کمپین سیستماتیک دروغپردازی های آمیخته با فرهنگ مشمئز کننده ارتجاع مذهبی بر علیه سازمان مجاهدین خلق، اگرچه از همان ابتدای شکل گیری رژیم آخوندی مستمرا ادامه داشته؛ شدت جنون آمیز آن اما در مرحله کنونی، قبل از هر چیز نشان از کیفیت نوینی در رویارویی مردم و جنبش مقاومت از یک سو و فاشیزم دینی حاکم بر میهنمان از طرف دیگر دارد.

تأملی بر شیوه و ابعاد سرکوب مجاهدین توسط رژیم “جمهوری اسلامی” به خوبی نشان می دهد که هدف هیولای در حال انقراض مذهبی ای که از اعماق تاریک جامعه ما سر برآورد، صرفا سرکوب کلاسیک یک نیروی اپوزیسیون معترض نبوده، بلکه بسیار فراتر از آن، نسل کشی و پاک کردن نام مجاهدین از حافظه جمعی و تاریخی مردم را در چشم انداز قرار داده بود.
دلیلش هم کاملا روشن بود؛ زیرا از همان بدو شکل گیری حکومت آخوندی، خمینی و باند ارتجاعی او بخوبی می دانستند که در صورت ایجاد یک بستر دمکراتیک – حتی با رعایت معیارهای حداقلی آن – آنها مطلقا توان رویارویی سیاسی و نظری با مجاهدین خلق را نداشته و در کوتاه مدت بساط محبوبیت پوشالی و بادآورده شان همچون برف در مقابل آفتاب تموز محو خواهند گشت. گذر زمان با شتاب تمام همین روند را نشان می داد و به زیان رژیم و افشای ماهیت عقب مانده آن سپری می شد.
به همین دلیل لجن پراکنی و تخریب چهره مجاهدین برای زمینه سازی سرکوب خونین آنها، آن هم به رذیلانه ترین شکل ممکن، به یکی از اصلی ترین ضرورتهای استراتژی مقابله رژیم آخوندی بر علیه مجاهدین تبدیل گشت.
پروژه شیطان سازی از مجاهدین اما همواره تابعی از تعادل قوا بین مقاومت و رژیم در صحنه داخلی و بین المللی بوده و بعضا در داخل و خارج از ایران هم دارای کیفیتی متفاوت بوده.
برای اجرای این پروژه، فاشیزم مذهبی حاکم بر ایران، هم به پاسدار و قمه کش اطلاعاتی و شکنجه گر نیاز دارد و هم به “کنشگر” سیاسی و اپوزیسیون پوشالی!
از اولترا راست که دامنه مبارزه “میهن پرستانه” شان تنها در اظهارنظرهای نژادپرستانه و چندش آور بر علیه عرب ها محدود می گردد، گرفته تا “چپ” رادیکالی که حاضر است در دنیای مجازی حنجره ترامپ را بجود، اما نوبت رژیم به عنوان عامل ۴۰ سال سرکوب و شکنجه و اعدام که می رسد، با حضور در تلویزیون های معلوم الحالی چون “خود و آنها” از خامنه ای آدمکش با احترام با عنوان آقای خامنه ای نام می برد!.

اعتلاء و پیشروی مقاومت اما در همه صحنه های نبرد، بویژه درخشش آلترناتیو شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق در نخستین گردهمآیی سالانه مقاومت در اشرف ۳ و فعالیت های کانون های قهرمان شورشی در داخل کشور، ظاهرا خامنه ای را دچار چنان وحشتی کرده که برای حفظ نظام ناگزیر به ارتکاب یک فقره “بدعت” و تجدید نظر در حکم “شرعی” آتش به اختیارش گردیده. از قرار معمول “حد” اجرای این حکم در داخل و خارج کشور و متناسب با شرایط، متفاوت تفسیر شده و مطابق آن پاسداران، قمه کشان و سربازان گمنام داخلی تنها وظیفه آدم ربایی، دستگیری و لت و پار کردن نیروهای شورشی قیام در داخل کشور را داشته و اکیدا موظف بوده نسبت به “کنشگران” سیاسی در داخل و خارج کشور در صورت شرکت آنها در پروژه شیطان سازی از مجاهدین خلق، با رأفت “اسلامی” برخورد کنند. در ضمن این “کنشگران” برای بالا بردن راندمان کارشان در حوزه مأموریتشان مجاز به فحاشی نسبت به خود “آقا” (خامنه ای) هم می باشند و هیچگونه خط قرمزی در این زمینه وجود نخواهد داشت! علاوه بر آن “کنشگران چپ” هم در صورت مشارکت در این پروژه، علاوه بر اجازه شرکت در ضیافت های مذهبی چون افطار و گذاشتن سیبیل های پرپشت، محدودیتی در پوشیدن کراوات هم نخواهند داشت!!.