Pin It

چند روز پیش نامه خانواده ساکنان کمپ لیبرتی ساکن در اروپا و آمریکا از سیمای آزادی پخش شد که در آن خواستار دیدارعزیزانشان در کمپ لیبرتی بعد از موشک باران اخیر لیبرتی شدند. آنها نوشته بودند: «بسیاری از ما در فاصله سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ که حفاظت اشرف دست دولت آمریکا بود، به اشرف رفته ایم و آزادانه با فرزندانمان دیدار کرده و تا زمانی که مایل بودیم نزد آنها ماندیم، اما از سال ۲۰۰۹ که دولت آمریکا به طور غیر قانونی حفاظت فرزندان ما را به دولت مالکی، یک دست نشانده رژیم ایران، منتقل کرد، برغم این که بارها از سفارتخانه های عراق درکشورهای محل سکونتمان، درخواست ویزای سفر به عراق برای دیدار فرزندانمان کرده ایم، اما دولت عراق از دادن ویزا به ما خود داری کرده است».

با خواندن این نامه ذهنم دنبال سالهای گذشته و ماجراها و حوادثی که در این باره بوقوع پیوست رفت .یادم آمد که وقتی رژیم سابق عراق سقوط کرد و دربهای اشرف به روی خانواده های مجاهدین باز شد و به ا شرف آمدند، رژیم فهمید قافیه را باخته وعقب افتاده لذا دست به کارشد و مزدوران خود را تحت نام خانواده به اشرف فرستاد ولی مجاهدین بازهم از آنها استقبال کرده و خیلی از آنها که ازطرف رژیم ماموریت داشتند با اولین برخورد با مجاهدین,پته رژیم را رو کرده و فاش کردند که پشت صحنه چه توجیهاتی شده اند و ... بعد صحنه عوض شد ورژیم دیگر به اصطلاح خانواده های نزدیکتر به خودش را فرستاد و به آنها هم سفارش کرده بود که اصلا وارد مقر مجاهدین که اشرف باشد نشوند و بخواهند که بستگان آنها بیرون از اشرف به ملاقاتشان بیایند .مجاهدین که به توطئه رژیم پی برده بودند ایستادند و گفتند خانواده اگر میهمان است و ریگی از اطلاعات بدنام آخوندی به کفش ندارد بیاید داخل اشرف تا ما برسم خودمان از آنها پذیرایی کنیم کجای دنیا میهمان درخارج از خانه پذیرایی میشود و ملاقات میاید؟ و اگر مزدوراست و برای ماموریت آمده ما را با او کاری نیستو باج به شغال نمیدهیم.
اینجا دیگر ماهیت این خانواده های وزارتی رو شد و پرده ها کنار رفت و روزها و ماهها با تور رژیم و پذیرایی مزدوران عراقی بساط بلندگوها و شکنجه روانی مجاهدین مستقر در اشرف توسط همین خانواده های وزارتی برقرار شد و به اصطلاح همین خانواده ها بودند که نوید گلو پاره کردن و بدار زدن عزیزانشان! و به خاک و خون کشیدن اشرف را میدادند که باید گفت الحق به تعهد شان به رژیم رسیدند و حملات خونین در اشرف در روزهای ۶-۷ مرداد و ۱۹ فروردین و موشک باران اخیر لیبرتی همانطور که بارها و بارها مقاومت ایران اعلام کرده فقط و فقط با زمینه سازی این مزدوران بوقوع پیوست، وهیچکس مانند آنها نمیتوانست به این شکل جواز حمله را صادر کند.
ولی چرا رژیم اینکارها را میکند ؟
واقعیت این است که مسله رژیم دیدار خانواده و ...نیست و تنها انگی که به این رژیم جنایتکارکه مادر ۷۰ ساله یا دختر ۱۳ ساله را اعدام میکند ویا روزانه هزاران دختر و پسرزیر ۱۰ -۱۲ سال که باید پشت میز مدرسه باشند در کارگاهها و یا در خیابانها درحال انجام کارهای سخت و طافت فرسا هستند ویا بدلیل نداشتن معاش روزانه خرید و فروش میشوند ,این چیزها نمیچسبد.راستی چرا دراین گونه موارد چیزی نمیگوید آیا نمیداند و نمیبیند ویا نمیخواهد که ببیند؟
عاطفه و محبت و مقولاتی ازاین قبیل با رژیم آخوندی مثل مار و پونه است.
خانواده برای رژیم فقط وسیله ای برای اجرای مقاصد شوم و جنایتکارانه اش علیه تنها هماوردش که مجاهدین ساکن در لیبرتی باشد است والا خانواده کجا و این جلادان تشنه به خون کجا ؟ و رنگ و لعاب عاطفه و خانواده به آن میدهد تا جامعه جهانی را که از پشت صحنه آنها خبرندارند فریب بدهد.
اگرواقعا رژیم مشکلش دیدارخانواده هاست باید پرسید پس چرا شهید علی صارمی را بعد از بازگشت ازاشرف و دیدار پسرش دستگیرو بعد اعدام میکند؟ چرا شهید محسن دگمه چی را بعد از دیداردخترش در بازگشت از اشرف دستگیروعلیرغم اینکه به بیماری سرطان مبتلا بود از درمانش جلوگیری شد ونهایتا زجرکش شد ؟چراعلی معزی در زندان است جزاینکه تنها جرمش این است که پدردو مجاهد اشرفی ساکن در لیبرتی است ؟ودر این مدت بارها به سلول انفرادی منتقل و مورد شکنجه‌های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفته است. و با وجود ابتلا به سرطان از انتقال او به بیمارستان و درمانش جلوگیری میکنند.
پرواضح است که نه درد رژیم دیدار خانواده هاست و نه انسانیت سرش میشود، چون اگر بود پس چرابه خانواده های ساکن در اروپا وآمریکا ویزا نمیدهد؟، چرا خانوادهای واقعی مجاهدین را به محض دیدار میکشد و شکنجه و زندانی میکند؟ چرا که میداند با پیوند مجاهدین با ملاء واقعی شان دیگرهیچ جایی برای او و توطئه هایش نیست و پیوستن روزافزون خانواده ها و دوستان و آشنایان به این جنبش آزادیخواهانه شروع میشود ودیگر جایی برای اوو جنایاتش باقی نخواهد ماند و از ایران زمین جارو خواهد شد.