مراسم تحويل سال 1387 - اورسوراواز ـ اشرف

مراسم تحويل سال 1387 - اورسوراواز ـ اشرف

صبح روز پنجشنبه اول فروردين مراسم تحويل سال نو با حضور رئيس جمهور برگزيده مقاومت برگزارشد. در اين مراسم خانم مريم رجوي گفت:
يامقلبَ القلوب و الابصار، يا مدبرالَيل والنهار، يا محول الحَول والاحوال، حوِل حالَنا الي احسنِ الحال
بر مردم سراسر ايران، بر ايرانيان دور از وطن
نوروز مبارك
براعضاء و ياران شوراي ملي مقاومت در سراسر جهان
بر مجاهدان آزادي‌ستان شهر اشرف
بر اعضاي شبكه‌هاي مجاهدين در شهرهاي ميهن
و بر چراغ راه آزادي ايران مسعود.....
عيد نوروز مبارك،
حلول نوروز در اين ساعت صبح، براي ما بشارتي است از صبح نوروزي ايران زمين و مقاومت آزادي‌ستانش.
باشد كه روزگار استبداد مذهبي به شب و تيرگي و نابودي تحويل شود. باشد كه نوبهار آزادي و خوشبختي، روزگار مردم ايران را فراگيرد و بخت پيروزشان شكوفا شود.

رئيس جمهور برگزيده مقاومت، سال 1386 را «سال اعتلا و سرفرازي براي مردم و مقاومت ايران و سال ريزش و سراشيب براي رژيم آخوندي در مرحله انحلال و سرنگوني» توصيف كرد و گفت:

موج بي پايان اعتراضها و تظاهرات در داخل ميهنِ اشغال شده، كه از چهارشنبه سوري سال پيش تا اين چهارشنبه سوري بي وقفه ادامه داشت. در موضوع بنزين، گُر گرفت و شعله هاي آن، محله ها و شهرها و دانشگاهها و كارخانه ها را در بر گرفت. بله از اونجا تا هفت تپه تا زاهدان وُ اروميه وُ شاهرود وُ بابل وُ قائمشهر، تا بندرتركمن وُ سنندج از تهران وُ اصفهان تا شيراز، با شعارهاي اشرف نشان. شعارهايي مانند:
ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم
مي ايستيم، مي خوانيم، تا پاي جان مي مانيم
گر تير و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد.......
و آزادي،آزادي، حق مسلم ماست.
و باز شنيديد كه در تهران، در برابر اهانت و سركوب زنان، مردم و جوانان غيرتمند صادقيه خروشيدند كه : ناموس، ناموس، حكومت بي ناموس
مسعود، در ديماه 85 به جوانان مجاهد و مبارز و دانشجويان و محصلين گفت كه زمان برخاستن است. بقول زاپاتا ، بهتر است ايستاده بر پاهايمان بميريم تا بر روي زانوانمان زندگي كنيم.
او گفت:به قهرمانان ايستاده در شهر اشرف بنگريد كه بزرگترين حماسة پرشكوه پايداري را در يكصد سال اخير در تاريخ ما رقم زده اند. پس مي‌توانيم و بايد، همين حماسه را در جاي جاي ميهن بگستريم... آزادي حق مسلم ملت ماست.

رئيس جمهور برگزيده مقاومت در تشريح شكستهاي سنگين رژيم آخوندي در سال 1386 گفت:

سال 86 ، در شروع و در پايانش، با قطعنامه هاي 1747 و 1803 به كام آخوندها تلخ شد، در اين فاصله،آنها بسيار تلاش كردند با انواع ترفندها از تله اتمي جان بدر ببرند؛ از گروگان گرفتن ملوانهاي انگليسي، تا فريب دادن سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا در مورد پنهانكاريهاي هسته اي! اما نشد، يعني مقاومت ايران نگذاشت و جادو و جنبل آخوندها را با يكي از چشمگيرترين بينات افشاگرانه اش باطل كرد. اين يك ضربه فوق العاده سنگين به هيولاي اتمي در فاشيسم مذهبي درباره توليد كلاهك و طرح شوم بمب سازي بود. به طوري كه احمدي نژاد هم مثل آخوند روحاني، صريحاً گفت كه همه چيز از تابستان سال 81 و افشاي تاسيسات نطنز و اراك توسط مجاهدين شروع شد..... در اواسط سال هم ، وزارت دفاع آخوندها و سپاه پاسداران و نيروي برون مرزي سپاه و مهمترين بانكهاي رژيم، همراه با جمعي از سردمداران و مزدوران وارد ليستهاي سياه شدند و اولين اثرش اين بود كه كشتي رژيم در عراق به گِل نشست. در دي‌ماه هم شمار ديگري از پاسدار سرتيپ‌هاي رژيم آخوندي به ليست اضافه شدند. مقاومت ايران، از اين پيشتر، مشخصات32هزار نفر از مأموران نيروي تروريستي قدس در عراق را با شماره حسابهايشان، افشا كرده بود.

خانم مريم رجوي پس از اشاره به موج سركوبي و اعدام در سال1386 كه جهشي بي سابقه داشت، افزود:
حادثه مهم ديگر كه درروزهاي آخر سال بود ، انتخاباتِ مجلس ارتجاع، يك‌پايگي و انقباض رژيم ولايت فقيه را به بلوغ رساند . اين انتخابات يخ زده ،قبل از هر چيز«نه بزرگِ ملت ايران به استبداد» بود. اين شكستِ بزرگ ارتجاع واستبداد بود و بيش از 95% مردم آنرا تحريم كردند.آن قدر اين انتخابات ورشكسته بود كه حتي بر طبق آمار رسمي اعلام شده از طرف خود رژيم، ميزان مشاركت در تهران 26 درصد‌ است. البته به قول خودشون. نفر اول راه‌يافتگان به مجلس رژيم فقط يازده و نيم درصد آرا را دارد و نفر آخر با 6 درصد وارد مجلس ارتجاع مي‌شود. وضع در ساير شهرهاي بزرگ مثل مشهد و تبريز نيز به همين منوال است و آراء بالاترين كانديدا حول و حوش 10در صد دارندگان حق راي در اين شهرهاست.

رئيس جمهور برگزيده مقاومت در ادامه سخنان خود تأكيد كرد: «در سال 86، رژيم آخوندي از 6 جهت در برابر تغييرات جدي و تحولات كيفي قرار گرفت، از بابت ريزش و انقباض دروني، از بابت تحريمهاي اقتصادي و قطعنامه هاي بين المللي، از بابت ليست گذاري تروريستي و كشتار جمعي ، از بابت بن بست در عراق، مخصوصا سر برداشتن شوراهاي بيداري با حدود 90هزار نيروي مسلح، كه به عنوان مهمترين عنصر امنيتي و نظامي وارد صحنه شدند. از بابت سياست اروپايي و از دور خارج شدن يك متحد كليدي مثل آقاي شيراك و چرخش اخير اتحاديه اروپا در مورد انتخابات در ايران و سرانجام از بابت موقعيت و پيشرفتهاي مقاومت در داخل و خارج كشور. يعني مقاومت براي آزادي از طريق به كرسي نشاندن راه حل سوم. اين چنين بود كه آخوندها در سال 86 از 6 جهت در بن بست قرار گرفتند و راه بي‌بازگشت در پيش گرفتند.
رئيس جمهور برگزيده مقاومت افزود:

اگر يادتون باشه چهار سال پيش، در انتخابات مجلسِ ارتجاع در پايان سال 82، سنگ بناي يكپايگي رژيم را گذاشتند. از دستاوردهاي بادآوردة جنگ در عراق، به‌خصوص خلع سلاح ارتش آزاديبخش و قضاياي 17 ژوئن، خيلي غرّه شده بودند.
اين يكپايگي در رياست احمدي نژاد در تيرماه 84 بارز شد، و حالا در اين يكي انتخابات به بلوغ رسيد.
……
حالا سوال از ولي فقيه ارتجاع اين است كه، چنين مجلسي، يعني مجمع شكنجه گران و آدمخوران نظام را، براي چي و با چه هدفي بقول خودشان ”مهندسي“ كرده است؟
- آيا به خاطر حفظ وضعيت و تعادل موجود است؟
-يا اين كه به اين وسيله دارد سازمانِ كار ماجراجوييهاي بيشتر و جرقه و جنگ را مي چيند؟ كدوم؟
-آنچه كه خامنه اي در پيامش بلافاصله بعد از انتخابات گفت، اين بود كه: عليرغم ”صدور قطعنامه“ و ”تحريم انتخابات“ و ”سياه‌نمائي مديريت كشور“ و ”ترساندن مردم از خطر حمله‌ي دشمن، و تهمت سالم‌ نبودن انتخابات تا تلقين دلسردي و بي‌تفاوتي مردم“، عليرغم اين ها يك مجلس ”متدين، نخبه، ضداستكبار و مقتدر“و ”اينك همه‌ي مدلهاي ضدّ ديني را به چالش كشيده است“. پيام روشنه پس حرف خامنه اي، آمادگي چالش با همه مدلهاي ناهمخوان با فاشيسم ديني است.

رئيس جمهور برگزيده مقاومت درباره پيامدهاي نمايش انتخابات رژيم آخوندي گفت: : «كار به آنجا رسيد كه حتي اتحادية اروپا هم صفحه را چرخاند و به عدم مشروعيت انتخابات در رژيم آخوندي گواهي داد و اعلام كرد : انتخابات ايران « نه آزاد بود و نه عادلانه» … ما البته از موضعگيري و چرخش اتحاديه اروپا بسيار استقبال ميكنيم وآن را نقطه عطفي ميدانيم كه رژيم تحميل كرده است. به خصوص كه در پي آن دولتهاي فرانسه، آلمان و آمريكا اين انتخابات را غير آزاد، غيرمنصفانه و نامشروع اعلام كردند. در عين حال بگذاريد يادآوري كنم كه مگر جرم ما جز اين بوده كه از ابتدا، از فاز سياسي تا همين امروز، خواستار حق حاكميت مردم و انتخابات دمكراتيك و عادلانه بوده‌ايم؟…… بگذاريد با صراحت و يقين اعلام كنيم كه : شاخص ووجه مميزة حقيقي، واقعي وضروري بين تروريسم ومقاومت مشروع ، همانا رد يا قبول انتخابات و نظرپرسي آزاد ، تحت نظر ملل متحد يا هر ارگان ذيصلاح بين المللي و بي طرف ديگر است. … با همين شاخص واقعي، هرگز نمي‌توان مجاهدان و رزم آوران آزادي ايران را به برچسب تروريستي آلود.»

