قيام 13 آبان
اعتلاي انقلاب دموكراتيك مردم ايران
مسعود رجوي

با درود و تهنيت به هسته ها و نيروهاي انقلاب دموكراتيك،
حكمت قيام را بنگريد كه چگونه روزهاي عوام فريبي و دجاليت را كه خميني براي بقا و دوام نظام ولايت ساخته بود، يكي پس از ديگري بر سر بقاياي او خراب ميكند. و اكنون پس از روز دجالانة قدس به روز گروگانگيري و مبارزة آخوندي با استكبار جهاني راه برده است!

در روز قدس مردم ايران  به ميدان آمدند و گفتند و بهروشني گفتند : « نه غزه، نه لبنان- جانم فداي ايران» . يعني كه دجاليت و صدور تروريسم و ارتجاع و نعره هاي « قدس از طريق كربلا » به پشيزي نمي ارزد و ديگر اثر ندارد. چنين بود كه روز قدس بر سر رژيم خراب شد.
امروز هم در روز گروگانگيري و جفتك اندازي در برابر « استكبار جهاني»  براي سرپوش گذاشتن بر خفقان و سركوب داخلي و براي چانه زني و استمالت خواهي بين المللي، كه در فرهنگ لغت رژيم ولايت « امدادهاي غيبي » خوانده ميشود، مردم و جوانان بي باك و بيم، «عمود خيمة» ارتجاع و ديكتاتوري را نشانه گرفتند.تصوير منحوس وليفقيه را پايين كشيدند و در همه جا با شعار « مرگ بر ديكتاتور» به جهانيان اعلام كردند : « خامنه اي قاتل است- ولايتش باطل است» . چنين بود كه روز مبارزه با استكبار هم بر سر رژيم خراب شد و به طناب دار ديگري تبديل گرديد. اين است مكافات اجتماعي و تاريخي دجاليت و سرقت حاكميت يك ملت.
بهراستي كه امروز در همه جاي ايران، از تهران تا شيراز و مشهد و اصفهان، از تبريز تا كرمانشاه و اراك  و كاشان، از رشت تا بندرعباس و اهواز و زاهدان، از اروميه تا بروجرد و خرم آباد و لاهيجان، از قزوين و ايلام تا همدان، نقطة اعتلاي قيام و انقلاب دموكراتيك مردم ايران، رَقم خورد:
با لگدكوب كردن تصوير ولي فقيه ارتجاع.
با شعارهاي اشرف نشان همچون: «مرگ بر ديكتاتور»، «مي جنگيم ، مي ميريم ،  ايرانو پس ميگيريم».
با شركت تعيين كنندة جوانان آزاده و مبارز و مجاهد.
با سازماندهي چشمگير دانشجويان پيشتاز در سال تحصيلي جديد.
با تاكتيكهاي جديد از قبيل پراكندگي و نرفتن در مسيرهاي تعيين شده از سوي رژيم.
با جايگزين كردن نوبهيي نفرات تازه نفس به جاي نفرات خسته و مضروب يا مجروح.
با استمرار تظاهرات از صبح تا آخر شب و فرسوده كردن قواي دشمن.
با شكستن دوربين هاي جاسوسي نيروي سركوبگر انتظامي.
با معين كردن پيشاپيش راههاي فرار و امداد رساني
با زناني كه همچون اشرفيان براي حفاظت و نجات مردان زنجير مي بستند يا به مقابله با مزدوران ميپرداختند.
با همبستگي و همياري شورانگيز ميهني از جانب همة اقشار مردم از مغازه داران تا رانندگان اتوبوسها  و درهاي باز خانهها براي پناه دادن جوانان براي ممانعت از دستگيري و نجات آنان از دم تيغ دژخيمان.
همه چيز حكايت از يك عزم فراگير ملي براي سرنگوني رژيم منفور ولايت و رسيدن به آزادي و حاكميت ملت داشت. از صبح تا ساعات آخرشب صدا مي آمد كه : «تجاوز، جنايت- مرگ براين ولايت» . هيچ رنگ و بويي از حفظ يا اصلاح رژيم اصلاح ناپذير در ميان نبود. جهانيان صداي درهم شكستن طلسم ولايت را به وضوح شنيدند و پيام سرنگوني استبداد ديني و پيروزي محتوم ملت ايران را با رود خروشان شهيدانش دريافتند.
 مبارك! اعتلاي انقلاب دموكراتيك مردم ايران در قيام 13آبان مبارك!
