Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to TwitterInstagram

باید اعتراف کنم که بنده اصلا نمیدانستم که موجودى به نام احمدی‌نژاد، قبل از انتخابات دور اول ریاست جمهوری‌اش وجود داشت! در دوران خاتمى و بوق اصلاحات بود که در بحث با دوستان، بنا بر آموخته‌های اندکى که در مقاومت به آن رسیده بودم، گفتم این مماشات طلب ها حالا خاتمى را حلوا حلوا میکنند اما در عالم واقع اگر حتى رحیم صفوى هم رئیس جمهور بعدى بشود، که همان ایام بحث استخراج زبان از پشت سر را تدریس میکرد، این مماشاتگرایان با او هم خواهند ساخت چون منافعشان در بودن رژیم است.

الان یکى از "مودبترین و شریفترین"! نمایندگان خط نزدیک ماندن به رژیم، خانم اسلاین (همان انگشت در هوا)، با کمک یک اعجوبه ى نیاکى، فیل هوا کرده اند که فقط ٤ درصد مردم خواهان تغییر رژیم هستند!
اینجا بگذارید بنده که # براندازم، سکوت اختیار کنم و جواب این جاندار، که در وقاحت یک حوزه مملو از طوسى را قورت داده، را با استفاده از مطالب یکى از شیاد ترین چهره هاى شاخص باند اصلاح طلب یعنى عباس عبدى، بدهم. عبدى روز شنبه ۱۴ بهمن در مطلبی تحت عنوان «به هر کس که مربوط است» (شما بخوان خامنه اى) در خبرگزاری حکومتی ایسنا نوشت:
«به نظر بنده جامعه ایران راه‌حل‌های فنی و جزیی یا اصطلاحا تکنیکال ندارد. در گذشته چنین راه‌حل‌هایی بود ولی اکنون هیچ راه‌حلی از این نوع وجود ندارد.
این که چنین اقدامی در بودجه شود، یا در مبارزه با فساد فلان کار را انجام دهیم یا در زندگی خصوصی مردم گشایشی صورت گیرد، یا فلان مبلغ صرف رفع بیکاری شود یا مساله آلودگی هوا یا آب را چنین کنیم یا... نمی‌تواند مشکلی را حل کند
ضمن آن که چنین کارهایی در عمل شدنی هم نیست و فقط نوعی اتلاف وقت و از دست دادن فرصت است.
اعتراضات دی‌ماه نیز به نحوی بازتاب‌دهنده همین احساس بود...
چرا معتقدم که جامعه راه‌حل فنی ندارد؟ چون با مجموعه‌ای از مسائل مواجهیم که نه تنها نمی‌توانیم حل آنها را از یکدیگر متمایز کنیم، بلکه ابزار و عناصر کافی برای حل این مشکلات جزیی نداریم؛ به عبارت دیگر سازمان و نهادهای حل مشکل و اراده‌ای که باید منابع لازم را برای حل این مشکلات تامین کند، خودشان دچار بحران و مشکل شده‌اند. حل جزیی‌ترین مساله نیازمند کارایی عاملان و نیز وجود اراده‌ای معطوف به حل مسائل است که آنها را نداریم». این اعتراف به بن بست مرگبارى هست که رژیم را آچمز کرده است.

شرایط بسیار حساسى هست. بحث مهلت ١٢٠ روزه براى باز بینى برجام که الان کمتر از صد روز آن باقى مانده روى میز رژیم قرار گرفته است. هئیت حاکمه ى جدید امریکا نشان داده که سیاست سرعت حرکت حلزونى دوران اوباما (آه از نهاد هر که برآید، لعنت الله علیه) تمام شده است و اروپا میبایست رژیم را متقاعد بکند که بحث موشکى جدى است و بدون گنجانیدن ان در ورژن برجام ۲ راه حل دیگرى نیست.

روحانى هم که سر قبر خمینى، از عوارض کر بودن حکومت حرف زد که اگر این صدا و ان صدا را نشنویم تو گوشمان خواهند زد.

واکنش این دو تا طیف اصلاح طلب را داشته باشیم تا به در فشانى هاى احمد خاتمى که او را به حق خرچنگ نظام، نامیده اند، توجه کنیم، او با هارت و پورت و تهدید و خط کشیدن براى جوانان شورشى، در مراسم نماز جمعه ى رژیم، آمده بود تا با سوزش بسیار از ‌سوزاندن «حوزه‌ها، سازمان تبلیغات و شورای هماهنگی تبلیغات» و غیره توسط قیام‌آفرینان به‌خیال خود، جبران مافات کند.
اما این سخنان تهدیدآمیز، به‌مصداق «سوت در تاریکی» تنها وحشت عمیق ولی‌فقیه ارتجاع را به نمایش گذاشت.

