6:07:11 AM 1386/3/28
18062007
مسعود رجوي - رهبر مقاومت
سلام بر رهبران ملي، شخصيتهاي ميهني، نيروها و احزاب دموكراتيك، و همه زنان و مردان شريف، دردمند وصبورعراقي كه وحدت ملي و وحدت خاكشان، همچنين مذهب و طايفه و عقيده ومرامشان، فرزند و خانواده و عشيرهشان، از طرف رژيم فاشيستي ولايت فقيه مورد تعرض قرارگرفته است.
تعرض به مَنارههاي نورافشان حرمين سامراء ازجانب مزدوران تاريكي در حقيقت تعرض به گلدستهها و ستونهاي بالا بلند وحدت و تماميت عراق مجروح و خونفشان است
«هدف رژيم ايران واضح است: تقديم عراق به فاشيسم ولايت فقيه در سيني طلايي!»
صورت مسأله، تقابل و جنگ دو آلترناتيو عمده در خاك عراق در اين وضعيت بهخصوص است: آلترناتيو ملايان حاكم برايران در برابر آلترناتيو عراقي. آلترناتيو رژيم فاشيستي ولايت فقيه با همه شبكهها و مزدوران و پشتيبانانش در برابر آلترناتيو ضدفاشيست عراقي با همه جريانها و گروهها و احزاب وشخصيتهاي دموكراتيك و ميهن پرست و حاميان آنها در عرصه عربي و بينالمللي.
مردم عراق به چشم ميبينند كه رژيم ايران، مجاهدين خلق را آنچنان سد راه مداخلات خود در عراق ميبيند كه برخلاف همه كنوانسيونها و قوانين بينالمللي حتي تحمل حضور محصور و محدود آنها در يك صحراي عراق را هم ندارد. اين همان نقطه ضعف درمانناپذير هيولا و شاخص تغيير دموكراتيك در ايران بهدست مقاومت و مردم ايران است.
جبههبندي اصلي سياسي درعراق، بين نيروهاي دموكراتيك (با انواع تمايلات وتفكرات) و جريانهايي ميباشد كه وابسته به رژيم ايران هستند.اين وضعيت ناشي از جغرافياي سياسي خاص اين دو كشور ميباشد كه مرزبندي و تنظيم رابطه با ديكتاتوري ديني ايران را به مشخصه اصلي و خط قرمز جبههبندي نيروهاي سياسي در عراق تبديل كرده است. زيرا دموكراسي در عراق و دموكراسي در ايران در اين موقعيت ژئوپليتيكي ودراين برهه تاريخي، لازم و ملزوم و تضمين يكديگرند.
بسم الله الرحمن الرحيم
سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ
وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
سلام بر شركت كنندگان كنگره بزرگ همبستگي براي صلح و آزادي...
سلام برمردم ديالي كه با صدها هزار امضا و گواهي جديد، آنهم در سختترين و پرخطرترين شرايط، بيانيه تاريخي 5ميليون و 200 هزارنفر از مردم عراق درباره تهديدات رژيم ايران و بهرسميت شناختن موقعيت سازمان مجاهدين خلق ايران را در نخستين سالگرد انتشار آن، برقلههاي تاريخ خلقهايمان بالابردند.
سلام بر شما كه در آستانه روز شهيدان و زندانيان سياسي مقاومت ايران، در شهر اشرف گردآمدهايد...
سلام بر رهبران ملي، شخصيتهاي ميهني، نيروها و احزاب دموكراتيك، و همه زنان و مردان شريف، دردمند وصبورعراقي كه وحدت ملي و وحدت خاكشان، همچنين مذهب و طايفه و عقيده ومرامشان، فرزند و خانواده و عشيرهشان، از طرف رژيم فاشيستي ولايت فقيه مورد تعرض قرارگرفته است وَهُوَ أَلَدُّالْخِصَامِ. وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِيالأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ...
تعرض به مَنارههاي نورافشان حرمين سامراء از جانب مزدوران تاريكي در حقيقت تعرض به گلدستهها و ستونهاي بالا بلند وحدت و تماميت عراق مجروح و خونفشان است. يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ...