شگفتا كه در همين وانفسا و در همين روز 13 آبان، رئيس مجلس ارتجاع در بغداد فرود مي آيد و در آستانة انتخابات پارلمان عراق اعلام ميكند براي « حمايت از روند دموكراسي در عراق» سر رسيده است! سرضرب بهتعريف و تمجيد از دولت عراق براي سركوب مجاهدان اشرف مي پردازد و سپس ميگويد كه اين دولت «گامهاي زيادي در مقابل سازمان تروريستي خلق برداشته است» . اما اين كافي نيست و درد ما را دوا نكرده است . از اين رو « اين سازمان نبايد در خاك عراق باشد». « اكثر كساني كه در اين گروهك حضور دارند،  مجرم هستند و بايد به ايران مسترد شوند و فكر مي‌كنيم تعلل در اين زمينه براي كشور عراق خوب نباشد». همچنين مي افزايد : «در حال حاضر نيز ما بر اين نظريم كه كشور عراق احتياج به امنيت پايدار دارد».
بهراستي تماشايي است! در حالي كه فريادهاي مرگ بر ديكتاتور در خيابانهاي تهران و شهرهاي ايران، عالمگير شده، سرپاسدار مجلس ارتجاع، براي حمايت از «روند دموكراسي در عراق»  به بغداد رفته و راه حل را در استرداد مجاهدان محصور در اشرف جستجو ميكند. خط و نشان هم ميكشد كه اگر در اين زمينه تعلل شود، براي عراق خوب نيست و لابد نيروي تروريستي قدس در بغداد آمادة قيام (!) است و ترورها و انفجارهاي زنجيرهيي ديگري در آستين دارد.
از قرار، تعداد ديگري از مزدوران اطلاعات و خانه شاگردان انجمن نجات نظام را هم با خود به هتل منصور آورده‌است تا در پوشش خانواده هاي مجاهدين، پشت در قرارگاه اشرف، اشك تمساح بريزند و با آب ديده، سوز دلِ  ناشي از شكستن شاخ ولايت در حملات مرداد  و درگروگانگيري از اشرف را فرو بنشانند.
بهنام نامي ملّت ايران و مجاهدان اشرفي و اشرف نشان به ولي فقيه و سرپاسدار باد و بلوف در مجلس ارتجاع ميگويم : غلطهاي اضافه، نشسته پارس كردن و لقمه‌هاي بزرگتر از دهان براي طلسم شكستگان ولايت ممنوع است!
 ما گر ز سر بريده مي ترسيديم، 40 سال نمي جنگيديم و30سال بر دهان نظام جهل و جنايت نمي‌كوبيديم.
تا آنجا هم كه به مردم و نيروهاي ميهن پرست عراقي مربوط ميشود، خودشان حرفشان را زده اند. همهة ناظران ميگويند كه لاريجاني از ترس اتحاد بزرگ عراقيان در «جبهه ملي عراق» كه بهتازگي تشكيل شده است، از ترس برخاستن يك آلترناتيو عراقي در برابر دست نشاندگان رژيم آمده است تا شعبه ولايت فقيه در حكومت كنوني عراق را با سپاه 9 بدر و مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق ادغام كند و مانند 4سال پيش ، با تقلّب و نيرنگ و با دلارهاي نفتي و ترور و انفجار، معجون مورد نظر خود را بهدست بياورد و تحميل كند.
از اين پيشتر 5ميليون و 200هزار تن از مردم عراق و همچنين 3ميليون از شيعيان اين كشور حرف خود را داير بر ضرورت خلع يد از رژيم ايران در عراق زده بودند. آرامش و صلح و امنيت و دموكراسي و پيشرفت اقتصادي و اجتماعي در عراق مفتاحي جز اين نداشته و ندارد. هر چيز غير از اين، حرف مفت است و رايگان، يا سرپوش گذاشتن عمدي بر حقيقتي كه مردم عراق هر روز با گوشت و پوست و استخوان آزمودهاند. 
ساعتي پيش خبر رسيد كه يكصد نمايندة مجلس عراق  لاريجاني را تحريم كردند  و او را نمايندة اشغالگري رژيم ايران در عراق دانستند و اعلام كردند دستور كار او در عراق، ادغام و پشتيباني دو ائتلاف مورد تاييد رژيم ايران در انتخابات عراق است . اين نمايندگان از رئيس مجلس عراق خواستند فهرستي از دخالتهاي رژيم ايران در امور سياسي و امنيتي عراق را جلو لاريجاني بگذارد.
