flag
۱۷ دي، ۱۳۸۷ - January 6, 2009

جنگ گرگها وصف آرايي دردرون نظام معيوب ومعلول ولايت فقيه!- سيد صبا حسيني

در دوران انحلال و اضمحلال رژيم آخوندي، هر ضربه يي به دولت گماشته خامنه اي (چه از ناحيه مقاومت و جامعه بين المللي و چه به دليل تشديد تضادها و جنگ قدرت گرگهاي درون نظام) به درستي تقابل با عمود خيمه نظام و باند پاسدار تروريستي او مي باشد.

در جريان افتضاح پاسدار کردان از انتخاب تا استيضاح و بر کناري او، ما با شرايط بسيار حساس و مهمي در تعادل قواي دروني رژيم و صف بندي و سنگربنديهاي جديدي مواجه شديم. در يک جمله، بلوغ تضادهاي آشتي ناپذير و شکافهاي غيرقابل بسته شدن دروني رژيم از دواير متحدالمرکز گذشته و به مرکز ثقل آن رسيده است. اينک حقيقتي استراتژيک خود را به همه طرف حسابهاي فاشيسم آخوندي، چه در درون نظام و چه بيرون از آن نمايان ساخته. هر چه رژيم تک پايه تر شده، درجه ضعف و سرعت انحلال و اضمحلال آن در مسير سرنگوني تشديد مي شود. اينک تنها راه چاره و چشم انداز منطقي براي بقاي باندهاي دروني نظام ولي فقيه، عبور از دولت احمدي نژاد و سرشاخ شدن مستقيم با عمود خيمه نظام براي سهم بيشتر در قدرت است.
جنگ گرگها از اين به بعد نه در بيرون از بيت ولي فقيه بلکه اساساً در داخل آن و مستقيماً خلاف اصل نظام يعني ولايت فقيه اوج مي گيرد.

جراحي اولين مهره دست نشانده ولي فقيه جراح!
نکته قابل توجه در اين است که باندهاي دروني بيت خامنه اي در جريان تمامي جزئيات و مختصات و موقعيت بن بست کل نظام قرار دارند و زودتر از خيليها به شکست خط ولي فقيه واقف و مطلع مي باشند. اين باندها در هراس از سقوط محتوم در چنبره يي از بحرانهاي فراگير نظام بالاجبار در اين مرحله راهي جز لگد زدن به اتوريته و توصيه ها و نصايح خامنه اي که در قيد حيات و نشسته برصندلي ولايت فقيه است ندارند و نافرماني از او و چپه کردن ميزي که او چيده را ولو با تمام عواقب آن، شانسي براي به دست آوردن سهم بيشتر از قدرت و راه فرار خود از اين تنگناها مي دانند.
خبرگزاري حکومتي ايرنا16 مرداد87: نقل قول رئيس جمهوري از مقام رهبري در باره بعضي از اعضاي پيشنهادي مربوط به کابينه (پاسدار کردان)، خلاف واقع نيست و مضمون آن چه ايشان ذکر کرده اند«عدم مخالفت» است... بنابراين «بهرام که گور مي گرفتي همه عمر ديدي که چگونه گور بهرام گرفت؟»
واين چنين شدکه خامنه اي که براي حمايت از گماشته اش طي اين سالها تيغ به کف به حذف وجراحي باندهاي دروني رژيم پرداخته و هيچ خدايي را بنده نبود، در نهايت ضعف و استيصال نه تنها از اين مهره و دولت دست نشانده اش حمايت جدي نکرد و سکوت نمود، بلکه خود احمدي نژاد هم با عدم حضور براي دفاع از وزير منصوب خود در جلسه استيضاح و تنها گذاشتن او در قتلگاه مجلس و به دم تيغ باندهاي رقيب سپردن او بار ديگر ثابت کرد که هم خط و نشان کشيدنها و تهديد و ارعابهاي ولي فقيه و هم عربده کشيهاي جنگ طلبانه و ابلهانه پاسداران گماشته اش تا کجا پوشالي، دجالانه، ضعيف، شکننده و ضربه پذير هستند. البته اين ناتواني همين يك نمونه نيست و چندي پيش همگان ضعف و استيصال رژيم را در برخورد با اعتصاب بازاريان ديده و تجربه نموده بودند كه چطور مفتضحانه مجبور به عقب نشيني شد.
واقعيت اين است که موجوديت نظام از روز اول بر مبناي اصل ولايت مطلقه فقيه پايه ريزي شده است. اصلي كه هر گونه ضربه وخدشه به آن خط قرمز ومرز درون و بيرون يا خودي و غيرخودي و در نهايت محک دوست و دشمن کليت فاشيسم آخوندي است. خامنه اي نيز در وحشت از بحران کردان خطر را به باندهاي دروني اش چنين متذکر شده و با لحني تهديد آميز خطاب به آنها مي گويد که
..... اين دستاوردهاي نظام اسلامي، به راحتي محقق نشده است كه عده يي بخواهند به دليل اغراض شخصي و دشمني با دولت، در اصل نظام خدشه وارد كنند.

