Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

در يك اجلاس بين المللي كه براي يادبود شهادت هفت مجاهد قهرمان در جريان حمله جنايت بار موشكي رژيم به ليرتي در اورسوراواز برگزار شد، طاهر بومدرا مسئول پرونده اشرف در سازمان ملل اطلاعات تكان دهنده يي درباره توطئه هاي يونامي و مارتين كوبلر عليه مجاهدين ارائه كرد.

در اين اجلاس طاهر بومدرا توضيح داد كه حادثه اخير كمپ ليبرتي از قبل طراحي شده و قابل پيش بيني بود. و «ما در اين رابطه هشدار داده بوديم. اما متأسفانه، ملل متحد بسيج شده بود تا واقعيت را پنهان كند».
وي گفت در يونامي به دستور كوبلر سناريوها و اطلاعيه هاي مطبوعاتي مختلفي تدوين شده بود تا در برخورد با هر مسأله يي اظهارات مجاهدين را منحرف كند. بومدرا فاش كرد كه وقتي من در يونامي بودم، در اين باره بحث ميكرديم كه چطور در مجاهدين «سر را از بدنه» جدا كنيم: «نقل مكان، كه در واقع نقل مكان نيست بلكه يك جابجايي اجباري است. هدف واقعي انحلال اشرفيها است. اما نميتوانيد آنها را منحل كنيد، بنابراين بايستي رهبري را از جمعيت كمپ ليبرتي جدا كنيد. اين طرز بيان و سخن ما بود، كه بقيه جمعيت هر كدام راه خود را خواهند گرفت و در طبعيت محو خواهند شد. اما رهبري دستگير خواهد شد».

متن كامل سخنراني طاهر بومدرا را در زير ملاحظه ميكنيد:

خانم رئيس جمهور، آقاي نخست وزير، خانمها و آقايان،
من اينجا هستم كه پيامي به ملل متحد در نيويورك بفرستم. آن چيزي كه خواهم گفت تنها يك يادآوري به آنها است كه آن حادثه يي كه در كمپ ليبرتي رخ داد قابل پيش بيني بود. ما در اين رابطه هشدار داده بوديم. اما متأسفانه، ملل متحد بسيج شده بود تا واقعيت را پنهان كند. خانم رئيس جمهور، بگذاريد به شما بگويم كه اطلاعيه مطبوعاتي صادره توسط يونامي و كوبلر، حتي در اكتبر 2011، پيامي بود كه ما به نيويورك فرستاديم تا بگوييم كه سازمان مجاهدين از يك دستگاه تبليغاتي بسيار قدرتمندي برخوردار است و ملل متحد بايستي خود را جهت مقابله با اين تبليغات آماده كند و آن را منحرف كند.
نماينده ويژه دبير كل ملل متحد دستور داد تعدادي سناريو تدوين شود و يك اطلاعيه مطبوعاتي پيشنويس براي هر سناريوي محتمل آماده شود. شما اطلاعيه يي را خوانديد كه بعد از قتل اشرفي ها در كمپ ليبرتي صادر شد. به انفجارهايي در كمپ اشاره شده است. معني آن چيست؟ انفجارها در كمپ؟ به اين معني است كه احتمالي وجود دارد كه خود اشرفيها باعث اين انفجارها بودند. اين كاملاً غير قابل قبول است و اتفاقاً جنايتكارانه است.
