نور و ظلمت جانمایه فرهنگ و باورهای ایران زمین است. آریایی ها، از کهن ترین دوران، دنیا را بر مدار کشاکش نور و ظلمت استوار می دیدند. نور، یاریگر و مددرسان و پشتیبان انسان، و تاریکی، آزاررسان و دشمن آشتی ناپذیر او.

 «... در دوره رضا شاه کانونی به نام "کانون پرورش افکار" به وجود آمد که می خواستند افکار را پرورش بدهند مثل گلی که در گلدان مثلاً پرورش داده می شود. این پرورش افکار را خیلی کوشش کردند که هم برای کوچک ترها و هم برای جوانان قالبگیری کنند و چیزهایی را به ذهن جوانان منتقل کنند. مفاهیمی مثل احترام به پرچم و ملیّت و میهن و اینها را عرضه کردند ولی چیزهای دیگری را هم در کنار این ها به نام اطاعت از قانون و حکومت را هم قاطی می کردند که به هر حال به تثبیت حکومتهای زمان کمک می کرده است... در دهه ۴۰ "کانون پرورش فکری [کودکان و نوجوانان]" که درست شد در واقع از همان نام کانون پرورش افکار زمان رضا شاه استفاده کرد ولی شیوه یی متفاوت داشت.

روزنامۀ «ملانصرالدین»

جلیل محمدقلی زاده


میرزا جلیل محمدقلی زاده اولین شمارۀ روزنامه «ملانصرالدین» را در هفتم آوریل ۱۹۰۶ در تفلیس (پایتخت و بزرگترین شهر گرجستان) منتشر کرد. وی سالها بعد در بخشی از خاطراتش در این باره نوشت: «… بعد از آن که موقعیت پیش آمد، احزاب آزادی طلب آن روزی، حمله خود را علیه حکومت نیکلا [تزار روس]، که در سایه جنگ ناتوان گشته بود، آغاز کردند. آنگاه ما نیز با استفاده از این موقعیت، در اندیشه ایجاد زمینه یی برای خود برآمدیم تا بتوانیم در آن درد دل خود را بازگو کنیم.

 «… من زمانی به مقاومت پیوستم که خمینی انقلاب را سرقت کرده بود. دیدم که در کردستان جنایتها شروع شد. قلبم برای هموطنانم می ‌تپید. روزی نبود که به فکر کشورم نباشم. برایم سرنوشت مردمم و مبارزینی که برای مردم می ‌جنگیدند، مهم بود ... اگر من مبارزه نمی‌کردم، تا به‌ حال مرده بودم. مبارزه چیزی است که آدم را زنده نگه می‌دارد… مبارزه، زیباترین نوع زندگی است…
 اگر هزار بار هم برگردم، تصمیماتی که گرفتم درست بوده و من تا آخرین لحظۀ حیاتم در کنار این مقاومت بوده‌ ام و بزرگترین افتخارم است… بیشتر از هر جایزۀ دیگری که گرفتم، جایزۀ اصلی همان عضویت در شورای ملی مقاومت و در کنار مجاهدین بودن است».

صفحه4 از74