Instagram


نی نی برو مجنون برو
 خوش در میان خون برو
 از چون مگو بی چون برو
 زیرا که جان را نیست جا.
 مولانا


۱. یک اصطلاح آلمانی میگوید: زمانی که با شیطان قرارداد ببندیم....... این اصطلاح معنایش این است که: ما از اول میدانیم که شیطان ذات خوبی ندارد، تمام مدت در فکر گول زدن ماست، قابل اعتماد نیست، اگر به حرفش گوش کنیم و کار به معامله یا قرارداد با او برسد خودمان از نتایج آن از قبل با خبر بوده ایم و این کار میتواند عواقب سنگینی برای ما داشته باشد. در ضمن شیطان هم به ساده لوحی ما در دلش خواهد خندید و اهداف پلیدش را پیش خواهد برد.....
هر گاه من این اصطلاح را میشنیدم به یاد قراردادهایی که دولت های اروپایی و آمریکایی در زمان سیاست مماشات با آخوندها میبستند میافتادم. از خود میپرسیدم: چگونه میشود به یک رژیم قاتل، جنایتکار، آدمکش و تروریست اعتماد کرد؟ چند سال است که اروپایی ها و آمریکایی ها رژیم را میشناسند؟ افشاگری های بسیار زیادی که مقاومت ایران در این سالها کرده در باره نقض وحشتناک حقوق بشر توسط آخوندها، جنگ افروزی های آنها در منطقه، صدور تروریسم و ساختن بمب اتم ....... و اطلاعاتی که خود دولت های خارجی از آنها داشتند و یا در اثر نشستهایشان با وزرای رژیم آخوندی بدست آورده بودند باعث شده بود که آخوندها را خوب بشناسند ولی با این حال با آنها قرارداد میبستند!....
لابد پیش خودشان فکر میکردند که آخوند ها فقط مردم خود و منطقه را میکشند..... ولی بمب اتم برای ما هم خطرناک است و باید جلوی آنرا از طریق روابط دیپلماتیک و اقتصادی و نهایتا قراردادی مانند برجام گرفت.........
امروز دیگر بعد از طراحی تروریستی رژیم برای گردهمایی بزرگ ایرانیان در پاریس و دستگیری دیپلمات وابسته به وزارت اطلاعاتش در آلمان، بعد از افشای تحویل بمب توسط همین دیپلمات تروریست در لوکزامبورگ به مزدورانش و به خطر افتادن شخصیت های بزرگ سیاسی مدافع حقوق مردم ایران از کشورهای از جمله اروپا، امریکا و کانادا که در این گردهمایی بسیار با شکوه در پاریس شرکت داشتند، امیدواریم که برای دولت های خارجی بخصوص اروپایی جا افتاده باشد که وقتی با شیطان قرار داد میبندند عمیقآ چه معنایی میدهد !
۲. قیام مردم عزیزمان در شهرهای کشور شعله ور است. یکی از وحشت هایی که رژیم آخوندی دارد این است که با میلیون ها مخالف چه باید بکند؟ چه میتواند بکند؟
 آخوند ها دیگر وضع وخیم رژیمشان را بهتر از هر کس دیگری متوجه شده اند و میدانند که بزودی سرنگونند.
پس در این وانفسای اوضاع سیاسی داخلی و بین المللی، ارائه یک لیست بیست نفره از وکلای قابل اعتمادش توسط قوه قضاییه به مراجع قضایی برای پرونده های سیاسی و امنیتی، آنهم در این دوره تاریخساز قیام مردم قهرمانمان چه معنایی میدهد؟ لیستی که در آن بیست جنایتکار از خودشان از جمله قاضی ای که حکم اعدام ریحانه جباری بیگناه را صادر کرد نام برده شده اند. و این خود گویای همه چیز است !