در اينجا، مايلم به كمپ ليبرتي برگردم و يك سفري به كمپ ليبرتي خواهيم داشت چون تاكنون در مورد گزارشها ملل متحد صحبت كرده ايم، در مورد شرايط زيستي در كمپ ليبرتي، اما هرگز در مورد برآورد امنيتي كمپ ليبرتي صحبت نكرديم. برآورد امنيتي بطور جدا از شرايط زيستي كمپ ليبرتي صورت گرفت. من اولين نفري بودم كه مأموريت به داخل كمپ ليبرتي را هدايت كردم، همراه با كادر امنيتي يونامي و اولين موضوعي كه به آن اشاره كرديم خود تيوالها بودند. براي كساني كه با تيوال آشنا نيستند، آنها ديوارههاي بسيار مستحكم به شكل يك T بر عكس هستند. اين تيوالها به نحوي در اطراف كمپ طراحي شدند تا تردد ساكنين را محدود كنند. بالاي تيوالها شما دوربينها را داريد، سيمهاي خاردار و دوربينها و همچنين دستگاههاي شنود. من يك متخصص امنيتي نيستم اما تيم من آنجا بود، متخصصين امنيتي آنجا بودند. آنها گفتند اين به نحوي طراحي شده تا كنترل كند، جمعيت را كنترل كند. كنترل جمعيت يعني طرحهايي وجود دارد كه در آينده عملي خواهند شد و تنها سئوال زمان است. من نميخواهم بيشتر به اين بپردازم و باز بر ميگردم. بگذاريد اظهارات كوبلر به اشرفيها را يادآوري كنم، هنگامي كه او گفت من از جانب شما امضاء كردم تا جان شما را نجات دهم، ما به او هشدار داديم كه اين كار او نجات جانها نيست. البته، دور ميز رهبري يونامي ما داشتيم در مورد جدا كردن سر از بدنه صحبت ميكرديم. نقل مكان، كه در واقع نقل مكان نيست بلكه يك جابجايي اجباري است. هدف واقعي انحلال اشرفيها است. اما نميتوانيد آنها را منحل كنيد، بنابراين بايستي رهبري را از جمعيت كمپ ليبرتي جدا كنيد. اين طرز بيان و سخن ما بود، كه بقيه جمعيت هر كدام راه خود را خواهند گرفت و در طبعيت محو خواهند شد. اما رهبري دستگير خواهد شد.
از اين جايگاه من بار ديگر هشدار ميدهم كه حملات بيشتري خواهد بود. دستگيري هايي خواهد بود، من از اين بابت مطمئن هستم. اما چرا ملل متحد سكوت كرده است؟ اين طرحها وجود دارند، ما ميدانيم. ما آنها را آماده كرديم. بنابراين، چرا ملل متحد سكوت كرده است. در واقع، افراد زيادي سئوال ميكنند چرا كوبلر آنقدر مشتاق بستن كمپ اشرف و انتقال افراد به كمپ ليبرتي است، بيش از هر كس ديگر، حتي بيشتر از خود عراقيان، چرا؟ بگذاريد به شما بگويم، اين فردي است با يك مأموريت. مأموريت يك رابطه عاشقانه بين يونامي و نخست وزير مالكي است. اين واضح است و تاكنون براي نخست وزير مالكي خوب بوده است چون او در واقع يونامي را گروگان گرفته است. به نحوي ديگر ميگويم، يونامي اجاره شده است و كوبلر دارد اين اجاره را ميپردازد. اين خود واقعيت است و ملل متحد در نيويورك دارد اين را تأييد ميكند. تنها چيزي كه براي آنها اهميت دارد اين است كه اينطور ديده شود كه سازمان ملل آنجا را پاك نگه داشته است و اينكه به يك دولت دمكراتيك و دولتي كه به حقوق بشر احترام ميگذارد وجود دارد و اكنون، ملل متحد را داريم كه به اين دولت كمك ميكند. بگذاريد به شما يادآوري كنم آن 36 اشرفي كه دستگير شده بودند بطور واقع به يك مركز بازداشت، يك زندان سري تحت نظر تيپ 56 منتقل شده بودند. اين يك تيپ بدنام و رسوا است كه مستقيماً وابسته به نخست وزير است. اين تيپ وابسته به هيچ سپاهي از ارتش نيست، بلكه متعلق به نخست وزير است. تيپ 56. اين مكان، اين مركز بازداشت يا زندان مخفي «شرف» نام دارد، نه اشرف، زندان شرف. بار ديگر، اين موضوع به قدري كنايه دار است كه چنين زندان سري شرف ناميده باشد.
آن 36 اشرفي در آنجا نگهداشته شده بودند، يعني تنها با چند متر فاصله از ويلاي نماينده ويژه دبير كل. اما با اين حال نماينده ويژه دبير كل امروز به كمپ ليبرتي ميرود و ميگويد من در مكاني زندگي ميكنم كه درست مشابه شما است. اين مرد در گمراه كردن جامعه بين المللي متوقف نميشود. او به آنها ميگويد من در مكاني مشابه شما با تيوال زندگي ميكنم. بگذاريد به شما دقيقاً بگويم كه اين مكان چگونه است.