در سالي كه تازه آغاز شده، حركت بي‌دنده و ترمز در مسير خودش، لاجرم، از چنان نقاط شكننده‌يي عبور مي‌كند كه به خراب شدن ديوار اين سياستها بر سر كل رژيم راه خواهد برد.
اين از وضعيت رژيم ولايت فقيه.
اما در جبهة مردم و مقاومت و در جبهة آزاديخواهان و مجاهدان آزادي، گفتم كه سال 86، سال پيشرفت و اعتلا بود. به نحوي كه امروز مي‌توان گفت كه بزرگترين پروژه ارتجاعي و استعماري براي حفظ رژيم و انهدام مقاومت مردم ايران، از هم پاشيده شد.
ـ بله با مجموعه يي از تلاشها و فعاليتها، با حمايت بي‌دريغ مادي و معنوي مردم ايران و هموطنانمان در داخل و خارج كشور كه بزرگترين اجتماع ايرانيان در تابستان گذشته در پاريس نمونه‌يي از آن بود.
ـ با اشرف قهرمان، و با كار شبانه روزي خواهران و برادرانم، و با تلاشهاي بي وقفة شوراي ملي مقاومت ايران و اعضا و پشتيبانان آن در سراسر جهان،
ـ با سلسله دادگاههاي سال86 ، به‌خصوص با لغو برچسب تروريستي در دادگاه انگلستان
ـ با قطعنامه‌هاي پارلمان اروپا و مجمع پارلماني شوراي اروپا و كميسيون قضايي شوراي اروپا در حمايت از حكم دادگاه لوكزامبورگ و دادگاه انگلستان،
ـ با حمايتِ بيش از هزار و پانصد تن از پارلمانترهاي اروپايي از مقاومت ايران و راه حل سوم براي تغيير دمكراتيك در ايران،
ـ با كميته هاي پارلماني براي آزادي ايران در پارلمانهاي اروپايي،
ـ با حمايت 8500 حقوقدان اروپايي و برجسته ترين علماي حقوق در كميته بين المللي دفاع از اشرف،
ـ با پي بردن جامعة بين المللي به تهديدهاي اتمي و تروريستي فاشيسم مذهبي به عنوان تهديد اصلي صلح و امنيت جهاني، مشابه آنچه مقاومت ايران از سه دهه پيش اعلام كرده بود.
ـ و با گزارشهاي هيأت ملل متحد و گزارشگران ويژة دبيركل ملل متحد در باره موقعيت حقوقي مجاهدين در عراق، از جمله گزارش روزهاي اخير يونامي در باره استاتوي اعضاي مجاهدين بعنوان اشخاص حفاظت شده تحت كنوانسيون چهارم ژنو با تاكيد مجدد بر اصل نان رفولمان كه پايه و رُكن قوانين پناهندگي است.
ـ همچنين با قطعنامة پارلمان اروپا در باره عراق و ماده هفتم آن در باره حق پناهندگي 20سالة مجاهدين و محكوميت اقدامات مقامهاي ارشد دولت كنوني عراق عليه مجاهدين در قطع سوخت و ارزاق و انفجار لوله هاي آبرساني و فراخواندن آنها به احترام به قوانين بين المللي،
ـ با كنگرة بزرگ همبستگي در اشرف و بيانية 450هزار تن از مردم ديالي
ـ با حمايت 3هزار تن از شيوخ و عشاير و معتمدان عشاير
ـ با حمايت 300هزار تن از شيعيان جنوب و جنبش اجتماعي و سياسي بزرگيِ كه در ميان علماي تشيع به دفاع از مجاهدين برخاست.
ـ با حمايت بي‌شائبة تمام احزاب دمكراتيك و جريانها و گروهها و رهبران و چهره هاي ملي عراق اعم از شيعه و سني و كرد و تركمن، بطوري‌كه امروز به استثناي مهره ها و شركاي رژيم، عموم مردم و نيروهاي ملي عراق، مجاهدين و مقاومت ايران را متحد و پشتيبان استراتژيكي خود براي صلح و امنيت و آزادي مي شناسند. ترور ياوران صَديق اشرف، همچون شيخ كامل ، شيخ فائز و حميد ذياب، كه آنان را شهيدان مشترك مردم عراق و مردم ايران مي‌دانيم، واكنش در مانده و افسار گسيخته رژيم آخوندها در برابر همين يكدستي و يكپارچگي جامعة عراق عليه رژيم اشغالگرخزنده وزهر آگين آخوندي است .
ـ بله، با وجود همه اينها، از طرف ديگر حالا كه رژيم نتوانسته است از طريق مجريه و پارلمان و قضايية عراق با مجاهدين مقابله كند، ناگزير دست رو كرده و با سبك مغزي بسيار و دون پايه ترين اونهم مزدوران پيشاني سياه اطلاعات خودش را از اين طرف و آن طرف جمع كرده و اونها ، به مصاف مجاهدين و به شكايت از مجاهدين مي آورد! بيچاره شب پرستان كه گمان مي‌كنند كاري را كه خميني نتوانست با قتل عام و جنگ ضد ميهني و صدور تروريسم و ارتجاع انجام بدهد، مي‌توانند با مشتي مزدور دوره گردِ مافياي نظام به انجام برسانند!
ـ البته انفجار ايستگاه آب، همراه با بمب گذاري بر سر راه كارگران اشرف و لجن پراكني به منتها درجه‌يي كه نمونه‌اش را در آن لجن نامة سوئدي و خط دهندگان اطلاعاتي اش ديديم، بله همه اينها ادامه دارد.
بله مثل هميشه جواب را هموطنان مان در سوئد دادند،
جواب را مردم عراق در سفر احمدي نژاد دادند،
جواب را مردم ا يران در بزرگترين تحريم انتخابات در داخل ايران دادند،
و جواب را اشرف پايدار در مراسم بزرگداشت 19بهمن و انقلاب ضد سلطنتي به بهترين و با شكوهتر وجه داد،
و حالا آي اشرفيها، خواهران و برادران عزيزم
اشرف پايدار، با موسسانِ سوم آزادي كه مسعود در سال 85 به تشكيل آن فراخوان داد، اكنون در ششمين سال شكوهمند پايداري تاريخي‌اش در آستانة يك سالِ تعيين تكليف قرار گرفته است.
بايد بگم كه از طرف مردم ايران و مبارزان و مجاهدان آزادي ستان، جوابهاي بزرگ و بزرگتري هم در راه است.
تا مَطلعِ فجر و تا بامداد آزادي ...
بله تا مطلع فجر و تا بامداد آزادي پايدارها ادامه دارد و پيروزيهاي بزرگترين براثر اين پايداريها ناگزير است

