گریز از تنگنای کهنگی مزمن اندیشه و ذهن برای تبعید‌گزین ناگزیر ایرانی چنانچه حدود چهل سال یا کمتر به نوعی اما در جنگ سیاسی جدی ـ و نه رسانه ای و مجازی ـ با رژیم آخوندی بوده و اگر نه به طور حرفه ای اما به هرحال دلمشغولی‌اش شده و کم و بیش به آن پرداخته، لابد میداند که حتی مبارزه ای نسبی و نیمه هم با دشمن مکار خون آشامی چون ملایان، هوشمندی و شناخت هرچه بیشتر هزارتوی توحش، فساد، شیادی و شارلاتانیزم آنان را میطلبد به ویژه در روزگار شرور پر آشوب و آشفته جهانی تهی از آرمان و اخلاق که در آن حتی تصور و تصویر درافتادن با هیولای پدیده گونه بنیادگرایی از نوع آخوندی، مو بر اندام راست و ذهن و درک را آشفته و به انحراف میکشد.

نبش قبر دو هزار و پانصد سال تاریخ ایران و تکرار کسالت بار آن بی هدف تخصصی تحقیقی که اغلب محض مقایسه با رژیم جنایتکار چهل ساله حاضر صورت میگیرد و مدتهاست توام با جلوه فروشیهای ویژه مد روز شده، بی کمترین تلنگری به رژیم بیشتر وقتکشیست محض سرگرمی، سردرگمیست تا حد خوش خیالی و خودفریبیست ناشی از بی عملی، تازه اگر از هیبت نفیر دیو نباشد که بسیار مدعیان را نیز ناباورانه نفس برید. فضاحت برتر از این اما حضور خیل ”دن کیشوت “های وطنی-ست که شمشیر کلام و دشنام را شجاعانه از رو بسته و در میانه میدان مدیای ولنگار فرنگ، جسورانه به جنگ اسلام!! برخاسته اند تا هفت سر رژیم را با این پادزهر مؤثر!! کوبیده به سنگ و اگر دست دهد همزمان باور و اعتقادات مذهبی مردم را در ایران و لابد هرجا دستشان برسد نیز یکهو برانداخته ریشهکن کنند؟! حافظه تاریخی هم که انگار نداشته یا آنرا اصلاً از دست داده و از یاد برده اند که در شوروی سابق هم که بیش از نیم قرن مذهب و حضور در کلیساها مذموم و عبادات دینی ممنوع گردید، وقتی پس از هفتاد سال غول در شیشه فروپاشید، ناگهان دین باوری گسترده تر از گذشته دوباره رایج و از آن استقبال شد. بماند که باور، اعتقاد و گزینش نوع دین و آداب البته از جمله حقوق اولیه انسان و آزادیهای فردی او بوده و هیچ کس قانوناً حق تعیین و تکلیف آن را برای دیگران دارا نیست. تظاهر، رفتار و انجام اعمالی که خلاف موازین حقوق بشر و آزادیهای فردی باشد مثل تبلیغ علنی برای فاشیسم و عمل به آن یا نظایر آن، قانوناً در چارچوب فوق نمیگنجد.
فحاشی و توهین به عقاید و مذاهب دیگران ـ که امری عاطفی و فردیست ـ آنهم با نمایش دکور و صحنه جنگ سیاسی با رژیم وحوش، بستن سنگ و رهاکردن سگ هار و در موارد بسیار بهانه مطلوب برای هجوم گستردهتر گلههای افسارگسیخته در اسیدپاشی و تجاوز به بانوان، حراج دخترکان و سرکوب و مثله مردان و زنان آزادیخواه ایران است تحت نام و لوای اسلام.
اینجاست که ایستادگی استوار و نبرد تمام عیار حتی نیم آن نیز در صحنه سیاسی برای سرنگونی تمامیت رژیم عمامه داران، صبر هزاران ایوب، ارادهی پولادین و عزم عظیم میطلبد نه گستاخی و دهان دریدگی نسبت به ادیان از جمله اسلام که ادعای آن از سوی ملایان سلاح مرگباریست در دست آنان به نیت پلید جنگ، ترور و کشتار تا تدارک خلافت پایدار که با مقاومت خونبار مجاهدان برایشان دست نداد و ثروتی که میزان آن از حد بیان فراتر است. تازه مگر بدون دین باوری نیز تمرکز بر نبرد و سرنگونی فاشیسم دینی جز با باور و پذیرش اصل آزادی متصور و ممکن است آنهم در برابر رژیم خونخواری که نه نشان از انسان دارد، نه ایمان و نه اسلام.
هتاکی و فحاشی به مذهب اسلام ـ همچنان که سایر ادیان ـ پیامبر آن و کتاب آسمانی مسلمانان با عشوه های روشنفکرانه و ژستهای ترقیخواهانه آنهم به بهانه ایفای نقش سیاسی در مصاف با هیولای بنیادگرایی نه فقط توهین به اعتقادات بیش از یک میلیارد مسلمان جهان بلکه وجه غالب آن عاید ملایان مردم و دین فروش است که صرف نیرو و انرژیهای کلانی که باید محض براندازی جلادان به حمایت سیاسی از کانونهای شورشی داخل میهن قیام کند، ”دن کیشوت“ وار به جنگ دشمن نامریی شتافته است.
مبارزه با جنایتبارگی بی حد و حساب و دین فروشی بی شباهت ملایان کاریست کارستان و هزارباره رستم دستان. در تداوم چهل سال تبعید، رنج، فدا و نبرد غول آسای مجاهدان و همه یارانشان، آخوندهای خونخوار تا مرحله آخر فروشدن در قشر لجن تاریخ تعقیب و به روزگار ذلت بار امروز رسیدهاند. میماند همت و توان تک تک ما در حمایت همه جانبه سیاسی از کانونهای شورشی که همچنان تاکنون، نبرد سرنگونی آخر را در داخل میهن دربند تسریع و پیروزی را محتوم را محقق و قرین خواهد ساخت.