مجتمع ملل متحد در منطقه سبز و خود منطقه سبز يك منطقه بسيار بزرگ امنيتي است. اما ساكنين ملل متحد، نخست سقف را داريد كه بسيار مهم هستند چون موشكهايي كه از بالا فرود ميآيند بطور معمول سقف را سوراخ كرده و منفجر ميشوند و ويراني ايجاد ميكنند. سقف مجتمع يونامي غيرقابل نفوذ است. يك متر كيسه شن روي سقف وجود دارد. سپس يك جداره فولادي داريد. سپس يك متر فضاي خالي داريد. سپس يك لايه ديگر كيسه شن داريد كه اين نفوذ هرگونه موشك را غير ممكن ميكند. ديوارهاي كانتينرهايي كه ما در آن سكونت داشتيم داراي ديوارهاي كيسه شن به عرض يك متر بودند كه از كانتينر حفاظت ميكردند. موشك RPG  نميتواند از اين ديوارها نفوذ كند. وقتي من ميشنوم كه نماينده ويژه دبير كل محل سكونت خود را با كمپ ليبرتي مقايسه ميكند، كمپ ليبرتي بنگالهايي دارد كه پوستة آنها بسيار نازك است. يك سرباز قوي ميتواند با يك دست به آن ضربه بزند و آن را بشكند. اما بدترين موضوع، تراكم بالاي جمعيت در نيم كيلومتر مربع است. تراكم بالا آن چنان آنها را آسيب پذير ميكند كه اگر يك سنگ از بيرون ديوارها به داخل بندازيد، حتماً به نفري آسيب ميرسانيد. اين مكان بسيار شلوغ و خيلي متراكم است.
بنابراين، اين مسائل براي ملل متحد مخفي نيستند. اين موارد به نيويورك گزارش شده اند. اما ما به اشرفيها ميگوئيم كه شما را به جايي ميبريم تا جان شما را نجات دهيم. اگر اين نجات جان آنها است، من كه مانده ام، و بسيار سخت است كه ببينيم ماليات دهندگان آمريكايي، فرانسوي و آلماني به برقراري چنين سيستمي كمك ميكنند تا اشرفيها را آزار داده و چنين قساوتي در اشرف و كمپ ليبرتي مرتكب شوند.
من ميخواهم بگويم تا وقتي افراد مسئول پرونده اشرف در حال گمراه كردن جامعه بين المللي هستند، و جامعه بين المللي حرف آنها را جدي تلقي ميكند، بار ديگر جنايات جدي در كمپ ليبرتي صورت خواهد گرفت. اما چگونه اين را متوقف كنيم؟ براي من بسيار واضح است. تا زماني كه ساختار فعلي يونامي برقرار است، قتل عامهاي ديگري خواهد بود، و مخفي كاري هايي خواهد بود. گزارشهاي حقوق بشر، و من اين را در برابر كنگره گفتم، اين گزارشها دستكاري شده اند. ما گزارشها را آماده ميكرديم با اين هدف كه مالكي عصباني نشود. اين گزارشها قبل از اينكه علني شوند در ژنو و نيويورك بازبيني و اصلاح شده و آنها حرف آخر را ميزنند. هر چيزي كه ممكن است مالكي را عصباني كند پاك ميشود. اين نحوه كاركرد ما در يونامي بود.
من يك نكته ديگر در مورد رسانه ها و پاتك تبليغات مجاهدين خلق اضافه ميكنم. دفتر روابط عمومي يونامي اين را وظيفه روزانه خود گذاشت كه بطور روزمره همه اطلاعات منفي گزارش شده عليه اشرفيها كه در عراق يا در خارج آن منتشر شده را سر جمع كند و يك گزارش تهيه كرده براي همة مراكز سازمان ملل بفرستد تا ببينند كه مطبوعات در مورد اشرفيها چگونه گزارش ميدهند. اين يك كار عمدي براي ضربه زدن به اشرفي ها است. من نكات مهم زيادي براي گفتن، نه به حضار در اينجا بلكه به نيويورك دارم. ميخواهم با اجازة خانم پرزيدنت  به صورت خيلي خلاصه مقايسه اي در رابطه با پيدا كردن راه حلها انجام دهم. اين مقايسه اي است با يك كمپ مشابه در عراق به نام كمپ مخمور.  