عارف شیرازی:‌ «حقوق بشر ذبح شده در مسلخ مماشات»

بمناسبت روز ۱۰ اکتبر که توسط ملل متحد بعنوان روز جهانی علیه اعدام تعیین شده است امسال در پاریس به ابتکار مقاومت ایران یک کنفرانس بین المللی با شرکت خانم رجوی و تعدادی از شخصیتهای سیاسی و حقوق بشری از کشورهای مختلف برگزار گردید.

خانم رجوی بعنوان سخنران اصلی این کنفرانس از زوایای مختلف به مسئله اعدامها در حکومت ضد بشری آخوندی پرداخت که ذیلاً به بخشهائی از آن اشاره خواهم کرد.
شایان یادآوری است که مقاومت ایران از دیرباز و مستمراً اعلام نموده که حکومت ضد بشری آخوندی بر ۳ پایه اساسی متکی است و ادامه حیات جابرانه و سفاکانه آن در گرو این پایه های استراتژیک می باشد تا آنجا که دست برداشتن از هر کدام از این پایه ها بمثابه آغاز پایان کار رژیم خواهد بود. اختناق و سرکوب در داخل که در زندان و شکنجه و اعدام متبلور است، صدور تروریسم و بنیادگرائی و گسترش جرم و جنایت خود به کشورهای منطقه و جهان و دست یابی به سلاح اتمی به مثابه تضمین بقای رژیم.
رژیم آخوندی حتی یک روز قادر به دست برداشتن از دار و درفش و شکنجه و اعدام نیست بویژه که تجربه حکومت شاه را نیز در پیش روی خود دارد که با دست کشیدن از شکنجه و اعدام، سریعاً و ظرف ۲ سال به زباله دان تاریخ رهسپار شد. از این روی رژیم آخوندی هیچ مخالفت و حتی دگراندیشی را برنمی تابد و با سفاکیت هر چه تمامتر هر گونه اعتراضی را سرکوب می کند. از همین رو رژیم ضد بشری آخوندی بالاترین نرخ اعدام در جهان به نسبت جمعیت را دارا می باشد و در دوران آخوند به اصطلاح مدره و معتدل بیش از دو هزار اعدام و در ۶ ماه اول امسال بیش از ۷۰۰ نفر را اعدام نموده است وانگهی هر جا که پای یکی از ۲ پایه دیگر شٌل شده و در آن زمینه با شکست مواجه شده بر شدت سرکوب افزوده و به اعدام هر چه بیشتر مبادرت نموده است. قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و بعد از نوشیدن جام زهر در پایان جنگ ایران و عراق و اوج گیری اعدامها در آستانه و بعد از نوشیدن جام زهر اتمی در همین بستر قابل درک و فهم می باشد.
خانم رجوی در همین رابطه گفت:‌ ‘‘آخوندهای حاکم هر اختلافی که با هم داشته باشند درباره اعدام و سرکوب اشتراک نظر دارند. آنها برای حفظ رژیمشان از اعدامها سود می برند‘‘. وی سپس افزود: ‘‘هدف آخوندها تنها و تنها ارعاب جامعه و خفه کردن اعتراضات اجتماعی است، حیات و حاکمیت این رژیم در گرو اعدامهاست زیرا اگر اعدام نباشد دیگر چه چیزی جلودار انفجار خشم عمومی و اجتماعات جوشان توده های مردم است. اگر اعدامها نباشد آخوندها با چه اهرمی می توانند تمام آزادی های مردم را سلب کنند و سرکوب و ارعاب و محدودیت را تا خصوصی ترین زوایای زندگی مردم گسترش دهند‘‘. ‘‘آنها آدمکشی را بصورت امری عادی و روزمره در آورده اند… اعدام شکنجه و سنگسار، دست و پا بریدن و چشم در آوردن در این رژیم نهادینه شده و جامه قانون پوشیده است‘‘. باید تأکید نمود که تنها رژیم سفاک آخوندی نیست که با اعدام و شکنجه چوب حراج بر حقوق بشر میزند بلکه آنان که بر جنایات او چشم پوشی کرده و به مراوده و معامله با وی مشغولند و در پیش پای سردمداران اعدام و شکنجه در رژیم ضد بشری (آخوند روحانی) فرش قرمز پهن می کنند نیز در این جنایت شریکند، همان تجار نفت و خون که بخاطر منافع حقیر خود هرگونه سبعیت و