خواهران و برادران عزيز،
رژيم فاشيستي ولايت فقيه، از سه دهه پيش اشغال عراق را با شعار «فتح قدس از طريق كربلا» در كانون سياستهاي خود قرارداد. در اين شعار، فتح قدس نسيه، اما اشغال كربلا قسمت نقد آن بود. نتيجه سياست اشغال و صدور ارتجاع به عراق براي مردم ايران 8 سال جنگ بود كه، تنها در طرف ايران، يك ميليون كشته، 2 ميليون معلول و مجروح و بيش از هزار ميليارد دلار خسارت برجاي گذاشت.
از سال 2003 به بعد، رژيم ولايت فقيه سياست اشغال خزنده عراق را بهاجرا گذاشت و اكنون به گواهي برجستهترين سياستمداران و تحليلگران و نويسندگان عراقي و عربي، به اشغالگر اصلي تبديل شده است.
4 سال پيش نخستين بار مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت براي دوران انتقال حاكميت به مردم ايران، نسبت به خطر اشغال عراق از سوي رژيم ايران هشدار داد و آن را براي مردم ايران و عراق و مردم منطقه و جامعه بينالمللي، صدبار خطرناكتر از خطر اتمي اين رژيم توصيف كرد. اكنون همگان اين خطر را در خيابانهاي عراق به چشم ميبينند و مردم عراق آن را درخانههايشان با گوشت و پوست و استخوان حس ميكنند... فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم
2 سال پيش، پيام شوراي ملي مقاومت ايران به مردم و نيروهاي دموكراتيك و ميهنپرست عراقي با هر دين و مذهب و با هرمرام و مليت، براساس تجارب 50سالة ملت ايران و بالاخص تجربة 27ساله دربرابر ديكتاتوري مذهبي، اين بودكه:
ـ با تمام قوا درپروسه سياسي و آشتي ملي و در انتخابات شركت كنيد.
ـ با اينهمه درد و رنج و با اين همه خوني كه هر روز از پيكر عراق بر زمين ميريزد، جايي براي هيچگونه افراطيگري باقي نمانده است. پاسخ، در يك دولت دموكراتيك، ملي، مستقل و معتدل است تا بتواند وحدت سياسي و تماميت ارضي كشورتان را در ديالوگ مستمر با همة جريانهايي كه به قواعد دموكراتيك پايبند هستند حفظ كند و به اشغال پايان دهد.
ـ تهديد مبرمِ تماميت و آزادي عراق و بهخصوص آنچه مانع اصلي استقلال آن و خروج هر چه سريعتر نيروهاي چند مليتي است، همان «جنگ پنهان و اشغال اعلامنشدهيي» است كه ميليونها تن ازمردم عراق بر آن انگشت گذاشتهاند.
ـ امنيت و صلحوثبات با اعاده و تضمين حقوق و احترامات همة مردم عراق بهويژه زنان آزادة عراقي و با پلوراليسم سياسي و مذهبي و قومي محقق ميشود.
ـ مرجعيت عالي و حوزة تاريخي نجف و علما و روحانيون آزاديخواه نيز استبداد ديني تحتعنوان ولايت فقيه را نپذيرفتهاند و تجربة تلخ مردم ايران در ربع قرن اخير را مدّنظر دارند.
صورت مسأله و راه حلها
امروز اما، صورت مسأله و سؤال اين است كه در شرايط مشخص كنوني در عراق، چه كسي نميگذارد اين كشور به امنيت و صلح و ثبات برسد؟ مانع و مشكل اصلي در كجاست و راه حل آن چيست؟
ـ رژيم ايران، صورت مسأله و تمامي مشكل را در نيروهاي آمريكايي خلاصه ميكند وراه حل را هم درعقبنشيني بيقيد وشرط و هرچه سريعتر آمريكا ميداند. اين رژيم همزمان، خواهان اخراج اپوزيسيون اصلي خود ـ مجاهدين خلق ـ از عراق است.
