مهدي سامع
يکبار ديگر دستگاه امنيتي ولي فقيه به نمايش مشمئز کننده اعترافات تلويزيوني متوسل شد و با پخش برنامه اي تحت عنوان «به اسم دموکراسي» سه تن از ايرانيان را با شکنجه روحي و جسمي مجبور کرد تا آن گونه که بازجوها مي خواهند حرف بزنند. در اين برنامه که در چهارشنبه و پنج شنبه شب (27 2 28 نير) از سيماي جمهوري اسلامي پخش شد، خانم هاله اسفندياري با چهره اي درهم شکسنه و آقايان کيان تاجبخش و رامين جهانبگلو شرکت داشتند و هر يک به فرموده شکنجه گران بر بستر تحليلهاي امنيتي اعتراف مي کردند که با «سيستمهاي اطلاعاتي» آمريکا در «پوشش نهادها و موسسات علمي و پژوهشي» براي «براندازي نرم» و «انقلاب مخملي» همکاري مي کرده اند.
خانم هاله اسفندياري تحت فشار مجبور مي شود با ادبيات امنيتي که باب ميل شکنجه گرانش مي باشد در «فرصت پيش آمده»(بخوانيد زندان و شکنجه) که توانسته «فکر کند» (بخوانيد تهديد به مرگ شدن» اعتراف مي کند که:«واقعا به اين نتيجه رسيدم که اين افراد و خود من بشويم حلقههاي يک زنجيرهاي که تشکيل شده از بنيادها، مراکز تحقيقاتي و دانشگاهها که به اسم دمکراسي به اسم توانمندسازي زنان، به اسم ديالوگ حتي در ارتباط سعي کنند يک شبکههايي بوجود بياورند که اين شبکهها نهايتا در داخل ايران منجر بشود به بوجود آوردن يک تغييرات خيلي اساسي در درون رژيم ايران يعني واقعا متزلزل کردن اين سيستم.»
شکنجه گر بدنام حسين شريعتمداري ضمن استقبال از اين اقدام غير انساني و ظالمانه و با قيد دير هنگام بودن آن در روزنامه کيهان مي نويسد:«اين برنامه و پخش اعترافات آنها اگرچه اقدامي در خور تقدير بود و مي تواند هشدار و عبرتي براي غفلت زدگان- و نه کساني که خود را به خواب زده اند- باشد ولي حرکتي دير هنگام و در پاره اي از موارد «نوشداروي بعد از مرگ سهراب» بود زيرا هويت جاسوساني که اعترافات آنها پخش شد، از سالها قبل معلوم بود و اگر دستگاه اطلاعاتي و برخي ديگر از مراکز مسئول به موقع وارد عمل شده بودند بسياري از عمليات تخريبي آنان نظير، آشوب آفريني، توهم پراکني، سرقت اطلاعات طبقه بندي شده نظام و مخصوصاً فريب شماري از جوانان ساده انديش و کم اطلاع صورت نمي پذيرفت.»
همزمان روز شنبه ۳۰ تير مرکز اسناد انقلاب اسلامي به رياست حجت الاسلام روح الله حسينيان از مشاوران سياسي امنيتي محمود احمدي نژاد متني تحت عنوان «ندامت نامه» که به گفته اين مرکز «پرونده سازي» اعترافات آيت الله محمد حسين کاظميني بروجردي در بيداگاه ويژه روحانيت است را منتشر مي کند.
آقاي بروجردي مدتي پيش در پي يک سلسله حرکتهاي اعتراضي در مخالفت با حکومت ديني بازداشت و تحت شکنجه قرار گرفت.
26 روز قبل از انتشار اين اعترافات آيت الله کاظميني بروجردي طي نامه اي خطاب به «پاپ، دبير کل سازمان ملل، پارلمان اروپا، سازمانها و نهادهاي حقوق بشر و دادگاه لاهه، روشنفکران و آزاديخواهان جهان و مبارزان دموکراسي» نوشت «خصومت نظام با اين سرباز جانباز وطن، شخصي و خصوصي نميباشد بلکه اعتقادي است، زيرا همگام با سلسله اجدادم «حکومت ديني» را غير قانوني و نامشروع ميدانم و به «ولايت فقيه» اعتقادي ندارم.»