به آخوندها مي‌گوييم هرتبهكاري و شقاوتي كه به خرج بدهيد گور خود را به دست خود مي‌كنيد.
در برابر نيروي عظيمي كه به نوروزي و بهار تغيير كمر بسته، شما محكوم به شكستيد.
اگر كساني هنوز در فكر مماشات‌ با اين رژيم هستند، به آنها مي‌گوييم آب در هاون بكوبيد. هرچقدر مي‌خواهيد مذاكره و رايزني كنيد و حرفهاي كهنه و بي‌مقدار بگوييد و بشنويد. اما اين حكومت به آخر خط رسيده، ناي پذيرش مشوقها و امتيازهاي شما را ندارد، چون برايش به جام زهري تبديل خواهد شد.

سالي را كه در پيش داريد، به سال بهارهاي پي‌درپي تبديل كنيد تا راه آزادي گشوده شود.
از همين جا خاك زيباي وطن را توتياي چشم مي‌كنم و از خداي بزرگ مسألت مي‌كنم كه هرچه زودتر از آلودگي استبداد ديني پاك و مصفايش كند.
براي همه مادران، پدران ، خواهران، برادران و فرزندانم در ايران و به خصوص خانواده هاي شهيدان و زندانيان سياسي، سالي پراز اميد، آرزو مي‌كنم.
از شما تقاضا دارم به ياري مردم تهيدست، كه حاكميتِ آخوندي بسياري فرصتها را از آنها سلب كرده، بشتابيد و به خصوص به كودكان محروم كمك كنيد و به زندانيان و خانواده هايشان رسيدگي و محبت كنيد.
در نيايش نوروزي، براي مردم كشور همسايه و برادرمان عراق دعا مي كنيم كه هرچه زودتر از اوضاعِ فاجعه بارِ كنوني و از شر رژيم آخوندي، نجات يابند.
ديرپاترين و سياه‌ترين زمستان تاريخ ايران به فرجام خود نزديك مي‌شود،
نوروز پيروز و بهار بزرگ ايران در راه است.
سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ
آغاز سال 1387 بر همه شما مبارك باد