كمپ مخمور جايي است كه 11000 نفر از اعضاي پ ك ك، حزب كارگران كردستان در آن زندگي ميكنند. آنها در كمپ مخمور زندگي ميكنند. آنها مسلح هستند. آنها يك گروه مسلح هستند كه با تركيه مي جنگند. اين گروه بطور آزاد با سلاحهاي خود در كمپ راه ميروند. هيچ كس مزاحم آنها نميشود. وقتي سازمان ملل ميخواست به آنها رسيدگي كند، كميساريا طي سه ماه همه آنها را ثبت نام كرد و وضعيت آنها را عادي كرده و به آنها مدارك سفر داد. به آنها اين حق را دادند كه در عراق تردد كنند. به آنها اين حق را دادند كه كارهاي انتفاعي  انجام دهند. به آنها همچنين مدارك سفر داده شد تا به خارج از عراق سفر كنند، تا آنها كه ميخواهند دنبال تحصيلات بروند يا به عنوان توريست سفر كنند. اين وضعيت كمپ مخمور است. من شخصا اين موضوع را با كميساريا مطرح كردم و پرسيدم علت اين استاندارد دوگانه چيست؟ ما در اينجا در اشرف، جمعيتي را داريم كه سالها پيش خلع سلاح شدند،كه توسط آمريكا و همچنين عراق تاييد شده است، و حالا يك جمعيت مدني غير مسلح است. اينجا اما يك گروه مسلح داريم، بطور علني سلاح حمل ميكنند و از حفاظت برخوردار هستند. مخمور هم به عنوان يك كمپ پناهندگي رسمي اعلام ميشود. بنابراين، وقتي از اين استاندارد دوگانه سئوال ميكردم، هيچ پاسخي به سئوالم دريافت نكردم. من ميخواهم بگويم كه در مورد اظهاراتم مسئوليت ميپذيرم و توپ در زمين نيويورك است. آنها بايستي فوراً يك هيأت تحقيق اعزام كنند كه نه تنها در مورد شرايط اين قتل عام تحقيق كند، بلكه همچنين در مورد نحوه اداره اين موضوع توسط يونامي و كوبلر تحقيق كنند. اين يك گزينه است. گزينه دوم، آنها ميتوانند اين اظهارات من را به عنوان توهين و افترا به ملل متحد تلقي كنند و مرا به دادگاه ببرند، سكوت يك راه حل و يك پاسخ به مساله نيست. من يك شاهد هستم و مسئول اظهاراتم هستم. من را به دادگاه ببريد يا يك هيأت تحقيق اعزام كنيد. اما سكوت غيرقابل قبول است.

خواهران و برادران، خيلي سخت است كه تجربه 3،5 ساله خودم در اشرف را با شما در ميان بگذارم. به همين دليل است كه من با سئوالات متعددي مواجه بودم و فكر مي‌كنم كه ضروري است امروز آنها را براي شما روشن سازم. و با روشن ساختن آنها براي شما من همچنين دارم پيامي به نفرات در نيويورك مي‌فرستم. اميدوارم كه آنها از تجاربي كه تا بحال در اشرف و كمپ ليبرتي داشتيم درس بگيرند. مي‌خواهم در مورد وضعيت در كمپ ليبرتي براي شما سخن بگويم تا ببينيم كه آيا ادامه حضور آنها در آنجا واقعي و عملي است يا نه و اينكه راه حلهاي ديگر چيست. همانطور كه مي‌بينيد اين دايره قرمز كمپ ليبرتي است. اين ورودي اصلي به كمپ ليبرتي است كه دو بي ام پي (زرهيهاي روسي) در آنجا مستقر هستند. اينجا محل هاليبرتون (KBR) است كه قرار بود در ادامه كمپ ليبرتي باشد اما در نهايت عراقيها از اتصال آن به كمپ ليبرتي امتناع كردند. اين محل كاخ سفيد نام دارد. كاخ سفيد محلي است كه كميسارياي عالي پناهندگان با اشرفيها را در آن مصاحبه‌ها انجام مي‌دهد. در اين پايين مقر نيروهاي واكنش سريع وجود دارد. درست در همين نقطه. بنابراين وقتي كه به آن طرف كاخ سفيد مي‌رويم در سمت چپمان مقر نيروهاي واكنش سريع را مي‌بينيم. و پشت آن آكادمي نيروهاي پليس است و تمام منطقه از امنيت بالايي برخوردار است. براي توضيح بايد بگويم كه هيچ امكاني وجود ندارد كه حتي سازمان ملل با خود يك سوزن داخل كمپ ليبرتي ببرد و نمايان نشود. همانطور كه مي‌بينيد كل اين مجموعه