خامنه اي ولي فقيه يا فرمانده دسته سرکوب و...؟
همزمان با افتضاح جراحي پاسدار کردان و ضربه دردناک از درون بيت ولي فقيه به عمود خيمه نظام، سرکرده مرتجعين شياد آخوند رفسنجاني که در دور قبلي انتخابات توسط خامنه اي حذف و از دور خارج شده فرصت را براي انتقام گيري از ولي فقيه مغتنم شمرده و در هنگامه جنگ گرگهاي باند خامنه اي علت تمامي بي کفايتيها و خرابکاريهاي دولت را به گردن ولي فقيه انداخته و او را مسئول عدم نظارت باند جراحي شده خودش روي عملکرد دولت احمدي نژاد قلمداد مي کند.
يعني به نحوي آتش بيار معرکه يي مي شود که در آن ولي فقيه سوژه و سيبل آن دولت منصوب اوست.
خبرگزاري حکومتي فارس 18/08/87 ، از قول رفسنجاني مي نويسد؟
....مقام معظم رهبري نظارت تفويض شده به مجمع تشخيص مصلحت را پس گرفته اند
رهبري براساس اصل قانون اساسي مي توانند بعضي از وظايف خويش را به ديگران تفويض نمايند كه آيت الله خامنه اي با ادلّه يي اين وظيفه را به مجمع تشخيص مصلحت تفويض كرده اند. مجمع نيز پس از آن، اقدام به تشكيل كميسيوني به نام «نظارت» كرد كه اين كميسيون پس از تدوين آيين نامه مي توانست نظارتش را شروع كند كه در اوّل دولت جديد، رهبري به شخص من فرمودند: «با توجه به اينكه دولت جديد است و شعارهايي داده و در جريان بحثهاي چشم انداز نبوده، فعلاً نظارت را جدي نگيريد».... در واقع وظيفه يي را كه به مجمع تفويض كرده بودند، به نوعي پس گرفتند. اگر ايشان دوباره بخواهند، مجمع مي تواند براساس الزامات، شاخصها و آيين نامه هايي كه دارد، نظارت را به طور جدي شروع نمايد...
آري در چنين اوضاع و شرايطي كه جنگ گرگهاي درون باند ولي فقيه به شدت اوج گرفته، خامنه اي نيز از سر استيصال و در حاليکه از ضربه يي که از طرف «مجلس بمب ساز و يکدست»، به دولت گماشته اش وارد شده مي نالد و راه پس وپيش ندارد، يک باره از جلد ولي فقيه خارج و لباس فرمانده پاسداران را مي پوشد. و ميگويد:
«فضاي تبليغات سياسي کشور، به هيچ وجه فضاي خرسند کننده يي نيست اين فضاي بي بند و باري در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت، مسائلي نيست كه خداوند به آساني از آنها بگذرد». (خامنه اي،15/8/1387)
او با تهديد باندهاي وابسته به خودش تأكيد كرد: تفضلات و رحمت الهي تا زماني است كه ما مراقب گفتار، رفتار، و عملكرد خود باشيم زيرا خداوند با ما خويشاوندي ندارد.
در پايان، چشم انداز جنگ گرگهاي درون باند خود را چنين خاطرنشان كرد: برخي كارها و ظلمها، فتنه يي به پا مي كند كه دامن همه، اعم از ظالم و غيرظالم را مي گيرد بنابراين همه بايد مراقب اظهارنظرها، تبليغات، و اقدامات خود باشند.

طبيعي است که اين تضادها واين بحرانها که مبناي آن ماهيت و ذات بحران زا و بحران زي کل نظام ولايت فقيه است هيچ راه حلي غير از سقوط جلو پاي رژيم نمي گذارد. اگر از مقطع غصب حاکميت مردم و دزديدن ثمره رنج و زحمت آنها و خيانت به اعتماد و آرزوهاي چندين نسل... دفتر حساب و کتاب رژيم آخوندي به دقت بررسي شود هم چون کتابي است که پايان آن روي جلد و در صفحه آغاز کتاب نوشته شده باشد
در خاتمه براي روشنتر شدن پايه هاي نظري و تحليلي اين بحث، يك بار ديگر به فرازي از پيام رهبر مقاومت در فروردين 87، نگاه مي كنيم:
... انحلال و اضمحلال رژيم ولايت‌فقيه به معني مرحله فرسايش و تجزيه و ريزش، كه ويژگي دوران سرنگوني اين رژيم ضدتاريخي است، در انتخابات مجلس ارتجاع بارز شد. يكپايگي و انقباض ولايت فراگير شد و سراپاي هيكل و قواي سه گانه رژيم را در برگرفت. به راستي كه اين انتخابات از بابت تحريم سراسري و از بابت تصفيه و جراحي سياسي يك نقطه عطف محسوب مي‌شود.
ولي‌فقيه ارتجاع آن‌چه را در انتخابات مجلس در پايان سال‌82، پس از سقوط عراق و جمع‌آوري سلاحهاي مجاهدين كاشته و در گماشتن پاسدار احمدي‌نژاد به رياست‌جمهوري در سال‌84 به بار نشانده بود، اكنون در اين انتخابات درو كرد و به بلوغ رساند. چنين تعادلي در درون رژيم در سه دهه گذشته و حتي در زمان خميني، بي‌سابقه است. اكنون با يك رژيم تك پا و به كلي معيوب و معلول مواجهيم. آن قدر كه فرياد اتحاديه اروپا هم بلند شده و بر بام جهان گواهي مي‌دهد كه «اين انتخابات نه آزاد بود و نه عادلانه».
تا بداند مسلم وگبر ويهود
کاندرين صندوق جز لعنت نبود...