شنبه گذشته، نيروهاي ميهن پرست عراقي تأسيس جنبش ملّي عراق را به رهبري دكتر علاوي و دكتر مطلك جشن گرفتند. جريانها  و شخصيتهاي برجسته سياسي ديگر مانند طارق الهاشمي نايب رئيس جمهور، رافع العيساوي، ظافر العاني و جمال الكربولي و بسياري ديگر،  اعلام كردند كه با اين جنبش در چارچوب جبهه ملي عراق، متحد ميشوند. اين اتحاد نقشة سياسي عراق را تغيير مي‌دهد و بر آيندة اين كشور روح اميد مي دمد. اياد علاوي گفت: « عراق زير خاكستر رفته بايستي برخيزد و عزت و امنيت خودش را محقق كند». مطلك نيز گفت: « بر اين كشور فجايع پشت فجايع فرود آمد. عراق را تجزيه كردند . تاروپود مردم زخم ديدة ما  را از هم دريدند. فرهنگ سهميه بندي و طائفه گرايي و پناه گرفتن در آغوش  بيگانگان را وارد كردند. همان بيگانگاني كه در همه چيز ما در عراق دخالت كردند. كنترل خود را بر هرم تصميم گيريهاي سياسي و حتي بر لقمه نان شهروندان عادي تحميل كردند. خون عراقيان بهوفور به زمين ريخت و رنگ زمين و آب را تغيير داد» اما « امروز، سحرگاهان جديدي آغاز شده و تاريكي براي هميشه رخت بر بسته است».
در همين مراسم، يكي از ميهن پرستان عراقي حرف دلِ هموطنانش را اين چنين بر زبان راند:
« من شاعر نيستم و نمي دانم چگونه اين بيت شعر را نوشتم:
با نيروهايشان آمدند
و همه چيز بهجز ارادة مردم ما را نابود كردند.
گفتند كه عراق نابود شد
و ما گفتيم چگونه طلايي كه سازنده اش مردم باشند از بين مي رود»

بهنظر ميرسد كه سرپاسدارِ مجلس رژيم كه به عراق رفته تا شعبه هاي فروپاشيدة ولايت را از نو به سيخ بكشد، نه در ايران و نه درعراق، سحرگاهان تازه و ارادة طلايي خلقهاي در زنجير و بهپا خاسته را هرگز در نيافته است. عراق را مستعمرة ولايت ميداند كه هيچ قاعده و قانوني جز قانون جنگل نبايد بر آن حاكم باشد. انگار آمريكا اين كشور را گرفته كه آن را دو دستي براي از هم دريدنش به گرگ ولايت تقديم كند!
درست در شرايطي كه پوزة نظام در حمله به اشرف و در گروگانگيري به خاك ماليده شده و بايد قاچ زين را بچسبد، خيز اسب سواري برداشته است .
در حاليكه مركب فراخوان ملل متحد در هفته گذشته در بارة حفاظت از ساكنان اشرف «در برابر كوچ اجباري، اخراج يا بازگرداندن اجباري آنها به ايران»-كه  بر خلاف اصل نان رفولمان و قوانين بين المللي است- خشك نشده، متقاضي استرداد مجاهدان اشرف است.
جل الخالق!كه تا كجا مثل سگ، از مجاهدين و اشرف، ميترسد.
راستي كه از اين بهتر نميشد رابطة اشرف و مجاهدين را با قيام عيان كرد. همان چيزي كه قبل از هر كس و بيش از هركس رژيم ميفهمد و در خيابانها ميبيند و حس ميكند. در غيراينصورت هيچ نيازي نبود كه خامنهاي در دهم اسفند ماه گذشته، سه ماه و نيم قبل از انتخابات نامشروع رياست جمهوري رژيم، به زبان خودش توافق دو جانبه نامشروع و خائنانه با دولت كنوني عراق براي سركوب مجاهدين را علني و اعلام كند.