البته عدالت از روز اول در رژیم آخوندی وجود نداشت. چقدر زیاد بوده اند زندانیان سیاسی عزیزی که خودسرانه توسط آخوندها دستگیر و اعدام شدند! اصلاً برای آنها دادگاهی تشکیل نشد... بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی هم در دادگاههای چند دقیقه ای به اعدام محکوم شدند. اگر هم در این سالها تحت شرایطی یک زندانی سیاسی اجازه داشتن وکیل داشت، وکیل او تنها بدلیل انجام وظایف حرفه ای اش مورد آزار و اذیت رژیم قرار میگرفت. هنوز هم بسیاری از وکلای شریفمان در زندانهای آخوندی بسر میبرند. و بسیارند وکلایی که اصلاً اجازه کار به آنها داده نمیشود.....
درست است که آخوندها از قبل زمینه سازی چنین لیستی را در قانونشان انجام داده بودند ولی چرا آنرا در این دوران سرنگونی به مراجع قضایی داده اند آن هم تنها نام بیست نفر را؟
تجربه ثابت کرده است که وقتی سرنگونی دیکتاتورها نزدیک میشود آنها دست به کارهای مبهم و عجیب در زمان نامناسب میزنند! اگر منظورشان سرکوب بیشتر است، که تا همین الان هم از همه مرزها گذشته اند و جنایتی نبوده که از دستشان بر آمده باشد و انجام نداده باشند، حتی در مورد وکلا و حرفه وکالت. آنها در اول انقلاب بسیاری از وکلای مردمی را اعدام کرده و به قتل رساندند!
امروز بسیاری از وکلای شریفمان خواهان نجات نهاد وکالت در رژیم آخوندی هستند ولی واقعیت این است:
تغییر رفتار این رژیم غیر ممکن است، آخوندها اصلاح پذیر نیستند! وجود وکالت و یک دستگاه قضاییه مستقل و سالم (آنگونه که در طرح ده ماده ای خانم مریم رجوی در ماده شماره شش آمده)، تنها در سرنگونی این رژیم و در ایران آزاد فردا متصور است.

۳. آخوندها در این چهل سال میخواستند و هنوز هم میخواهند آگاهانه همه ارزش ها را خراب کنند و از بین ببرند. سیاست آنها تخریب است: رژیم آخوندی باعث شده که اقتصاد سقوط کند، اجتماع در اثر فساد، فحشاء، اعتیاد، فقر و.... مریض شده است. آنها حقوق مردم عزیزمان را همه جا پایمال میکنند. محیط زیست را کاملاً از بین برده اند تا جائیکه حتی نفس کشیدن برای خیلی از هموطنانمان در شهرهای میهن خطرناک است... و همه میدانیم که آخوندها حتی اسلام را در انحصار خود در آوردند، بنیادگرایی را جایگزین مذهب کردند تا بتوانند با سوء استفاده از نام دین هر جنایتی را مرتکب شوند. آنها از اول خواهان یک رژیم قرون وسطایی بودند که در آن «انسانیت» را نیز نابود کنند تا از این طریق بتوانند تا ابد بر روی «همه این خرابه ها» به حکومت نامشروعشان ادامه دهند. اما در همین نقطه شکست خوردند !
پنج مرداد روز شروع کشتار زندانیان سیاسی سال شصت و هفت است. میخواهم در سی امین سالگرد این قتل عام هولناک یاد همه شهدای بسیار گرانقدرمان را گرامی بدارم که برای آزادی مردم عزیزمان علیه آخوندهای جنایتکار جان خود را فدا کردند!
گر قالبت در خاک شد
جان تو بر افلاک شد
گر خرقه تو چاک شد
جان تو را نبود فنا
مولانا

اما رژیم چگونه می خواست انسانیت را از بین ببرد و نتوانست! می دانیم که رژیم آخوندی قبل از اعدام زندانیان سیاسی بر روی بدن آنها شکنجه های وحشتناک انجام می داد و به دختران جوان چند ساعت قبل از اعدامشان تجاوز های بسیار خشونت آمیز می کرد.
آخوندها زندانیان سیاسی را تنها جسماً شکنجه نمی کردند بلکه تا جایی که از دستشان بر می آمد سعی می کردند از دیدگاه خودشان زندانیان را روحی و روانی تحت فشار قرار دهند و آنها را با هر روش ممکن تهدید و تحقیر کنند!
