هفته ها است که دیگر از الدورم و بلدرم های « مقام معظم» خبری نبود. شاید این سکوت عمدی و معنا دار ترجمان همان «سکوت علامت رضا» برای بحران ها و مجموعه ضرباتی است که دیکتاتوری ولی فقیه از داخل و جامعه بین الملل دریافت کرده است.

روزهای غرورآفرینی را می گذرانیم. شاید که باید که این روزها با هم تلاقی کنند که عظمت آنها را بیشتر درک کنیم. سالروز قتل عام های سال ۶۷، سالروز حماسه جاودانگی اشرف، پنجاهمین و دومین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین و شاید مهمتر از همه بقای سازمان مجاهدین به عنوان مهمترین پایه مقاومت ایران. حتما که تاریخ در این مورد به قضاوت خواهد نشست و روزهائی خواهد آمد که داستان پایداری مجاهدین همچون قهرمانان افسانه ای فردوسی نقل خواهد شد.

ای مجاهد!
امروز پنجاه و دومین سال تاسیس سازمان تو و چهلمین سال پیوستن من به صفوف شما و فعالیت و عضویت در بخش های متفاوت در این ائتلاف است. درست چهل سال پیش با اوج گیری انقلاب ضد دیکتاتوری سلطنتی در سال ۵۷، ما بخشی از دیپلماتهای مصدقی وزارتخارجه، یک تحصن شبانه روزی چندماهه، در تالار آینه وزارتخارجه، باشرکت ده ها همکار، تشکیل دادیم.

هنوز هم گاهی که مهتاب بر زمین می تابد و آسمان شب در جاده ی شیری از جهش ستاره های دنباله دار سرشار می شود، من نیز با تماشای هر یک از آنها خیال می‌کنم که روح کسی اکنون از جسم او عروج کرده و به ستاره اش پرکشیده است؛ از بس که در کودکی برایم گفتند هرکس برای خود در آسمان ستاره ای دارد و پرواز هر ستاره ی دنباله دار، به معنای مرگ یکیست که روحش از جسم گریخته و به ستاره ی خود بازمی‌گردد.

صفحه5 از686