در اين ندامت نامه بازجو پسند آقاي بروجردي اعتراف مي کند که «فريب خورده ضد انقلاب خارجي» بوده و «الان من فکر مي کنم که ازنظر ايمان، علم و عقل از هر سه تهي هستم من حتي روخواني قرآن و مفاتيح الجنان را خوب بلد نيستم.»
اين شيوه کار در نظام ولايت فقيه تازگي ندارد و طي 28 سال گذشته بارها از طرف دستگاههاي امنيتي رژيم مورد استفاده قرار گرفته است. طرز عمل بسيار ساده و در عين حال دردناک و تنفر انگيز است. زنداني را تحت شکنجه جسمي و روحي قرار مي دهند تا بر طبق نظر بازجوها به گناهي بزرگ اعتراف کند. سپس چند بار اين اعترافات را مرور مي کنند و پس از تائيد نهايي ولي فقيه آن را پخش علني مي کنند. واژه مشترک در تمام اين اعترافات «ارتباط با بيگانه و ضد انقلاب و جاسوسي» است و همه ي کساني که مجبور به اين کار مي شوند در ابتدا متذکر مي شوند که «داوطلبانه» و به خاطر «فرصت فکر کردن» اعتراف به گناه مي کنند. تعدادي از کساني که تن به اعتراف عليه خود مي شوند در خدمت وزارت اطلاعات در مي آيند و يا در زندان به شکل فعال عليه زندانيان سياسي عمل مي کنند و يا در بيرون از زندان اهداف دستگاه امنيتي را پيش مي برند.
در حالي که اين تاکنيک امنيتي از جانب توده هاي مردم با بي تفاوتي و در موارد بسيار با تمسخر مواجه مي شود، اما دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي بازهم براي اهداف معيني از اين شيوه استفاده مي کند.
هدف اصلي دستگاه امنيتي از پخش اعتراف عليه خود زندانيان سياسي و عقيدتي اولا تبليغ «شکست پذيري» و رواج گفتمان «عدم امکان مقاومت» و دوما استفاده از اعترافات در مناسبات ديپلماتيک است. در مورد نمايش تلويزيوني اخير البته استفاده از اين اعترافات در مناسبات بين المللي مورد نظر نبوده و باند احمدي نژاد ضمن نمايش «شکست پذيري» به علت سابقه حمايتهاي خانم هاله اسفندياري و آقاي کيان تاجبخش از جناح رفسنجاني و خاتمي، چماق تهديد را به رقباي دروني نشان داد.
هدف رژيم هرچه باشد بايد همواره اين شيوه کار را محکوم کرد و چنين اعترافاتي را فاقد ارزش اعلام کرد. متاسفانه در گذشته بخشي از مخالفان جمهوري اسلامي به اين تاکتيک وزارت اطلاعات يا توجهي نداشته و يا نگاه گزينشي به آن مي کردند.
براي مثال وقتي يک زنداني شکنجه شده و در حال مرگ با پيکري خون آلود در تلويزيون مجبور شد به عنوان عضو سازمان مجاهدين خلق ايران اعتراف کند که کشيشان مسيحي را او کشته و يا ديگري به انقجار حرم امام هشتم شيعيان اعتراف کرد، بسياري از مخالفان رژيم تکذيب سازمان مجاهدين خلق ايران را ناديده گرفتند و رژيم توانست از آن اعترافات در مناسبات ديپلماتيک عليه اين سازمان استفاده کند.
اگر مخالفان رژيم يک صدا هرگونه اعتراف گيري و انتشار هر سند و مدرکي که از جانب دستگاههاي امنيتي جمهوري اسلامي با هر پوششي که باشد را بي اعتبار اعلام کنند و اگر مخالفان رژيم يک صدا به اين حقيقت که اکثريت زندانيان سياسي و عقيدتي در موضع مقاومت و ايستادگي هستند مهر تائيد بزنند، اين تاکتيک ضد انساني و رذيلانه دستگاههاي امنيتي رژيم به ميزان زيادي خنثي مي شود.