خونریزی از این رژیم را نادیده می گیرند، همانها که بر قتل عام و نسل کشی ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ چشم فرو بسته و حملات مکرر آخوندها در عراق و کشتار مجاهدین اشرف و لیبرتی را نادیده گرفتند، همانها که با خلع سلاح مجاهدین و با وجود قول و تعهد حفاظت از آنها، مجاهدین را به مزدوران عراقی آخوندها تحویل داده تا هر چه بیشتر کشتار شوند و هر بار نیز بر حملات جنایتکارانه مزدوران محلی آخوندها چشم پوشی کردند. اینان با سکوت خود از یکطرف رضایت خویش را به این جنایات به اثبات رسانده و از سوئی چراغ سبز به رژیم ضد بشری داده تا با دست بازتری بر سبعیت و درنده خوئی خود بیافزاید. اینان در حقیقت حقوق بشر را در مسلخ مماشات ذبح می کنند. در ارتباط با چنین رویکرد خائنانه ای خانم رجوی در ابتدای سخنان خود گفت:‌ ‘‘در روزی که از طرف ملل متحد روز جهانی علیه اعدام نام گرفته به ۱۲۰ هزار شهید راه آزادی و به خصوص به سی هزار زندانی سیاسی قتل عام شده در سال ۶۷ درود میفرستم. در این روز آمده ام جهان را برای توقف اعدامهای روزانه میهنم به یاری بطلبم، شکنجه و اعدام باید متوقف شود این خواست همه مردم ایران است‘‘. وی سپس ادامه داد: ‘‘حقوق بشر هموطنان مظلوم من در داخل کشور سنگسار و در سطح بین المللی حراج شده است حراج حقوق بشر در برابر معامله اتمی، حراج حقوق بشر در برابر شرارت و تروریسم رژیم در منطقه و حراج حقوق بشر ایران به خاطر ضعف و جبونی برخی سیاستهای بین المللی. آیا حقوق بشر فقط در کاغذ قطعنامه ها و میثاقهای بین المللی باید مورد احترام باشد. چرا برای کسی که به جرم هدایت ترور و جنایت در سه دهه اخیر باید تحت محاکمه قرار گیرد (آخوند روحانی) فرش قرمز پهن می کنید؟ لااقل مذاکره با او را به توقف اعدامها در ایران مشروط کنید‘‘. وی سپس افزود: ‘‘چرا زندانیان سیاسی در ایران زجرکش یا حلق آویز میشوند و جهان خاموش است، چرا نوجوانان در ایران اعدام میشوند و جهان نسبت به آن ساکت است و چرا استبداد وحشی تحت فشار قرار نمیگیرد که دست کم اسامی اعدام شدگان را بطور کامل منتشر کند. وای بر جنایتکاران و وای بر مماشات گران، کسانیکه بر اینهمه نقض حقوق بشر در ایران چشم می پوشند شرم کنند، کسانیکه می خواهند دست رئیس جمهور این رژیم را از این جنایتها بشویند باید بدانند که راه جنایت و آدمکشی را در منطقه و سراسر جهان باز می کنند‘‘.
خانم رجوی ادامه داد: ‘‘اما جنایتکاران بدانند که از این خونها که هر روز از پیکر ملت ایران می ریزد سرانجام سیلابی بر خواهد خواست و به کار رژیم آخوندها پایان خواهد داد‘‘. خانم رجوی ضمن یادآوری مسئولیت دول غربی در مقابل حقوق بشر به تاراج رفته در ایران تأکید نمود: ‘‘وقتی آخوندها در اعدام فرزندان مردم ایران دست باز پیدا می کنند تهدیدات خود علیه منطقه و جهان را هم افزایش می دهند بنابراین به دولتهای غرب می گوئیم:
ـ روابط با این رژیم را به توقف اعدامها مشروط کنید
ـ رژیم آخوندها را برای آزادی زندانیان سیاسی تحت فشار بگذارید
ـ پرونده نسل کشی این رژیم در سال ۶۷ را برای محاکمه جنایتکاران علیه بشریت به دادگاه بین المللی جنائی ارجاع دهید.
ـ مقاومت مردم ایران برای آزادی را محترم بشمارید
ـ در مورد هدف اصلی کشتار و قتل عام در سالهای اخیر یعنی مجاهدین لیبرتی به تعهدات خود برای حفاظت آنها عمل کنید‘‘.
