استیصال و درماندگی که حکومت آخوندها اینروزها به گونه ای مضاعف به آن مبتلا گشته اند، تمام دستگاه های ذیربط حکومتی را تحت تاثیر قرار داده است.

تشدید درگیری های باندی، دستگیری مقامهای فاسد حکومتی که البته توسط گماشتۀ جنایتکار ولی فقیه بر قوۀ قضائیه، مهندسی شده و جهت تسویه حسابهای درونی و کنار زدن رقبا صورت می گیرد و یقه درانی های آخوندهای دانه درشت که وقاحتهای پشت پردۀ آخوندها را بیشتر و با کیفیت شفافتر از گذشته به نمایش می گذارد، تنها مشت و نمونه هایی از این خروار به شمار می روند.
در این میان وزارت خانه ای که کارش صدور تروریسم به اقصی نقاط جهان است و کارمند تروریستش هنوز در زندان بروکسل آب خنک می خورد، با پادویی در نقش وزیر امور خارجه، ظاهرا از این استیصال بهرۀ بیشتری برده است.
سفر بی دعوت به اسکاندیناوی، دریوزگی ملاقات و دیدار با سران کشورهای اروپایی و غیر اروپایی، دیپلماسی ذلیلانه ای را در پیش چشم ملت ایران و جهانیان به نمایش می گذارد که به نحو غیر قابل تصوری رقت برانگیز است.
سفر «ماله کش اعظم» خامنه ای و همراهانش به سوئد و نروژ برای دستگاه دیپلماسی سیلی خورده از تحریمها، هزینه های سنگینی برای حکومت بر جای گذاشت. مورد اعتراضِ هموطنانِ آزادیخواه ما در این کشورها قرار گرفت و با تخم مرغ ها و گوجه های گندیده از آنها پذیرایی شد. بازتاب این اعتراضات حق طلبانه در رسانه های سراسر جهان، حکومت بی آبرو را بی آبروتر کرد.
وزیر خارجۀ سوئد هم، زمانی که از طرف خبرنگاران در خصوص سفر وزیر تحریم شدۀ حکومت مورد سوال قرار گرفت.، با زدن یک پس گردنی به ظریف و کل دیپلماسی ورشکستۀ رژیم گفت: “این سوئد نبوده که از ظریف دعوت کرده باشد.... خودش آمده و ما در این زمینه هیچ وزیری را دعوت نکردیم. بلکه او خودش آمده. او از ما پرسید آیا برای یک مسافرت به کشورهای نوردیک می تواند بیاید»؟
انجمن قلم «پن» سوئد نیز با نوشتن نامۀ سرگشاده ای به خانم وزیر خارجه این کشور، از او خواسته بود که در مورد زندانی شدن فعالان حقوق بشر در ایران، ظریف را مورد سوال قرار دهد.
در ادامۀ ذلتهای دنباله دار دیپلماتیک حکومت ولایت فقیه، یکی از خبرنگاران همراه وزیر مفلوک نیز، که با تایید ادارۀ مهاجرت سوئد، از این کشور درخواست پناهندگی کرده است، از جهنم آخوندها گریخت.
با توجه به اینکه خبرنگار مزبور آنقدر خودی بوده که همراه ظریف سوار هواپیما شده و حتما از صافی های مرسوم امنیتی نیز عبور کرده است.، این موضوع می تواند از یک سو وضعیت صاحبانِ رسانه در حاکمیت ولایت فقیه و از سوی دیگر اوضاع و احوال به شدت وخامت بار حکومت را بیش از پیش به نمایش بگذارد.
بازگشت ناگهانی و دوبارۀ ظریف به فرانسه و کاسۀ گدایی که در مقابل درب محل نشست گروه هفت به دست گرفت یکبار دیگر مُهر ذلت را بر پیشانی دیپلماسی حکومت آخوندها حک نمود.
خواستۀ مفلوکانۀ ظریف از سران کشورهای حاضر در نشست جی هفت، اجازۀ صادرات حداقل هفتصد هزار بشکه نفت در روز بوده است.