البته تاکتيکهاي وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي براي رواج گفتمان «عدم امکان مقاومت» و مخدوش کردن چهره مخالفان استبداد مذهبي حاکم بر ايران در عرصه بين المللي فقط به اعتراف گيري و مصاحبه هاي تلويزيوني و يا چاپ ندامت نامه زندانيان سياسي محدود نمي شود. دستگاههاي امنيتي رژيم کتابهاي گوناگون در مورد تاريخ جنبش و زندگي فعالان سياسي تحت پوششهاي مختلف منتشر کرده و يا سريالهاي تلويزيوني با هدف مخدوش کردن چهره مخالفان نظام پخش کرده اند. چند روز قبل از پخش برنامه «به اسم دمکراسي» سريالي تحت عنوان «گرگها» عليه سازمان مجاهدين خلق در چند نوبت پخش شد. اخيرا کتابي به نام «شکنجه گران» در ايران منتشر شده که در آن ضمن چاپ اعترافات دو تن از بازجويان ساواک شاه در آن به بررسي عملکرد دستگاههاي امنيتي رژيم گذشته پرداخته شده است. در اين گونه کتابها با تحريف، دروغ پردازي و استفاده مخدوش و گزينشي از اسناد ساواک، از زندانيان سياسي گروههاي طرفدار خميني چهره مثبت و در مورد زندانيان سياسي ديگر گروهها يا سکوت شده و يا چهره منفي از آنان ارايه مي شود.
همزمان با انتشار کتاب «شکنجه گران» کتابي به نام «زنداني تهران» به زبان انگليسي که نويسنده آن مارينا نعمت است به طور وسيع منتشر مي شود که مضمون اصلي آن ارايه چهره ملايم از زندان اوين و جناحي از شکنجه گران است.
بسياري از زندانيان سياسي و به خصوص زندانيان سياسي زن که سالها عمر خود را در شکنجه گاههاي جمهوري اسلامي گذرانده اند خانم مارينا نعمت را يک تواب اعلام کرده اند که با نوشتن اين کتاب در صدد «واژگونه جلوه دادن» شکنجه گاههاي رژيم و «لوث کردن» و «بي اعتبار» کردن مقاومت در زندانهاي جمهوري اسلامي مي باشد.
اين کتاب تا کنون در بسياري از کشورها انتشار يافته و حتي قرار است نسخه چيني آن هم به زودي منتشر شود. به گمان من «دپارتمان مطالعات زنان» دانشگاه تورنتو در کانادا با نشر اين کتاب نا آگاهانه گفتمان «عدم امکان مقاومت» وزارت اطلاعات را تبليغ کرده است.
در اين ترديدي نيست که دستگاههاي امنيتي نظام ولايت فقيه با شيوه هاي «سخت افزاري» و «نرم افزاري» در جهت اهداف خود عليه مخالفان نظام استفاده مي کنند.
وقتي بازجويان وزارت اطلاعات زندانيان سياسي را شکنجه مي کنند مي گويند که هرکس وارد سرازيري اوين مي شود، ايمانش بر باد مي رود و وقتي با آزار و اذيت موفق به درهم شکستن يک زنداني و آوردن او پشت صفحه تلويزيون مي شوند مي گويند زندان «فرصت» براي «فکر کردن» است. اگر ما يک صدا همه ي شيوه هاي ضد انساني مزدوران و شکنجه گران رژيم ولايت فقيه را محکوم کنيم و در مناقشات درون نيروهاي مخالف از اسناد و نمايشات رذيلانه دستگاههاي امنيتي رژيم براي صحت اين يا آن نظر خود استفاده نکنيم، و اگر مدافع و مشوق مقاومت و پايداري در مقابل نظام ضد مردمي حاکم بر ايران باشيم، و اگر در محکوم کردن رفتار وزارت اطلاعات با مخالفان نظام رفتار گزينشي در پيش نگيريم، مي توانيم تاثير اين اعمال حاکميت را به ميزان زيادي خنثي کنيم.
منبع:يادداشت سياسي نبرد خلق شماره 265، دوشنبه 1 مرداد 1386(23 ژوئيه


