت آرائ مجلس یازدهم می باشد.

وی دراین رابطه (۲۴ مهر ۱۳۹۰) در سفری به کرمانشاه و در جمع مشتی بسیجی علائم و نشانه های «تغییر مهندسی» نظام آخوندی را اینگونه به تصویر کشیده بود: «امروز نظام ما نظام ریاستی است؛ اگر یک روزی در آینده‌های دور یا نزدیک احساس بشود که به جای نظام ریاستی مثلاً نظام پارلمانی مطلوب است هیچ اشکالی ندارد؛ نظام جمهوری اسلامی می‌تواند این خط هندسی را به این خط دیگر هندسی تبدیل کند؛ تفاوتی نمی‌کند».
 
مضافا براین وضعیت مضحک نیز باید به عدم تمایل جامعه به هرگونه مشارکت در چنین شعبده بازی هایی اشاره نمود. خامنه ای که از تنفر عمیق جامعه نسبت به دیکتاتوری مذهبی خود بخوبی مطلع می باشد، اینبار اصل را بر هرچه بیشتر «امنیتی نمودن» انتخابات بسته است.
وی بدون آنکه به «نصیحت های» باند مقابل گوش دهد، تنها چاره را در بستن گارد و کمربند امنیتی در مقابل قیام و مقاومت ایران می بیند.

در این راستا آخوند روحانی ضمن برحذر داشتن ولی فقیه برای انقباض و یکدست نمودن حکومت، «انتصابات را بزرگترین خطر» برای حاکمیت شمرده و افزده بود «این خطر آن روزی است که انتخابات تشریفاتی شود و افراد را جای دیگری انتصاب فرمایند، بعد مردم پای صندوق بروند تشریفات انتخابات را انجام دهند».

همچنین در مقابل این وضعیت بسیار شکننده برای رژیم باید به فریاد میلیون ها ایرانی مبنی بر «رای من سرنگونی» است و یا فراخوان مریم رجوی برای «تحریم گسترده انتخابات» با فعالیت های شبانه روزی کانون های شورشی اشار نمود که خود ترجمان همان «قیام» در مقابل گارد «امنیتی» ولی فقیه در مقابل جامعه می باشند.