معلوم نیست با این حساب تکلیف آنهمه شعر و شعارهای رئیس ظریف، روحانی شیاد و اربابش خامنه ای جنایتکار در خصوص تبدیل کردن تهدیدها و تحریمها به فرصتها و عربده کشی های صدور نفت بیش از گذشته، حتی در شرایط تحریم، چه می شود، اما چیزی که به عیان روشن و واضح است این است که سر حکومت بر اثر تحریمهایی که اثرات مرگبار آنها تازه در مراحل ابتدایی است، چنان به سنگ خورده، که با خواری و خفت برای اجازه فروش تقریبا یک چهارم صادرات نفت خود، نسبت به پیش از تحریمها، هر ذلّتی را به جان می خرد.
در ادامۀ این عقب نشینی ذلت بار، امروز دوشنبه، روحانی نیز با استفاده از عبارات و جملاتی که برای مردم ایران به مناسبت شناخت کامل از او «چندش آور» است گفت:
«معتقدم برای منافع ملی کشور از هر ابزاری باید استفاده کرد. اگر بدانم به جلسه‌ای بروم و با کسی ملاقات کنم که مشکلات مردم حل خواهد شد و کشور من آباد می‌شود، دریغ نخواهم کرد؛ اصل منافع ملی است».
کیست که نداند، معنی منافع ملی در لغتنامۀ آخوندها، چپاول و غارت سرمایه های مردم ایران است که به مدت چهل سال بی وقفه ادامه داشته است.
مترسک تو سری خور ولایت فقیه اگر می توانست گره ای از مشکلات مردم ایران بگشاید، حداقل طی چهار سال اول ریاست خود، قدمی هر چند کوچک برای مردم رنجدیده و محروم بر می داشت.
بنابراین او و همپالگی هایش در این رژیم ضد ایران و ایرانی، فروش نفت را فقط برای حل مشکلات حکومت و نه مردم، در استمرار سرکوب، صدور تروریسم و آبادی جیبهای گشاد در غارت و چپاول می خواهند و لاغیر.
پس از زمزمه هایی در خصوص احتمال دیدار چند هفته آینده بین رئیس جمهور آمریکا و روحانی، که از سمت حکومت نمی تواند بدون چراغ سبز مقام معظم صورت گرفته باشد و امتیازهای کلانی که در صورت توافق احتمالی باید دو دستی تقدیم کنند، از میان منجلابی که حکومت در آن گرفتار آمده، یکی پاسخ بدهد که:
تکلیف فرمایشات گهربار ولی معظلم فقیه چه خواهد شد؟. مسئلۀ ناموسی رهبر را چگونه حل و فصل خواهند کرد؟! خامنه ای گفته بود: «ما درباره مسائل ناموسی انقلاب مذاکره نمی‌کنیم؛ درباره‌ توانایی نظامی مذاکره نمی‌کنیم. معنی مذاکره در این مسئله، معامله است؛ یعنی از توانایی دفاعی‌تان کوتاه بیایید».
از سخنان روحانی چنین برمی آید که خامنه ای در چنان گردابی گرفتار آمده که بالا کشیدنِ «سم مضاعف» را به جان خریده و حاضر است تا در مقابل «مسائل ناموسی» نظامش هم قهرمانانه عقب نشینی کند. هر چند بارها اعلام کرده بود که «مطلقا» با امریکا مذاکر نمی کند به این دلیل که «مذاکره هیچ فایده ای ندارد و ضرر هم دارد»، حالا بین انتخاب مرگ و خودکشی دست و پا می زند.
بی شک و بدون تردید، ذلّت،خفّت و خواری که دیپلماسی حکومت از بالا تا پائین، امروز به آن دچار شده است.، از شاخصه های بارز دورانِ سقوط و سرنگونی حکومتی است که قبل از رسیدن به پایان خط، نفس هایش به شماره افتاده است.
دیکتاتوری فاشیستی-مذهبی ولایت فقیه، با مذاکره و بدون مذاکره، محکوم به سقوط و سرنگونی است. این حکم خلل ناپذیر تاریخ است که امضای مردم و مقاومت ایران، بر اعتبار آن افزوده است.