رژیم به آنها می گفت و خود می دانست که آنها را اعدام می کند پس چرا دیگر این شکنجه ها را انجام می داد؟
آخوندها تنها برای گرفتن اعتراف از زندانیان سیاسی این کار را نمی کردند.
امروزه دیگر همه دستگاههای قضایی دنیا می دانند که تحت فشار شکنجه ممکن است زندانی اعتراف کند ولی امکان آن بیشتر است که برای خلاص شدن از این فشار، زندانی اعتراف دروغ کند. دیگر آخوندها هم حتی این را می دانند و در سال شصت و هفت هم می دانستند. آنها می خواستند که تحت شکنجه زندانی را وادار به توبه کنند ولی تجربه خیلی زود به آنها ثابت کرد که نود و نه در صد زندانیان حاضر به این کار نبودند و تا آخرین لحظه بر سر موضع خود ماندند. پس شکنجه روش کار سازی برای اهداف پلید آخوندی نبود!
رژیم آخوندی بر روی زندانیان سیاسی قبل از اعدام شکنجه های وحشیانه انجام می داد چون می دانست در وجود آنها آزادیخواهی و انسانیت است و این همان چیزی است که دشمن آنهاست و دیر یا زود گریبان آنها را خواهد گرفت. هر چه وجود عنصر انسانی، در زندانی بزرگتر، درجه شکنجه اش بالاتر بود!
آخوندها به غلط فکر می کردند هر چه بیشتر و وحشیانه تر زندانی سیاسی را شکنجه کنند انسانیت را قبل از اعدام و در نهایت بعد از آن بهتر می توانند از بین ببرند. اما شکست خوردند! و این شکست برایشان بسیار سنگین است؛ چرا که این همان انسانیتی است که در تمام این سالها در وجود آزادیخواهان واقعی، زندانیان سیاسی در زندانها، در اعضای مقاومت سازمانیافته مردم ایران با زنان و مردان مبارز و پیشتازش با هدایت رهبران بی نظیرش، در اشرف، و امروز در جوانان قیام آفرین نازنینمان در شهرهای کشور و در کانونهای شورشی قهرمانمان زنده مانده و خواهد ماند و بزودی سرنگونی آخوندها را میسر خواهد کرد!
البته رژیم آخوندی دست بردار نیست و نه تنها به سرکوب مردم عزیزمان ادامه می دهد بلکه بعد از سی سال که از قتل عام سال شصت و هفت می گذرد مزار شهدای گرانقدرمان را همه جا و منجمله در اهواز خراب می کند.
آخوندها از وحشت جنبش دادخواهی تمام وجودشان به لرزه در آمده.... ولی فقط برای پاک کردن آثار جنایتشان این کار را نمی کنند. آنها خوب می دانند که بسیار بیش از کافی، سند، مدرک و شاهد برای اثبات این قتل عام بزرگ و نسل کشی وجود دارد و دیگر هیچ چیز و هیچکس نمی تواند این بزرگترین جنایت آنها را که به گفته رئیس جمهور برگزیده مقاومت خانم مریم رجوی بزرگترین جنایت سیاسی بعد از جنگ بین الملل دوم محسوب می شود، از صفحه تاریخ پاک کند.
تخریب مزار شهدای عزیزمان آخرین سعی انتقام جویانه رژیم برای نابودی انسانیت در آنهاست!
آنچه را که آخوندها نمی توانند بفهمند و تحمل کنند این است:
«انسانیت را نمی توان از بین برد! نه با شکنجه، اعدام و قتل عام و نه با تخریب مزارها!»
دیر زمانی نخواهد بود تا جهانیان شاهد جاودانگی این انسانیت با شکوه در آزادی فردای ایران عزیزمان و مردم نازنینمان گردند!
خورشید را حاجب تویی
امید را واجب تویی
مطلب تویی طالب تویی
هم منتها هم مبتدا
مولانا