هدف رژيم ايران واضح است: تقديم عراق به فاشيسم ولايت فقيه در سيني طلايي!
چيزي كه هيچ نيروي دموكرات و ميهنپرست و هيچ جريان يا عنصر ضدفاشيست و ضدديكتاتوري در ايران و عراق، نميتواند آن را بپذيرد. بهخصوص كه ولايت فقيه به اسلحه اتمي هم مجهز شده و بيش از پيش، از ديالي تا غزه و از بيروت و صنعا تا بصره و بغداد و كابل، چنگ و دندان نشان بدهد.
بنابراين كساني كه راه حل را در خروج هرچه سريعتر نيروهاي آمريكايي ميدانند، خواه و ناخواه در اين شرايط مشخص به تسليم عراق به فاشيسم ولايت فقيه راه ميبرند.
ـ برخي ديگر مشكل را در جنگ داخلي يا جنگ طائفي ميدانند و خود را بدينوسيله از پيدا كردن پاسخ و راه حل مشخص، آسوده ميكنند. در همين باره، وزير خارجه آمريكا نيز به وال استريت ژورنال گفت «آنچه كه افراد تحت عنوان جنگ داخلي ميگويند، كمي بهنظر من احمقانه است. اين گونه نيست كه شيعيان عراقي و سنيها در خيابانها يكديگر را ميكشند چون سني يا شيعه هستند. واقعيت اين است كه دستجات و جوخههاي سازمانيافته مرگ وجود دارد...»
بركسي پوشيده نيست كه رژيم ايران پشت جوخههاي مرگ قرار دارد. درحاليكه تلاش ميكند به انفجار مراقد متبركه وانفجار مساجد وكشتن ائمه مساجد و قتل و شكنجههاي زنجيرهيي كه توسط مأموران نيروي قدس و وزارت اطلاعات رژيم انجام ميشود، لباس مذهبي وطائفي بپوشاند...
ـ برخي هم، تقصير را عمدتاً متوجه جريانها و گروهها يا باندهايي ميدانند كه به بهرهبرداري از وضعيت ويژه عراق روي آوردهاند. آنها معلول را با علت اشتباه گرفته و با اين سادهسازي خود را دچار دور باطل ميكنند و هيچ راه حل عملي هم نشان نميدهند.
بهراستي صورت مسأله و مشكل اصلي چيست؟
صورت مسأله، تقابل و جنگ دو آلترناتيو عمده در خاك عراق در اين وضعيت بهخصوص است: آلترناتيو ملايان حاكم برايران در برابر آلترناتيو عراقي. آلترناتيو رژيم فاشيستي ولايت فقيه با همه شبكهها و مزدوران و پشتيبانانش در برابر آلترناتيو ضدفاشيست عراقي با همه جريانها و گروهها و احزاب وشخصيتهاي دموكراتيك و ميهن پرست و حاميان آنها در عرصه عربي و بينالمللي.
بنابراين، همچنانكه در بيانيه تاريخي مردم عراق آمده است: «رژيم ايران مانع استقرارامنيت و ثبات و دموكراسي در عراق و تهديد مبرم تماميت وآزادي كشور ما، بهخصوص مانع اصلي استقلال آن و خروج هرچه سريعتر نيروهاي چند مليتي است.»
بههمين خاطر، جبههبندي اصلي سياسي درعراق، بين نيروهاي دموكراتيك (با انواع تمايلات وتفكرات) و جريانهايي ميباشد كه وابسته به رژيم ايران هستند.اين وضعيت ناشي از جغرافياي سياسي خاص اين دو كشور ميباشد كه مرزبندي و تنظيم رابطه با ديكتاتوري ديني ايران را به مشخصه اصلي و خط قرمز جبههبندي نيروهاي سياسي در عراق تبديل كرده است. زيرا دموكراسي در عراق و دموكراسي در ايران در اين موقعيت ژئوپليتيكي ودراين برهه تاريخي، لازم و ملزوم و تضمين يكديگرند.
