Pin It

یکسال قبل از انقلاب ضد سلطنتی به‌رغم نارضایتی مردم و بخصوص قشرکارگرودانشجو، افراد بسیار کم و جریان‌های معدودی بودند که امید به سرنگونی کوتاه مدت رژیم دیکتاتوری وابسته شاه را داشتند و تقریبا هیچکس باور نداشت که سلطنت، سال پنجاه‌وهفت را به پایان نخواهد رساند.

در شهر و دیاری که من زندگی و فعالیت داشتم-مشهد- در چهلم درگذشت شریعتی فقید تظاهراتی از جانب بخشی از بازاریان و دانشجویان مسلمان در اواسط سال ۵۶ برگزار گردید که قابل توجه بود. در اواخر شهریور ۵۷ زلزله ویرانگر طبس رخ داد که شهربکلی ویران شد و ده‌ها هزار نفر قربانی شدند. روز پس از وقوع زلزله با تعدادی از دانشجویان به کمک زلزله‌زدگان شتافته بودیم. بوی اجساد در فضای شهر پیجیده بود که باخبر شدیم فرح دیبا با اعوان و انصارش برای بازدید نمایشی از شهر طبس دیدن خواهند کرد. مردم داغدار با بیل و کلنگ در میدان مخروبه شهر منتظر فرود هلی کوپترها بودند. به‌رغم تیراندازی‌های نفرات ژاندارمری و سایر نیروهای انتظامی همراهان فرستاده شاه قدر قدرت نتوانست بر زمین بنشیند و فرار را برقرار ترجیح داد.
یکی از همراهان گروه ما، تحلیلش این بود که شمارش معکوس سرنگونی آغازشده است!
چهل سال بعد در آغاز سال نود و هفت، همه قرائن و علائم خبر از سرنگونی سلف بح قچکمه پوش وتاج بسر! یعنی ملاهای نعلین بپا، عبابدوش وعمامه بسر، حکایت میکند.
نشانه ها، انبوهند. سال گذشته در مقایسه با سال پنجاه وشش- ۵۶ درمقایسه با ۹۶ - همگان اعتراف میکنند که سالی ویژه و تعیین کننده بود. سالی مملو از خیزش و اعتراض و فریاد.
اوج این تظاهرات، خیزش سراسری دیماه بود که رژیم را از ریشه تکان داد و جهان را به شگفتنی واداشت. رسانه های رژیم با استفاده از یک ضرب المثل قدیمی گفته و نوشته اند سالی که نکوست از دلارش پیداست! ارزش پول ملی در طول تاریخ حاکمیت ننگین آخوندی در پایین ترین سطح قرارداد. بانکها ورشکسته، کارخانه ها تعطیل، بازار کسب و کار بی رونق، لشکر بیکاران آماده حمله وهجوم، کشاورزان روبه میهن و پشت به دشمن و...
آنهاییکه تا دیروز با هر انگیزه ای عصای زیربغل دایناسورهای در حال احتضار بودند امروز از گذشته خویش بیزاری میجویند و بزبان خویش و با فرهنگ خود خواهان رفتن ملاها میشوند.
لشکرکشی گماشته سابق خامنه ای با گردان سیصدنفره از سران و پاسدارانش را شاید بتوان نقطه عطفی در جنگ و جدال سردمدران رژیم در سال جدید به حساب آورد. در نامه آدمهای احمدی نژاد به خامنه ای که قبل از هر چیز مرحله سرنگونی و شرایط عینی انقلابی و شقه در بالای رژیم ارتجاعی را بازتاب می کند از جمله آمده است: "مردم دولت را نه از خود بلکه مقابلِ خود حس می‌کنند. مجلس‌مان عمدتاً افراد سطحِ پایین ...هستند که با هزینه‌های میلیاردی راهی بهارستان شده اند.. قوه‌ی قضائیه‌مان به کانون تحمیلِ ظلم به مردم تبدیل شده است. شورای نگهبان‌مان به مانعی برای انتخاب افراد شایسته تبدیل شده و صدا و سیما ابزار تخدید مردم است..."
طرفداران احمدی درامامزاده صالح پا را ازاین همه فرات رنهاده و شعار بت بزرگ را بشکن میدهند.
ابولفضل قدیانی از سران باند مجاهدان ارتجاع اسلامی می نویسد: خامنه‌ای همچون گوبلز دروغ‌های بزرگ می‌گوید و او را مستبد به شمارمی آورد.
در کنار این همه بحرانهای لاعلاج و نفس گیر داخلی می باید از اعتلای همه جانه مقاومت و انزوای منطقه ای و بین المللی آخوندها را نیز افزود. اخیرا ولیعهد عربستان تکرار کرد که خامنه ای حتی از هیتلرهم خطرناکتر است، چرا که هیتلرفقط اروپا را تهدید میکرد ولی خامنه ای و رژیمش تمامیت بشریت و جهان را. جالبتر از این مقوله، پاسخهای از موضع پایین و بی محتوای دست اندرکاران و پایوران رژیم است که نشان از ترس و هراس بوزینگان نشسته براریکه قدرت میکند.
تغییرات در کابینه ترامپ و ترک برداشتن قطعی و حتمی دستگاه عریض و طویل مماشات نیز بر دردهای بی درمان سیدعلی وامانده اضافه شده و کابوس سرنگونی ملاها را صد چندان کرده است.
اخیرا جهانگیری معاون روحانی سوزوگداز کرد که جان بولتون رییس شورای امنیت کاخ سفید حقوق بگیر مجاهدین خلق ایران است. عجبا! مجاهدین صدها بار شقه و نابود شده، گروهک بی نام ونشان و... که حقوق بگیر و وابسته به شرق و غرب و عالم بود حالا آدمهای کلیدی تنها ابر قدرت ثروتمند جهان را به استخدام خویش گرفته است! روزی گاندی گفته بود "جهل" نرمترین بالشی ست که بشر میتواند سر خود را بر آن بگذارد و آرام بخوابد. البته اگر بشود خامنه ای و اعوان و انصارش را بشر قلمداد کرد!
سال ۱۳۵۷ هجری و شمسی با آرامش نسبی آغاز و با طوفان سرنگونی آرام گرفت.
سال ۱۳۹۷ با سیلاب خیزشها و طوفان انقلاب آغازشده است. آیا همچنانکه بسیاری در ایران و جهان انتظارش را میکشند ملاها چهل سالگی نظامشان را نخواهند دید؟!