«شادروان علی‌اکبر دهخدا، نویسنده آزادیخواه و منتقد اجتماعی عصر مشروطیت و ادیب و محقّق معروف روزگار ما، از چند نظر درخور توجه است و سیمایی درخشان دارد. از این رو غور در آثار فکری و قلمی و پژوهشهای او ناگزیر در زمینه‌های گوناگون تواند بود. بی‌گمان این توفیق به ‌ندرت نصیب اشخاص می‌شود که وجود آنها از چند جهت منشأ اثر و بارور باشد و دهخدا را باید از این گونه افراد کم‌نظیر و ارجمند به شمار آورد.

«هنگامی که نویسندۀ این سطور جویای احوال مربّی و معلم‏ بزرگوار خود سید محمد اشرف‏زاده بود تا پس از مدتی مسافرت‏ و دوری به خدمتش شتابد، از درگذشت این مرد شریف آگاهی‏ یافت و از این خبر ناگهانی، سخت، اندوهگین شد. به خصوص‏ که وی بر بنده حق تعلیم و تربیت بسیار داشت و هیچ‏گاه‏ مهربانی‏ها و بزرگواری‏های او از یادم نرفته است.

«برحسب اتّفاق، این روزها کلیّات سعدی را ورق می زدم که ماه اردیبهشت با نام سعدی گره خورده است. به این قصیدۀ معروف رسیدم که گمان می کنم بهترین قصیدۀ زبان فارسی باشد.