در اين ميان دست يافتن رژيم ولايت فقيه به سلاح هستهيي، تهديد كيفاً بيشتري رامتوجه مردم ايران و عراق ميكند.
لاريجاني نماينده ولي فقيه در شوراي عالي امنيت رژيم ملايان گفت:
«در موضوع هستهيي، مهم اين است كه در كل از همه ابزارهايمان استفاده كنيم. بايد تلاش كنيم آنچه را كه آمريكا به عنوان استراتژي به دنبال آن است به خوبي درك كنيم و نگذاريم آنچه كه آنها ميخواهند اتفاق بيفتد...
ما از چند حوزه قدرت خود بايد استفاده كنيم. يك حوزه تمدن شيعي، يك حوزه تمدني اسلامي و يك حوزه تمدن ايراني وجود دارد كه هر يك از آنها داراي مؤلفههايي هستند كه ميتوانند كمككننده باشند. عراق، جزء حوزه تمدن شيعي و اسلامي است. آمريكاييها براي مسأله اتمي جلوي پاي ايران در آژانس سنگ مياندازند و ما را به دعوا با آژانس مشغول ميكنند.درحالي كه بايد به آنها فهماند نكات ديگري از جمله ماجراي عراق مطرح است كه ما بازيگرآن هستيم. استراتژي اروپاييها و آمريكاييها اين است كه ايران انرژي هستهيي نداشته باشد...
ما نبايد با اصل مذاكره كه تاكتيك آنهاست مقابله كنيم. ولي در گفتگوها بايد مراقب باشيم استراتژي آنها تحقق پيدا نكند. گفتگو يك نوع تاكتيك است. ما بايد مذاكره كنيم اما بايد بدانيم كه اين مذاكره براي چيست؟ آنها فشار ميآورند كه شما با دست خودتان، خودتان را زندهبهگور كنيد و اگر ما به آن تن بدهيم مثل خودكشي از ترس مرگ است»(15 آذر1383).
چنين بود كه مردم عراق در بيانيه تاريخي خود خاطرنشان كردند: «حكام ايران عراق را به شكارگاه و جبهه مقدم جنگ خود با جامعه بينالمللي تبديل كردهاند. آنها ترجيح ميدهند قبل از اينكه امواج نبرد اصلي، كه مقابله بين دموكراسي و ديكتاتوري است به داخل ايران برسد آن را در عراق خفه كنند».
تنها راه حل
راه برخورد باديكتاتوري بنيادگراي ديني در ايران چيست؟
در پاسخ معمولاً از دو گزينه صحبت ميشود. يكي سازش با اين رژيم و مراوده و مماشات با آن به منظور تغيير تدريجي يا تغيير رفتار و مهاركردن آن و ديگري تغيير رژيم با نيروي نظامي. اما راه حل واقعي و عملي، نه مراوده ومماشات است و نه حمله نظامي.
راه حل سومي وجود دارد كه در بيانيه تاريخي مردم عراق نيز مورد تاكيد قرار گرفته است: « راه حل مسأله ايران همچنانكه خانم مريم رجوي رئيس جمهور منتخب شوراي ملي مقاومت ايران اعلام كرده است، نه مماشات و نه اشغال نظامي بلكه پشتيباني از جنبش مقاومت مردم ايران است ».
اما در عراق، « راه حل و چشم انداز اميد بخشِ خنثي سازي اين تهديدها، از خلع يد رژيم ايران در صحنه عراق و از به رسميت شناختن موقعيت مجاهدين خلق ميگذرد كه وزنه تعادل در برابر دخالتهاي حكومت ايران هستند. كما اينكه خلع سلاح آنها موازنة استراتژيكي در اين منطقه حساس از جهان را بسود رژيم ايران برهم زد».
چرا مذاكره و مراوده با رژيم ولايت فقيه بلاجواب است؟
زيرا دموكراسي، تنها جواب در برابر فاشيسم و ديكتاتوري و افراطي گري است.