هم چنین مشخص شد که در درون هئیت حاکمه یک سیاست مشخص مقابله با قیام مردم، وجود ندارد، یعنى نمیتوانند با دست باز مثل قبل کشتار بکنند، آمار زندانى ها و قربانیان قیام اخیر از جانب افراد و محافل مختلف رو میشود و همین هم مزید علت شده و نشان میدهد که فقدان فاکتور اوباما در اتخاذ سیاست کشتار وسیع در داخل رژیم بسیار محسوس است؛ اما نفى وجود قیام، تبلیغات گوبلزى مماشات گرایان شوراى أتلانتیک، تغییرى در واقعیت سرسخت خیابان و شهر و کوچه در ایران ستمزده نمیدهد.

خبرگزارى فرانسه دیروز در یک گزارش نوشت: "شرایط در ایران بسیار تغییر کرده است
خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تردید سرمایه‌ گذاران فرانسوی پس از اعتراضات اخیر در ایران خبر داد و به نقل از مدیر اقتصادی بیمه اعتباری کوفاس نوشت: شرایط در ایران بسیار تغییر کرده است. خیلی از شرکت های فرانسوی و غیرفرانسوی در ابهام قرار دارند چرا که چشم‌اندازهای رشد که انتظار آن بعد از برداشته شدن تحریمها می‌رفت بهبود چشمگیری نداشته و ایران یکی از کشورهای جهان است که نارضایتی اجتماعی در آن بسیار شدید است.

رئیس اقتصادی بیمه هرمس نیز به خبرگزاری فرانسه گفت:‌ شرکتها فکر می‌کردند که تحریمهای آمریکا برداشته می‌شود اما این تحریمها باقیمانده و حتی تهدید تشدید آنها نیز وجود دارد."

چرا رژیم را در آستانه ى سقوط ارزیابى میکنیم؟

با در نظر داشتن بحران نزدیک به ده میلیون بیکار و بیش از بیست میلیون مال باخته که دار و ندارشان توسط باندهاى رژیم به غارت رفته، هیچ چشم انداز واقعى در رفع بنیانهاى و علل اجتماعى قیام وجود ندارد، همزمان بعد سیاسى و آزادیخواهانه هم از نفى کامل نظام گذشته است.
میلیونها کارگر و بازنشسته ماههاست حقوقى دریافت نکرده اند.
تابوى مرگ بر خامنه اى آنچنان شکسته شده که الان فریاد کودکان هم ناقوس مرگ او را میدهد.
برجام، رویاى بمب اتم را به بتون تبدیل کرده است.
خامنه اى تلاش کرد ولیعهد خودش را با یک موشک دو مرحله اى اول رئیس جمهور و بعد رهبر بکند! این خبط استراتژیک در همان لحظه ى اول در صورت خامنه اى منفجر شد.
بحرانهاى کلان زیست محیطى، خشکسالى گسترده، ریزگردها و ... امان مردم را بریده،
هجرت بزرگ مجاهدین امکان نابودى فیزیکى بزرگترین سازمان مقاومت را از رژیم گرفت.
فساد گسترده ى مالى و اخلاقى در تمامى جناح هاى رژیم اکنون تمامى اعتبار و قدرت معنوى حکومت را بر باد داده است،
کاهش ارزش ریال در مقابل دلار در این چند روز نشان میدهد که نظام اقتصادى و بانکى کشور در حال یک سکته ى کامل است.
در این تابلو که فکر نکنم کسى مخالف ان باشد، هیچ راه برد منطقى براى نجات رژیم دیده نمیشود.

مماشاتگرایان الان هم نشین سپاه پاسداران شده و نگران تعمیق بحران و فشار هاى جدید به این حکومت در مخمصه هستند. ادعاى نبود یک قیام، ادعاى مردمى بودن رژیم بیشتر شبیه به یک واکنش روانى هراس آلود، براى مقابله با شرایط بحرانى تر، میماند تا یک تحلیل منطقى و علمى صرف! خود فریبى اصلا چیز کمیابى نیست!
این را همه میدانند، اما فقط چند نَفَر نفى میکنند! در نظر انها ممکن است اسب شاخدار هم وجود داشته باشد! اما واقعیت این است که سرمایه گذارى روى رژیم، خرج کردن کاه براى تغذیه اسب مرده است
قیام دى ماه و جوشش هاى اجتماعى پى در پى نشان میدهد که ما در نقطه اى تعیین تکلیف یک تحول بزرگ اجتماعى و اقتصادى قرار داریم. این واقعیت بزرگ ایران امروز است. باز هم باید گفت و نوشت.