اينكه لاريجاني، بهعنوان رئيس مجلس آخوندها و بهعنوان بالاترين مسئول پروندة عراق و مجاهدين دراين رژيم، سرانجام ناگزير ميشود خواسته و حرف اصلي فاشيسم ديني حاكم برايران را در عراق بالا بياورد، و اينكه بعد از تشويق بهخاطر جنايت عليه بشريت و گامهايي كه بخش ولايت فقيه در دولت عراق در محاصره و سركوب و كشتار مجاهدين برداشته، رُك و پوست كنده در تعارض آشكار با قوانين و كنوانسيونهاي بينالمللي، خواستار استرداد آنها ميشود و به تهديدهاي تروريستي هم در اين زمينه مبادرت ميكند، به روشني نشان ميدهد در شرايطي كه مجاهدين مسلح نيستند و در 7سال اخير تماماً محصور و تحت كنترل بودهاند، هدف از همة محدوديتها و محاصره و قطع سوخت و ارزاق، هدف از ممانعت از ورود خانوادهها و وكلا و خبرنگاران و هيأتهاي بينالمللي، هدف از لجن پراكني و سانسور در تلويزيون حكومتي عراق عليه مجاهدان اشرف، هدف از دروغپردازيهاي ديوانهوار يك دوجين مشاور و مقام امنيتي، هدف از بهكار گرفتن بريده مزدوران براي زمينه سازي و توجيه كشتار اشرفيان، هدف از تحت فشار قراردادن و تهديد و تطميع و گروگان گرفتن خانواده‌ها براي اينكه به سبّ و لعن فرزندان و خويشاوندان خود تن بدهند و مخصوصاً هدف از هرگونه جابهجايي مجاهدان شرف در داخل عراق، هيچ چيز جز سركوب و انهدام نيروي محوري اپوزيسيون ايران و جز زدن و بستن و استرداد و كشتن مجاهدين نبوده و نيست. مگر اينكه مجاهدين در برابر اين رژيم زانو بزنند و پرچم ندامت و تسليم بالا ببرند. چيزي كه خميني آرزوي آن را به گور برد و سوگند ميخورم كه خامنهاي هم آن را به گور خواهد برد.
به عنوان كسي كه فرمان داده است، رزم آوران ارتش آزاديبخش ملي ايران 20هزار قطعه سلاح و 20هزار تن مهمات خود را  به ازاي حفاظت تا تعيين تكليف و فرجام نهايي توسط نيروهاي آمريكايي به آنها تحويل بدهند، و بهعنوان كسي كه در 7سال اخير بي‌مبالغه بيش از 70 بار با همه اشرفيان اتمام حجت كرده است كه اگر تحمل شرايط سخت را ندارند، با برخورداري از كمكهاي بيدريغ مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ايران  بهدنبال زندگي خود بروند، بار ديگر يادآوري ميكنم كه ما با احترام به حاكميت عراق و حاكميت همه كشورهايي كه اعضا و پشتيبانان و هواداران مجاهدين و مقاومت ايران در آنجا بهسر مي برند، تا آخرين نفس خود بر حقوق قانوني خود ايستادهايم. قيمت آن را پرداختهايم و باز هم هر چه سخت و سنگين باشد ميپردازيم. اگر عراق كشور قانون و دموكراسي است هيچ مشكلي در ميان نيست اما اگر مستعمره ولايت فقيه و تابع قانون جنگل است، بگذار مردم اين كشور و همه جهانيان ببينند و بدانند. تكرار ميكنيم كه اگر ديكتاتوري حاكم بر ايران ميخواهد جنگ خود را به اشرف صادر كند، اگر ميخواهد فشارهاي خردكننده‌يي را كه از بابت قيام و نارضايتي انفجاري مردم ايران بر آن وارد ميشود با فرار به جلو در اشرف تخليه كند، ما بر حقوق قانوني خود استواريم و مسئوليت تمامي عواقب بر عهدة اين رژيم و مزدورانش در عراق است.
مجاهدان اشرف از طرح دولت كنوني عراق براي انتقال به كشور ثالث در كشورهاي عضو اتحاديه اروپا يا ايالات متحدة آمريكا استقبال نموده و به آن ملتزم شدهاند؛ مشروط بر اينكه مسأله داراييها و اموال آنان در اشرف كه تماماً حاصل هزينهها و كار 23سالة خود آنهاست و بيش از 200ميليون دلار است طبق نظرية حقوقدانان بينالمللي براساس مواد 52 و 53 كنوانسيونهاي لاهه حل و فصل شود.
تا آن زمان، براي جلوگيري از فاجعة انساني ديگري مانند جنايت عليه بشريت در روزهاي 6 و 7 مرداد در اشرف، و براي ممانعت از چنگ انداختن رژيم ايران و درخواست جنايتكارانهيي كه رئيس مجلس اين رژيم امروز آن را در رابطه با دولت عراق برملا كرد، تنها راه مؤثر، حفاظت بين المللي و به رسميت شناختن يك موقعيت حقوقي خاص و موقت براي اشرف است تا از اساس ميداني براي فشارها و دخالتها وجنايتهاي ديكتاتوري سياه حاكم  برايران باز نباشد.