مذاكره و مراوده با اين رژيم، فقط مماطله و زمان دادن به آن است.
سه دهه تجربه با اين رژيم ثابت كرده است كه سياستهاي موسوم به «ديالوگ سازنده» و «ديالوگ انتقادي» فقط بسود اين رژيم بوده و به آن فرصت داده است تا به بمب اتمي نزديك تر شود و برد موشكهايش را به اروپا هم برساند. در داخل رژيم نيز موجب تسلط هارترين جناحها وميليتاريزه شدن هرچه بيشتر آن گرديده است. بطوريكه امروز پاسداران، اغلب اهرمهاي قدرت را در دست گرفتهاند.
راه حل واقعي در برابر فاشيسم ديني تحت نام اسلام چيست؟
راه حل واقعي دربرابر ارتجاع و بنيادگرايي و در برابر ديكتاتوري وفاشيسم ديني تحت نام اسلام، همانا اسلام بردبار و دموكراتيك است. مجاهدين از همين رو آنتي تز ايدئولوژيكي و سياسي و مؤثرترين وزنه اجتماعي در برابر حكومت ولايت فقيه و درعين حال نخستين هدف كارزار گسترده دروغپراكني اين رژيم هستند.
مردم عراق به چشم ميبينند كه رژيم ايران، مجاهدين خلق را آنچنان سد راه مداخلات خود در عراق ميبيند كه برخلاف همه كنوانسيونها و قوانين بينالمللي حتي تحمل حضور محصور و محدود آنها در يك صحراي عراق را هم ندارد. اين همان نقطه ضعف درمانناپذير هيولا و شاخص تغيير دموكراتيك در ايران بهدست مقاومت و مردم ايران است.
انتخاب نهايي
پس انتخاب، بين جنگ از يك طرف و سازش و تسليم در برابر ملايان از طرف ديگر نيست. انتخاب ديگري هم وجوددارد. 15 سال پيش، در ژوئن 1992 اكثريت كنگره آمريكا بر انتخاب و راه حل ديگري تأكيد ورزيد. از آن پس نيز اكثريت كنگره 4 بار ديگر بهاتفاق همكاران خود در پارلمانهاي اروپايي همين راه حل را مورد تأكيد قرار داد. گوش كنيد:
«گسترش بنيادگرايي در جهان اسلامي با هدف دستيابي به رؤياهاي توسعهطلبانه، سياست رسمي ديكتاتوري مذهبي حاكم بر ايران ميباشد.آرزوهاي اعلام شده حاكمان ايران نسبت به جمهوريهاي اتحاد شوروي سابق، صدوربنيادگرايي به الجزاير، سودان، تونس، مصر، اردن و تركيه و اقدامات برنامهريزيشدة انها براي دستيابي به سلاحهاي اتمي زنگ خطر را بهصدا درآورده است. اين شرايط، برخورد فعال با پديده شوم بنيادگرايي را به نحوي كه مانع سوءاستفاده رژيم ايران از احساسات مذهبي مردم منطقه شود، ايجاب مينمايد.
زمان آن فرا رسيده است كه جهان آزاد با كساني كه براي صلح و دموكراسي عليه رژيم ايران ميجنگند، هم جبهه شود.
شوراي ملي مقاومت ايران... با اعلام برنامة مشخص و تعيين سياستهاي مسئولانه نشان داده است كه در قبال تحولات بينالمللي مصمم و قادر است در رابطه با صلح و ثبات در اين منطقة حساس مشاركت نمايد.
گزارشهاي منابع بيطرف مؤيد اين است كه شوراي ملي مقاومت با اتكا به بازوي نظامياش ارتش آزاديبخش ملي ايران و با پشتيباني مردم و همگام با اعتصابات و تظاهرات... قادر به برقراري آزادي و دموكراسي در ايران است.
تجربه نشان داده است كه ريشههاي مستحكم مردمي و مذهبي اين مقاومت در ميان مردم ايران، مهمترين مانع سوءاستفاده رژيم از احساسات مذهبي مردم است. از اين رو اين مقاومت، راه حل واقعي در برابر پديده بنيادگرايي ميباشد.
