هادی مظفری

«سخت می‌گذره تو خیابون. آواره، در به‌ در. به نظرت آسون می‌گذره؟ نه با این کرایه‌خونه‌های گرون. پولی که ما نداریم. اتاق بهمون نمی‌دن. مشکلات بچه و نداری و بیماری و در به‌ دری. صبح که بلند می‌شیم اینقدر بدو بدو می‌کنیم تا بتونیم پول عمل‌مون‌ رو جور کنیم. با کار خونه مردم. مردم هم برای رضای خدا یه چیزی میدن به ما».

این جملات دردناک، اظهارات یک زن کارتن خواب در خیابانهای تهران است که در رسانه های حکومتی نیز انعکاس یافته است. طبق اظهارات مقامات رژیم پدیده کارتن خوابی ابتدا به زنان سالمند ختم می شد اما یکی دو سالی است که زنان جوان نیز به خیل کارتن خوابها پیوسته اند
آمار رژیم از کارتن خوابها در سال 1393 پانزده هزار کارتن خواب بوده است که تعداد
پنج هزار نفر از آنها مربوط به زنان بوده است؛ اما از آنجایی که آمارهای مقامات حکومت دروغین و فاقد اعتبار لازم می باشد، شکی نیست که فاجعه بسا فراتر از این اعداد و ارقام می باشد.
پدیدۀ کارتن خوابی زنان میهنمان آنهم در حکومتی که ادعای اسلامی را یدک می کشد از آن مقوله های دردناکی است که نمی توان و نباید به سادگی از کنار آن گذشت. مضافا اینکه ایران سرزمینی است با منابع و معادن و نفت و گاز و ثروت های بیکران خدادادی. راستی رژیم ولایت فقیه چه بر سر هموطنان ما و خصوصا زنانِ محروم و رنجدیده آورده که زیراندازشان کارتن و سقفشان آسمانِ بالای سرشان گردیده است؟!
بنا به اظهار خود کارگزارانِ رژیم، محرومیتهای اجتماعی و فقر مالی از عوامل اصلی ورود کارتن خواب به مسیر بی خانمانی است.
حکومت زن ستیز و ارتجاعی حتی در مقوله کارتن خوابی نیز در حق زنان محروم و ستمدیده اجحاف کرده و تبعیض قائل می شود. فاطمه طباطبایی کارشناس مسائل اجتماعی در این خصوص می گوید:
“در تمامی شهرها گرمخانه های بسیاری برای آقایان وجود دارد ولیکن همچنان مکان مناسبی برای خوابیدن زنان آواره در خیابان ها در تمامی شهرها و استان ها در نظر گرفته نشده است».
برای پایان دادن به مصیبت های ملت ایران، به ویژه درد و رنج کودکان و زنانِ رنجدیده میهنمان تنها یک راه قابل تصور است. سرنگونی حکومت آخوندی و محقق نمودن یک حاکمیّت ملی و مردمی.

16 فوریه سال 2016 میلادی (27 بهمن 1394)