وقتی تو باغبان باشی
شکوفه می شوم، گل می دهم
تازه و شاداب و پر طراوت
نهری می شوم و زمزمه کنان
در دشت جاری می گردم
و ورود خزان به باغ را
ممنوع می کنم

صفحه9 از214