ما متقاعد هستيم كه حمايت از شوراي ملي مقاومت، به دستيابي به صلح و ثبات براي تمامي كشورهاي منطقه، كمك خواهدكرد».
ولي متأسفانه در سالهاي بعد، نامگذاري تروريستي مجاهدين، بمباران، خلعسلاح و قفل كردن بزرگترين نيروي اپوزيسيون ايران درخاك عراق، موازنة استراتژيكي با رژيم ايران را در اين منطقه از جهان برهم زد و موجب شد كه رژيم ولايت فقيه دست هر چه بازتري در سركوب در داخل ايران و صدور تروريسم و بنيادگرايي به خارج از ايران پيداكند.
اما ما كماكان به جامعه بينالمللي و به آمريكا و اروپا راه حل سوم را خاطر نشان ميكنيم. اين راه حل نه فقط مطلوب ما و ملت ما بلكه نياز مبرم خود آنها و ملتهاي آنها هم هست. زيرا كه صلح و امنيت و دموكراسي و حقوق بشر و ثبات و سازندگي و دوستي و يك ايران غيراتمي و همكاري و توسعه اقتصادي را در اين منطقه از جهان پيشنهاد ميكند و به قوانين و كنوانسيونهاي بينالمللي احترام ميگذارد.
كارزار حيرتانگيز شيطانسازي و دروغپراكني
فاشسيم ديني براي پوشيده نگهداشتن وقفل كردن همين راه حل، يك بسيج حيرتانگيز شيطانسازي و دروغپراكني عليه نيروي اصلي اپوزيسيون ايران بهراه انداخته است، رژيمي كه خود، حامي و بانكدار مركزي تروريسم دردنياي امروز است و بهخاطر نقض وحشتناك حقوق بشر و اعدام 120 هزار تن از فرزندان مردم ايران تا كنون 53 بار در ملل متحد محكوم گرديده است، رژيمي كه در دجاليت و در حيله و نيرنگ هيچ حد ومرزي نميشناسد.
سه سال پيش مطبوعات بينالمللي فاش كردند كه دستگاه اطلاعات همين رژيم از طريق عوامل عراقي خود، با سيلي از «اطلاعات نادرست» در «يكي از بزرگترين عمليات جاسوسي تاريخ معاصر» دنيا را در مورد سلاحهاي كشتار جمعي در عراق فريب داده است تا آنچنان كه مدير سابق اطلاعات نظامي آمريكا در خاورميانه گوشزد نمود، جنگ در عراق را برانگيزد (ساندي تايمز، نيوزويك، لسآنجلس تايمز ـ مه 2004).
اما مقاومت ايران در تابستان 2002 تأسيسات مخفي اتمي اين رژيم را در نظنز و اراك فاش كرد و هشدار دادكه ادعاي اين رژيم مبني بر اينكه تسليحات كشتار جمعي عراق در قرارگاههاي مجاهدين در خاك عراق پنهان شده است صرفاً دروغي براي انحراف توجهات ازمخفيكاريهاي خود اين رژيم است.از اين پيشتر ولي فقيه ارتجاع انفجار در حرم امام رضا و كشتن و مثلهكردن كشيشان مسيحي توسط اطلاعات آخوند ي را به مجاهدين نسبت داده بود.
دروغهاي بزرگ به شيوه گوبلز، يك روش شناختهشده فاشيستي است كه در رژيم ملايان لباس دين پوشيده و به شيطانسازيهاي مستمرو وارونهگوييهاي پيشدستانه ارتقا يافته است تا پروژكتوررا برجهت مخالف بيندازد وخود در زاويه تاريك بهكار خودمشغول شود وهر تكان مخالف را هم با دعوي «توطئه» بپوشاند!
