دو تحول کيفي در هفته جاري رخ داده است که بيانگرسمت وسو وشتاب اوضاع بسوي روياروئي نهائي ميان مقاومت سازمانيافته مردم ايران با فاشيسم آخوندي بر سر آزادي و حاکميت مردمي است. از اين منظر سفر از قبل اعلام شده پاسدار احمدي نژاد به عراق وتصويب قطعنامه سوم شوراي امنيت عليه رژيم، موضوعاتي هستند که به تقابل استراتژيک ميان دو قطب متضاد صحنه رو در رويي نهايي يعني مقاومت ومردم ايران از يک سو و فاشيسم آخوندي از طرف ديگر راه مي برند .شکست و افتضاح سفر احمدي نژاد به عراق و قطعنامه تشديد تحريمات عليه رژيم هر دو روي حلقات حياتي کل نظام متمرکز مي باشند.
پاسدار تروريست احمدي نژاد بيش از هر چيز با هدف دستيابي به خوابهاي پنبه دانه رژيم درمورد مجاهدين اشرف به عراق سفر نمود!
همه مي دانند که پاسدار احمدي نژاد از فرماندهان جنايتکار سپاه پاسداران در دوران جنگ ضد ميهني خميني ضد بشر مي باشد وي همچنين از شكنجه گران وجلاداني است كه زندانيان سياسي را با زدن تير خلاص در زندانهاي آخوندي به قتل مي رساند. اين تروريست دستپروده رژيم آخوندي که توسط ولي فقيه ارتجاع به رياست جمهوري اين رژيم گماشته شده، حالا در ادامه خط وشعار فتح قدس از طريق کربلا با کمال وقاحت و دجاليت منحصر بفرد نظام ملايان به عراق سفر نمود تا شايد بتواند بر دريايي از خون مردم عراق که به دست عوامل و باندهاي وابسته طي ساليان بر زمين ريخته، آرزوي بلعيدن عراق وبه تسليم کشاندن مردم عراق در برابر ولي فقيه را محقق سازد .اين بالاترين و علني ترين اقدامي است که در دوران پس از جنگ عراق و سقوط دولت سابق آن توسط آخوندها براي نابودي مجاهدين اشرف به عنوان مانع اصلي وسد سديد صدور تروريسم و توسعه فاشيسم ملايان به اجرا گذاشته شده است. اين پروژه خامنه اي از مجموع حلقات پيوسته و دخالت همهجانبه با به كارگيري همه اهرمهاي سياسي، تروريستي، اطلاعاتي، اقتصادي و از جمله به كارگيري نيروي تروريستي قدس و اعزام مزدوران وزارت اطلاعات از ايران و اروپا وکانادا به عراق، بسيج گسترده مزدوران وعوامل حقوق بگير آخوندي در دولت و نهاد هاي رسمي وغيررسمي عراق، راه اندازي دستگاه جعل و دروغ پراکني عليه اشرفيان ومتعاقباً انفجار ايستگاه پمپاژ ابرساني به اشرف ومنطقه عمومي اطراف آن و همچنين اجراي طرح حمله موشکي به اشرف که البته با هوشياري وافشاي به موقع آن توسط مجاهدين ناتمام ماند و بطور همزمان زدن بر طبل قدرت اتمي شدن وجشن پيروزي اتمي وادعاي مضحک ودجالانه از سر ضعف واستيصال تبديل شدن حکومت آخوندها به عنوان "قدرت شماره يک جهان" توسط اين پاسدار تروريست وسپس در آستانه سفر به عراق ديكته كردن خواسته و آرزوي رژيم درمورد اخراج مجاهدين به عوامل و دست نشاندگان خود در دولت عراق و...همه وهمه نشانگر اين مي باشد که رژيم با ماکزيمم توان، امکانات ونظارت مستقيم خامنه اي بر اجراي اجزاي اين توطئه وطرح جنايتکارانه آخوندي وارد شده بود تا مسأله مجاهدين اشرف در عراق را تعيين تکليف کند. تمامي اين تشبثات و تلاشها و سرمايه گذاريها با شكست مفتضحانه مواجه گشت. آري زمان براي آخوندها به خصوص در عراق عليه آنهاست وهر روز که مي گذرد از يک طرف جايگاه و نقش استراتژيک اشرف و وزنه تعادل قوا در برابر رژيم با اتکا به راه حل سوم بيشتر تثبيت مي گردد وار طرف ديگر ضعف و استيصال و ناتواني نظام فاشيسم آخوندي در صحنه داخلي و بين المللي بيشتر آشکار شده وپاشنه آشيل ملايان عيانتر از قبل مي گردد به نحوي که انزواي بي سابقه داخلي و منطقه يي وبين المللي آخوندها دقيقاً با ميزان تحرک و فعاليت و برداشتن محدوديتهاي اعمال شده عليه اشرفيان و مقاومت سازمانيافته مردم ايران در پهنه هاي مختلف رابطه مستقيم دارد. در يک کلام راه مقابله با آخوندها و ايستادن در برابر تروريسم وبنيادگرايي فاشيسم ملايان از به رسميت شمردن حق مقاومت واستمرار حضور مجاهدين در عراق و برداشتن محدويتها عليه آنها ميسر است. اين آن نکته يي است که هر چه زمان مي گذرد راهش بازتر شده و نيروي بيشتري را به خود جلب مي کند .در چنين معادله يي است که زمان به زيان رژيم است و....