خانم رجوی ضمن برشمردن بهانه های رژیم برای اعدام از جمله اتهام محاربه، مواد مخدر و اجرای قانون شریعت آخوندی که در تضاد بنیادی با روح شفقت و بردباری اسلامی است به طرحهای مقاومت ایران پرداخت. شایان یادآوری است از آنجا که مجاهدین در تمام زمینه ها آنتی تز آخوندهای بنیادگرا هستند:
ـ در مقابل ارتجاع تحت نام اسلام، بر اسلام دمکراتیک و بردبار که بر ‘‘تساوی حقوق سیاسی و اجتماعی همه آحاد ملت و ملغی شناختن همه امتیازات جنسی و قومی و عقیدتی‘‘ تأکید دارد پای فشرده اند.
ـ در مقابل زن ستیزی و توحش قرون وسطائی آخوندی ‘‘تساوی کامل حقوق سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی زن و مرد را نوید داده اند‘‘.
ـ در مقابل تبعیضات ضد دینی آخوندها اعلام کرده اند که: ‘‘هیچ دین و مذهبی به هیچ عنوان دارای حق ویژه نیست و تبعیض در میان پیروان ادیان و مذاهب گوناگون را مردود‘‘ دانسته اند.
ـ در مقابل حاکمیت ولایت فقیه به پلورالیسم و کثرت گرائی و حکومت دمکراتیک با جدائی کامل دین از دولت معتقدند.
بر همین سیاق در مقابل شکنجه و کشتار توسط آخوندها پیشاپیش لغو حکم اعدام را در ایران آینده بشارت داده اند. خانم رجوی قبلاً در برنامه ۱۰ ماده ای خود گفته بود: ‘‘ما در ایران آزاد شده فردا از لغو حکم اعدام دفاع می کنیم و نسبت به آن متعهدیم‘‘.
همچنین در کنفرانس پاریس اعلام نمود: ‘‘طرح ما برای آینده یک ایران بدون اعدام است. مقاومت ایران از سالها پیش اعلام کرده که خواهان لغو حکم اعدام و پایان شکنجه و هر گونه نقض حقوق در ایران است… طرح ما برای آینده بر چیدن احکام شریعت آخوندی است. ما قانون جزای ضد بشری و سایر قوانین ناقض حقوق بشر در این رژیم را رد می کنیم، ما قانون قصاص را ضد انسانی میدانیم. ما از قانونی دفاع می کنیم که بر پایه گذشت و شفقت و انسانیت است.
مسعود رجوی رهبر مقاومت در نبردهای ارتش آزادیبخش ملی ایران هزاران تن از عوامل دستگیر شده خمینی را که بسیاری از آنها مرتکب قتل مجاهدین شده بودند را بدون کمترین نقض حقوق انسانیشان آزاد کرد این سنت دیرینه مقاومت مردم ایران است. طرح ما برای آینده ایران پی ریزی یک قضائیه مستقل و پویا و آزاد است… طرحی که در آن هیچ کسی خود سرانه دستگیر نمیشود، شکنجه ممنوع است از هیچ متهمی حق دفاع و داشتن وکیل سلب نمیشود، اصل برائت محترم شمرده میشود و هیچ کس و به خصوص هیچ زنی در برابر خشونت و تعدی و نقض آزادی از دسترسی به عدالت محروم نیست. طرح ما برای آینده ایران این است که هیچ کسی به خاطر اعتقاد و یا عدم اعتقاد به یک دین یا به خاطر دست برداشتن از آن آزادی و حقوق و جان خود را از دست ندهد. ما در پی نظم تازه ای هستیم بر اساس آزادی دمکراسی و برابری.
سرانجام خانم رجوی به رمز پایداری مجاهدین اشاره کرده و گفت:
‘‘ما انتخاب کردیم که بایستیم و نبرد کنیم تا مردممان به آزادی و خوشبختی برسند‘‘.
‘‘انگیزه ما برای مقاومت تا پیروزی کینه و انتقام نیست، انگیزه ما عشق به آزادی و انسانیت است‘‘.
‘‘این فلسفه پایداری ماست و رمز این پایداری چیزی نیست جز فداکاری و آمادگی برای پرداخت بهاء‘‘