ماه گذشته بسياري احزاب و نيروهاي دموكراتيك و ميهنپرست بهويژه جبهه نجات ديالي و عشاير و شيوخ شريف عراقي برهمين نكته دراستان ديالي انگشت گذاشتند:
ـ جبهه گفتگوي ملي عراق هشدار داد: «در شرايطي كه مردم استان ديالي روزانه در اثر اعمال تروريستي مزدوران اعزامي از ايران دهها قرباني ميدهند و در شرايطي كه رژيم ايران روزانه تيمهاي تروريستي و خودروهاي حامل سلاح و مواد انفجاري را براي كشتن مردم بيگناه ديالي از مرزهاي مندلي و بلدروز وارد عراق ميكند و درحاليكه ارتباط رژيم ايران با باندهاي تروريستي در اين استان مدتهاست كه لو رفته است، رژيم ايران بهسياق هميشگياش براي منحرف كردن توجهات از اين ارتباطات، اپوزيسيون خودش را متهم ميكند» و « درست در شرايطي كه جامعه بينالمللي از دولت عراق خواستار تعقيب شبه نظاميان و دستگيري جاسوسان و سركردگان سپاه تروريستي قدس در عراق ميباشد، جاي شگفتي است كه اشخاصي براي ابراز وفاداري به رژيم كثيف آخوندي به اين دروغپردازيها (عليه مجاهدين خلق) رو ميآورند. (در حاليكه) امروز هيچ عراقي شريف و وطنپرستي نيست كه نداند آنچه كه امروزه از تروريسم و ناامني در عراق وجود دارد يك ريشه و يك عامل و يك آمر بيشتر ندارد كه همانا رژيم آخوندي حاكم بر ايران و دخالتهاي افسارگسيخته آن در تمامي امور داخلي عراق از طريق عناصر و احزاب وابسته به خودش ميباشد كه در تمامي ارگانهاي نظامي و امنيتي و انتظامي و پارلمان و دولت عراق نفوذ كردهاند و آلت فعل پيشبرد توطئههاي اين رژيم در عراق براي ايجاد محدوديتهاي باز هم بيشتر براي سازمان مجاهدين خلق ايران هستند».
ـ كنگره مردم عراق در بيانيه مطبوعاتي خودخاطر نشان كرد: «و هر روز در گوشه وكنار عراق خونچكان، صدها زن و مرد و پير و جوان با بمبهاي ارسالي از ايران جان خود را از دست ميدهند. ودر شرايطي كه مردم استان ديالي روزانه در اثر اعمال تروريستي مزدوران اعزامي از ايران دهها قرباني ميدهند.و درحاليكه ارتباط رژيم ايران با باندهاي تروريستي در اين استان مدتهاست كه لو رفته است، برخي ازمسئولين دولت مدتي است بهصورت شگفتآوري اتهاماتي را متوجه سازمان مجاهدين خلق ايران ميكنند كه درعمليات تروريستي درديالي دست دارد...»
ـ حزب اسلامي عراق، شاخه ديالي در اطلاعيه خودآشكارا اعلام كرد: «سخنگوي دولت، بهجاي دفاع از مردم بزرگ عراق و درخواست از ايران جهت دست برداشتن از حمايتش از جوخههاي مرگ و شبهنظاميان، راه ديگري در پيش گرفته است و آن دفاع از رژيم آخوندي و وارد كردن اتهامات به سازمان مجاهدين خلق ميباشد. تا بدين ترتيب اربابانش در رژيم آخوندي را ارضا نموده و به سخنگوي رسمي در دفاع از رژيم آخوندي تبديل شود و نه سخنگوي دولت عراق».
ـ سازمان ملي حقوق بشرعراق نيز هشداردادكه «جريان مستمري از دروغپردازي و اشاعه اتهامات بيپايهيي را مانيتور كرده است كه مدعي نقش و شركت پناهندگان ايراني شهر اشرف وابسته به سازمان اپوزيسيون مجاهدين خلق ايران در اقدامهاي تروريستي رايج در ديالي است.