بنابراين در پي درخواست غيرقانوني و جنايتكارانة لاريجاني، تا انتقال مجاهدان اشرف به كشورهاي عضو اتحاديه اروپا يا ايالات متحدة آمريكا كه مجاهدان اشرف را محصور و بلادفاع گذاشته است؛
اولاً- اذعان ملل متحد به ممنوعيت هرگونه جابهجايي اجباري ساكنان اشرف در داخل عراق بهعنوان افراد حفاظت شده، بسيار ضروريست.
ثانياً-حداقل انتظار از نيروهاي آمريكايي اين است كه عدم حمله و خشونت و جابهجايي ساكنان اشرف را در داخل عراق تا پايان سال2011 ميلادي تضمين كنند.
ثالثاً- دولت عراق بايد التزام خود را به حقوق ساكنان اشرف طبق قطعنامه 24آوريل2009 پارلمان اروپا تا زمان انتقال  به ايالات متحده ياكشورهاي عضو اتحاديه اروپا اعلام كند.
بهنظر مي رسد ولي فقيه ارتجاع و سرپاسدار مجلس نامشروع او، بهخصوص از يكي از بزرگترين افشاگريهاي مقاومت ايران در باره پنهانكاريهاي هستهيي رژيم ،كه ديروز در فرانسه صورت گرفته و با وسيع ترين بازتاب بين المللي همراه بوده است، قالب تهي كردهاند. ضربة هستهيي، بسيار مؤثر بوده و خون جلو چشم آنها را گرفته است.
ديروز خامنه اي كماكان بر طبلهاي دجاليت مي كوبيد و از آمريكا ميخواست «دست از استكبار بردارد» و «دست برداشتن از فعاليت هستهيي» يعني دست برداشتن رژيم از بمب اتمي را درخواست نكند. خامنهاي ميگفت « با هيچ وسيلهيي نخواهند توانست ... ما را به عقب‌نشيني وادار كنند… و به اين غائله‌هايي هم كه بعد از انتخابات پيش آمد، دل خوش نكنند».
هر كس كه مختصر آشنايي با سياست عملي و پراگماتيك آمريكا و كشورهاي اروپايي در اين ساليان داشته باشد، بهروشني ميداند كه از آنان تاكنون جز نرمش و استمالت و مدارا به رژيم چيزي نرسيده است. و الا، اين رژيم تاكنون بهحساب ملت ايران بر اريكة قدرت و جرم و جنايت باقي نمي ماند و اينچنين در سركوب ملت ايران و در صدور تروريسم و ارتجاع يا در زمينه اتمي افسار نمي‌گسست.
دو سال و اندي پيش، در تيرماه 86 ،گفته بوديم كه « از عهد قاجاريه تا امروز هيچ حكومتي در ايران ، بالفعل به اندازة حكومت آخوندي، موردحمايت كشورهاي غربي نبوده است. آنچنانكه مخالفانش را وكالتا سركوب و بمباران و خلع سلاح و محصور و محدودكنند.
شگفتا كه رژيم آخوندي نعره هاي «ضد استكباري» ميكشد اما  تاوان عملي آن را ما پس ميدهيم! …
در روز روشن دراستانبول و رم و ژنو و پاريس و برلين و وين ترور ميكند، شگفتا كه مجاهدين و مقاومت ايران برچسب تروريستي ميخورند!
مرحبا به دلارها و يوروهاي نفتي كه ابعاد ميلياردي آن بهروشني نشان ميدهد هيچ حكومت دست نشاندهيي در تاريخ ايران به اندازة حكومت آخوندي، منابع و عايدات كشور را به تاراج نداده است» .
از اين رو به خامنهاي كه خالي بنديهاي او لو رفته است بايد گفت، آن كس كه شيخ را ، همچون شاه ، به عقب مينشاند، درهم مي شكند و سرنگون مي سازد؛ هرگز اين يا آن دولت خارجي نبوده و نيست. اين، تنها و تنها، كار مردم ايران و برعهدة فرزندان رشيد و اشرف نشان مردم ايران است كه تاريخ را با رنج و خونشان مي نويسند و با گوشت و پوست و استخوان خود تغيير ميدهند.
همچنانكه رئيس جمهور برگزيدة مقاومت ايران براي دوران انتقال حاكميت به مردم ايران بارها گفته است، ما نه از كسي پول ميخواهيم و نه سلاح، تنها ميخواهيم كه بين ما و رژيم بي‌طرف باشند و راهبندهاي آزادي را كه پيش‌پاي ملت ما و مقاومت ما گذاشته اند، بردارند.
پايداري پرشكوه اشرفيان و جوانان دلير اشرف نشان گرامي باد
رود خروشان خون شهيدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادي ايران ضامن پيروزي محتوم خلق ماست
مسعود رجوي
13 آبان 1388