نسبت به حملات بسيار آسيب پذير است، بخصوص كه همانطور كه مي‌دانيد نيروهاي پليس و ارتش عراق يكدست نيستند. شرايط پيچيده‌اي در درون نيروهاي پليس و ارتش وجود دارد. دفتر نخست وزيري طرحهايي دارد، و آنها از واژه ”به هر وسيله ممكن” استفاده مي‌كنند، كه اين افراد بايد از كشور خارج شوند. حالا ببينيد وضعيت امنيتي به چه صورت است وقتي كه هيچ راه خروجي براي اين افراد وجود ندارد اما اين مجموعه در برابر حملات بسيار آسيب پذير است. حملات از همه جهات. بسيار ساده است كه از اين نقطه خمپاره شليك شود. وقتي كه خمپاره‌اي در درون كمپ منفجر مي‌شود، شما مي‌توانيد مشاهده كنيد كه چقدر اين محل فشرده است، وقتي كه خمپاره منفجر مي‌شود، افراد هيچگونه پناهگاهي ندارند. بايد يادآوري كنم كه در مقر يونامي تعدادي پناهگاه  وجود دارد به محض اينكه اتفاقي مي‌افتد افراد به داخل اين پناهگاه‌ها مي‌روند و بلافاصله حفاظ مناسب اتخاذ مي‌كنند. در چنين محلي هيچ جايي براي حفاظ گرفتن وجود ندارد. ساختمانها و بنگالها ديواره‌هاي نازكي دارند، بنابراين پناهگاه نيستند. جاي ديگري هم براي پناه گرفتن وجود ندارد. بنابراين هر حمله خسارات جدي ببار خواهد آورد. اما آيا ما خواهيم گفت كه اين مكان به عنوان يك مكان راحت براي نگهداري اين افراد خواهد بود؟ در زبان فرانسوي ما مي‌گوييم: اين به اصطلاح موقتي است كه طول مي كشد. و طول خواهد كشيد. اين وضعيت ادامه دار خواهد بود، چرا كه من قبل از جابجايي شروع به بررسي كردم كه ما چند نفر را مي‌توانيم از  عراق خارج كنيم. من اين بررسي را رو در رو با تصميم گيرندگان سفارتها در بغداد انجام دادم. من از هر سفارت در بغداد با لسيتي در دست سئوال كردم كه شما چند نفر را مي‌توانيد قبول كنيد و من مي‌توانم به شما آمار دهم: ايالات متحده آمريكا، من حاضر به پذيرش بيش از 6 نفر نيستم. دو تن از آنها تا كنون رفته‌اند. بنابراين 4 نفر باقي مي‌مانند كه ممكن است برده شوند، به شرط اين كه در فرودگاه امضاء دهند كه به محض ورودشان به آمريكا دستگير خواهند شد. در آخرين نوبت اين شرايطي بود كه وجود داشت. وقتي آنها را به فرودگاه برديم به آنها سندهايي را دادند كه امضاء كنند كه به محض رسيدن دستگير خواهند شد، و مرد جوان حاضر نبود آن را امضاء كند بنابراين وي را به اشرف بازگرداندند. فرقي بين جمعيتي كه تابعيت يك كشور ثالث را دارا هستند و كساني كه ما در سازمان ملل به آنها وابستگي به كشور ثالث مي‌گوييم، وجود دارد. وابستگي به اين معني است كه در زمان معيني آنها در آنجا زندگي مي‌كردند و يا وضعيت پناهندگي منقضي و غيره دارند. ما حدود 900 نفر با چنين وضعيتي داريم و من با ديپلوماتها در بغداد رو برو مي‌شدم و به آنها مي‌گفتم كه آيا اين افراد واجد بازاسكان شدن هستند يا نه. حتي يك سفارت حاضر نيست حتي يك نفر از كساني كه ما به آنها افراد داراي وابستگي مي‌گوييم را قبول كند. بنابراين با كمي بزرگ نمايي، اگر آمار و ارقام را كنار هم بگذاريم، بجزء چند نفري كه داراي تابعيت هستند، هيچ بازاسكان به كشور ثالثي وجود نخواهد داشت. و اكثر نفراتي كه داراي تابعيت هستند تا بحال رفته‌اند. بنابراين ما با وضعيتي مواجه هستيم كه همه در سفارتها در بغداد فكر مي‌كنند و آرزوهايي در سر ميپرورانند كه حتماً راه حلي خواهد بود، اما هيچ كس حاضر نيست براي چنين راه حل موثري قيمت بدهد. وقتي كه من از سوئديها سئوال كردم كه چند نفر را مي‌توانيد به سوئد ببريد؟ گفتند صفر. هلنديها چند نفر؟ صفر. آلمانيها؟ ما مي‌دانيم كه تقريباً 400 نفر داراي وابستگي به آلمان داريم، و حتي خود آقاي كوبلر اذعان كرد كه آنها از وي بهتر آلماني صحبت مي‌كنند، اما آلمان، سفارتش و خود سفيرش به من گفت كه آلمان آماده قبول كردن هيچ كس بجزء 12 مورد نيست. و آنها هم قرار نيست به آلمان برده شوند بلكه بررسي خواهند شد. و من به وي گفتم كه يعني چي كه بررسي شوند آنها داراي تابعيت هستند. آنها گفتند نه، نه، نه مشكلاتي در رابطه با قوانين مهاجرت وجود دارد و هر تصميمي كه اتخاذ شود از طريق پروسه قضايي خواهد بود. فرانسه. فرانسه آماده پذيرش حتي يك اشرفي نيست. اين سفارت فرانسه است. من با آنها تماس گرفتم، با آنها نشستم و موضوع را به تفصيل با آنها در ميان گذاشتم. آنها آماده پذيرش حتي يك مورد هم نيستند. ديگر كي؟ انگليس. آنها ادعا كردند كه بدون در نظر گرفتن افراد داراي تابعيت، 52 كيس افراد داراي وابستگي وجود دارد. اما انگليس آماده قبول كردن هيچ يك از آنان نيست. بنابراين راه حل چيست؟ عراقي‌‌ها مي‌گويند كه ما به هر طريق ممكن آنها را اخراج خواهيم كرد و شما عواقب آن را مي‌بينيد.
ما بايد آنها را جدي بگيريم. آنها به هر چيزي دست خواهند زد. به چه معني؟ كشتارهاي بيشتري خواهد بود. و چرا اينطور است؟ دولت عراق تلاش خواهد كرد كه جامعه بين‌المللي را وادار كند كه اين افراد را بپذيرد. جامعه بين‌المللي مي‌گويد كه نه اين كار را نخواهيم كرد. عراقي‌ها دوباره ضربه خواهند زد، دوباره كشتار خواهند كرد تا جامعه بين‌المللي را وادار به انجام كاري كنند و هيچ كس حاضر نيست كاري بكند و كشوري كه در برابر اشرفي‌ها اولين مسئوليت را دارد، كشوري است كه به آنها استاتوي افراد حفاظت شده تحت كنوانسيون چهارم ژنو را داد كه ايالات متحده است. آيا ايالات متحده آماده است كه الگويي شود و اين افراد را بپذيرد؟ نه حاضر نيست. بنابراين راه حل چيست؟ آيا آنها را در كمپ ليبرتي نگه خواهيم داشت تا در معرض خطرات واقعي باشند؟ راه حلهاي ديگر در عراق چيست؟ راه حل كمپ اشرف است. در اشرف پناهگاه وجود دارد. تراكم جمعيت در كمپ اشرف كمتر است. 36 كيلومتر مربع قابل مقايسه با نيم كيلومتر مربع نيست. بازگشت به اشرف در حالي كه به دنبال راه حلي هستيم، براي سلامت و امنيت افراد است.بايد به اين افراد مكان امني بدهيم. به اثبات رسيده كه كمپ ليبرتي مكان امني نيست بلكه قتل گاه است. مكان امن بازگشت به اشرف است. در اين رابطه مشكلاتي وجود دارد. مالكي هرگز حاضر نيست كه اين را بپذيرد. وي همچنين در دسامبر سال پيش گفته بود كه ما كمپ را خواهيم بست اما تحت فشار بين‌المللي نظر خود را عوض كرد و زمان را تمديد كرد. بنابراين فشار نتيجه مي‌دهد و اگر ما فشار بيشتري بگذاريم، امكان بازگشت به اشرف به عنوان يك مكان امن، وجود دارد. اين يك ضرورت است براي اينكه جان افراد را نجات دهيم. كمپ ليبرتي مكان امني نيست و ساكنان را در معرض خطرات جدي قرار مي‌دهد. اين هم گواه آن. ما بايد اين پيام را به جامعه بين‌المللي، به سازمان ملل و به ايالات متحده برسانيم كه تا زماني كه جامعه بين‌المللي به دنبال يك راه حل پايدار است، اين افراد بايد به مكان امني باز گردانده شوند. من از شما متشكرم.