اما در ديالي و سراسر عراق كمتر كسي است كه نداند ناامني و تروريسم رايج در اين بخش از عراق، تنها و تنها توسط وابستگان رژيم ايران به وجود آمده است كه به صورتهاي مختلف حقوق مردم اين استان را با صادر كردن دستههاي شبه نظاميان، مورد تعدي قرار دادهاند.
ارگانها و فرماندهان امنيتي و نظامي مسئول در ديالي نيز به روشني مي دانند و اعلام كردهاند كه انبارهاي سلاح و مهمات ارسالي از ايران است كه اين استان را به خاك و خون كشيده است.
اين اتهامات بيپايه عليه مجاهدين در حالي است كه ما از 4سال پيش پيوسته نسبت به محدوديتها و نقض حقوق پايهيي مجاهدين خلق مستقر در اشرف ابراز نگراني كردهايم و بارها از مقامهاي عراقي و مجامع بينالمللي خواستار استيفاي كمترين حقوق انساني آنها شدهايم.
اكنون كساني كه از كمترين امكانات ارتباطي و تردد و حق خروج از مقرهايشان محرومند و پيوسته در معرض تهديدهاي تروريستي قرار دارند، به جاي آن كه از سوي ارگانهاي دولتي و قانوني يك حكومت مدعي استقلال و دموكراسي مورد حمايت قرار گيرند، در معرض اتهامات نارواي دولتمرداني قرار گرفتهاند كه به نظر ميرسد بيش از هر چيز به منافع و نيازهاي حكومت ايران مقيد هستند».
چه بايدكرد؟
واقعيت نخستين، ضعف ماهوي و وضعيت بسيار شكننده رژيمي است كه ظرفيت مذاكره و معامله وتغيير رفتار و عقبنشيني از مواضع شناختهشدهاش را ندارد. رژيمي كه بهظاهر خود را قدرتمند جلوه ميدهد و داعيه استيلا بر خاورميانه و دنياي اسلام دارد، در حقيقت در فاز انحلال و سرنگوني بسرميبرد. نزديك به سه دهه، خود را به تاريخ تحميل كرده است و اكنون خودرا در محاصرهيي ميبيند كه جز با دستيافتن به سلاح اتمي و بلعيدن عراق، شانس بقا نمييابد. از اين روست كه از بمب اتمي واشغال عراق كوتاه نميآيدو بهصورت روزانه قيمت خونين و سنگيني از مردم عراق و مردم ايران وصول ميكند. تفرقهاندازي و برانگيختن جنگ مذهبي شيوه شناخته شده اين رژيم است. سال گذشته مجله تايم به نقل از بسياري رهبران عراقي گزارش كرد كه انفجار زيارتگاه سامرا در هماهنگي با اطلاعات ايران انجام شده است.
كاش مذاكره و معامله با اين رژيم جواب ميداشت اما دستبرداشتن از صدور ارتجاع و تروريسم و دستبرداشتن از بمب اتمي، بهطور بلافصل در داخل ايران به كاهش سركوب وبه شكستن طلسم اختناق و ريختن مردم به خيابانها راه ميبرد و رژيم را دچار فروپاشي ميكند. فاشيسم ولايت فقيه نميخواهد با عقب نشيني وتغيير رفتار، بهقول خودش از ترس مرگ خودكشي كند.
اينجاست كه مردم عراق در بيانيه تاريخي خود، خلعيد از اين رژيم وبهرسميت شناختن موقعيت مجاهدين خلق را بهعنوان وزنه تعادل عرضه كردهاند. امري كه البته مستلزم اتحاد و همجبهگي نيروهاي دموكراتيك وملي و ضدفاشيست است.كنگره همبستگي مردم عراق و جبهه نجات ديالي نمونهها و تلاشهاي بهغايت ارزندهيي درهمين راستا هستند. قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى....
برمردم ايران ومردم عراق بشارت بادكه فاشيسم در پرده دين كه عامل اصلي تيرهروزي دراين شرايط مشخص است، ديري نميپايد و باشتاب در مسير مرگ محتوم خود روان است. إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ
سلام و رحمت وبركتهاي خدابرشما باد
مسعود رجوي