Pin It

نظام آخوندی از سر تا پا غرق در فساد است.

خودشان می گویند "سرطان فساد!". یعنی که فساد مثل سرطان تمام اعضاء و ارکان نظام را فرا گرفته و هیچ دارو و معالجه و جراحی قادر به نجات این جسم سرطانی نخواهد بود. به زودی این رژیم از درون متلاشی خواهد شد و قلبش از کار خواهد ایستاد. در نظامهای فاسد، احزاب و دسته بندیهای سیاسی تبدیل به باندهای مافیایی می شوند که به هیچ وجه حاضر به دست کشیدن از سهمشان از قدرت و پستها و موقعیتهای درآمدزا نیستند. همین حفظ منافع و سهم قدرت به هر قیمت، کارشان را به درگیری می کشاند؛ که کشانده. هریک از این "دسته جات"، بخشی از قدرت را در اختیار دارند. هیچ کدام به راحتی و از روشهای قانونی و دموکراتیک (نظیر انتخابات )، قادر به کنار زدن و حذف دیگران نیستند. اما نظام با چنین درجه ای از فساد قادر به ادامه حیات نخواهد بود. و البته در این میان نیروهای مبارز و مردم همچنان برای خلاصی از دست این جنایتکاران و غارتگران در مبارزه اند و بها می پردازند.

در تاریخ کشور ما هرگاه که کشور دچار چنین وضعیتی بوده، کار به حمله خارجی و نابودی بخش اعظم ثروت و جانهای هموطنان بی گناه و تجزیه کشور کشیده شده است. نمونه هایش شرایط و فسادی بود که به حمله چنگیزخان در زمان سلطان محمد خوارزمشاه و یا حمله محمود افغان در دوران سلطنت شاه سلطان حسین صفوی منجر شدند. قابل ذکر است که بسیاری از تحلیلگران و تاریخدانان ایران، وضعیت خامنه ای را به شاه سلطان حسین بیشتر شبیه می دانند.
اما در شرایط فعلی چشم انداز آینده و سناریوهای متصور برای پاشیدن نظام، تعدادشان محدود است:

یک سناریو اینست که مردم به کمک و با رهبری اپوزیسیون توانمند و جدی و جان برکف، قیام کنند و همه دسته بندیها و تمامیت نظام را به زباله دانی تاریخ بیندازند و از شر این جنایتکاران خلاص شوند.

سناریوی دیگر کشیده شدن کشور به یک جنگ وحشتناک داخلی است. جنگی که از یکطرف بین باندهای حاکم؛ بر سر قدرت و ثروت به راه می افتد و از طرف دیگر بین مردم و بخصوص اقلیتهای قومی (که سالها سرکوب شده اند) با حکومت مرکزی. جنگی که بسیار وحشتناک و ویرانگر خواهد بود. و تنها در صورتی که یک اپوزیسیون و نیروی ملی انقلابی جان برکف در صحنه باشد میتواند به سرعت با نابودی جنایتکاران حاکم و بدون آنکه کشور تجزیه شود به پایان برسد.
و این اپوزیسیون و نیروی انقلابی و ملی همان مقاومت ایران یعنی شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق است که اگر نبودند صحنه شکل دیگری می داشت.

سناریوهای دیگری را هم البته میتوان در نظر داشت. اما در هر صورت و با هر سناریویی حضور نیروی پیشتاز و اپوزیسون انقلابی توانمند، کشور را از افتادن به ورطه یک جنگ داخلی طولانی و تجزیه نجات خواهد داد.

بنابراین میتوان به جرات مدعی شد که شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق تنها تضمین موجود برای خلاصی مردم از دست جنایتکاران حاکم و مانع اصلی تجزیه شدن کشور به خاطر بی لیاقتی و فاسد بودن نظام حاکم است. و به همین دلیل شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق گنجینه های بی بدیل ملی، در شرایط فعلی کشورمان ایران هستند. حفظ آنها و حمایت از آنها یک وظیفه ملی است.