پاپوش دوزی مبتذل برای سرکوب ساکنان اشرف در آستانه سفر وزیر خارجه آخوندها به عراق
اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران که روز گذشته شانزدهم دیماه ۸۸ صادر شد:
اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
پاپوش دوزی مبتذل برای سرکوب ساکنان اشرف در آستانه سفر وزیر خارجه آخوندها به عراق
بدستور کمیته سرکوب اشرف در نخست وزیری عراق ،دستور جایگزینی نیروهای لشکر پنجم ارتش عراق برای حفاظت از اشرف که از سوی وزارت دفاع این کشور صادر شده بود لغو شد تا گردان مجری دستورات کمیته کماکان در اشرف باقی بماند.
مجاهدان اشرف برای افشای اکاذیب به تاکید از نمایندگان ملل متحد می خواهند با حضور خبرنگاران درهر زمان از هر کجا در اشرف بازدید و نتیجه را به اطلاع افکار عمومی برسانند.
طبق دستور صادره از سوی وزارت دفاع عراق قرار بر این بود که در نخستین روزهای سال ۲۰۱۰ ، گردانی که در تمام سال ۲۰۰۹ مسئولیت باصطلاح حفاظت از اشرف را بر عهده داشت و در حملات جنایتکارانه روزهای ۶ و ۷ مرداد مجری فرامین کمیته سرکوب اشرف در نخست وزیری عراق بود، اشرف را ترک کند و به محل دیگری منتقل شود. به همین منظور نیروهای احتیاط لشکر پنجم عراق از روز ۱۳ دی ماه (۳ ژانویه ۲۰۱۰) به تحویل گرفتن مواضع از گردان مزبور مبادرت کردند. یک روز قبل از آن ژنرال اودیرنو فرمانده نیروهای آمریکایی و وزیر دفاع عراق برای بررسی وضعیت امنیتی به استان دیالی آمده بودند. اما درروز سه شنبه ۱۵ دی (۵ژانویه ۲۰۱۰) دستور جابجایی بطور ناگهانی بدستور کمیته سرکوب لغوشد تا همان گردان مجری دستورات کمیته که وسائل و تجهیزات خود را هم جمع آوری کرده بود، کماکان در اشرف باقی بماند.
از سوی دیگر متکی وزیر خارجه آخوندها عازم بغداد است تا درآستانه انتخابات این کشور دربارهٌ چاه نفت فکه با مقامات عراقی گفتگو کند (روزنامه عراقی الدستور-۴ ژانویه ۲۰۱۰). این سومین سفر وزیر خارجه آخوندها به بغداد در یازده ماه گذشته است که فصل مشترک تمامی آنها اقدام علیه مجاهدان اشرف بوده است.
سوابق تروریستی و آدم ربایی وزیر خارجه آخوندها بر کسی پوشیده نیست. وی در سال ۱۳۶۴ به عنوان سفیر رژیم در ترکیه منصوب شد و کارگردان دهها عمل جنایتکارانه تروریستی علیه روشنفکران ضدبنیادگرای ترک و مخالفان ایرانی بود. وی شخصاً در ربودن و شکنجه مجاهد خلق ابوالحسن مجتهدزاده در استانبول در سال ۱۳۶۷ و در ترور نافرجام آقایان محمد محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورا و حسین عابدینی عضو کمیسیون خارجه در سال ۱۳۶۸ دست داشت. متکی در سال۱۳۸۰ به عنوان معاون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی که یک ارگان اصلی صدورتروریسم و بنیادگرایی در رژیم آخوندی است، منصوب شد.
به گزارش رسانه های رژیم، متکی در بهمن ماه ۱۳۸۷ به عراق رفت و نخستین هدف "پیگیری توافقات سفر نوری مالکی به تهران" بخصوص توافق دو جانبه علیه مجاهدان اشرف بود(ایسنا-۲۲ بهمن ۱۳۸۷) . متعاقباً خامنه ای در ۱۰ اسفند در تلویزیون رژیم "بصورت جدی، عملی شدن توافق دوجانبه در خصوص اخراج منافقین" را که بگفته او در همه جا "مایه شر و فساد" برای حکومت آخوندی هستند، خواستار شد و آشکارا تاکید کرد: "این تصمیم باید عملی شود و ما منتظر تحقق آن هستیم".
متکی بار دیگر در شهریور ماه گذشته، در پی انفجارات خونین بغداد و یک ماه پس از حملات جنایتکارانه به اشرف "بطور غیر منتظره" برای "تقویت روابط دو جانبه " به بغداد رفت. در هفتم شهریور ۸۸ تلویزیون الجزیره گزارش کرد که یکی از موضوعات مورد بحث بین متکی و مقامات عراقی "اصرار طرف عراقی و طرف ایرانی بر بستن قرارگاه اشرف " است.
در آستانه سومین سفر وزیر خارجه رژیم آخوندها به بغداد در ۱۱ ماه گذشته، و در شرایطی که آخوندها با خط و نشان کشیدن های بسیار، درمورد نقش اشرف و مقاومت ایران در قیام عاشورا تاکید می کنند، مقاومت ایران اسناد و گزارشهای موثقی از داخل رژیم درباره پاپوش دوزی مشترک اطلاعات آخوندی و کمیته سرکوب اشرف در نخست وزیری عراق علیه مجاهدان اشرف دریافت کرده است که قسمتهایی از آن را با یادآوری سوابق امر و سابقه سفر متکی به بغداد در بهمن ۱۳۸۷ به اطلاع عموم می رساند:
۱-موفق الربیعی مشاور امنیتی دولت عراق ونماینده سپاه ۹ بدر پاسداران انقلاب اسلامی در مجلس عراق، در پایان دی ماه ۱۳۸۷ به تهران رفت و به مدت یک هفته در نزد اربابان خود علیه اشرفیان تعلیم می دید. همزمان با گفتگوهای او با پاسدار جلیلی دبیر شورای عالی امنیت رژیم در تهران، بریده مزدوران و ایادی اطلاعات رژیم در هتل منصور بغداد گرد هم آمدند و طبق دستورات وزارت بدنام که از طریق مزدور مسعود خدابنده ابلاغ میشد به قتل ساکنان اشرف فراخوان دادند، فرمهای آماده شده یی برای شکایت و پرونده سازی قضایی علیه مجاهدین نیز توزیع شد و فردی که تلویزیون رژیم وی را "معاون مشاور امنیت ملی عراق" معرفی کرد، برخلاف التزامات اعلام شده دولت عراق درمورد رعایت حقوق انسانی مجاهدین، فراخوانهای جنایتکارانه این جلسه را مورد تأیید قرار داد.
۲-همزمان موفق رُبیعی دریک دروغپردازی سخیف مدعی شد که مجاهدین فردبریده ای بنام مکی رفیعی را برای "اقدام انتحاری درمقر نیروهای امنیتی عراق" مأمور کرده اند و "برنامه ریزی چنین عمل شنیعی از سوی سران این سازمان در قرارگاه اشرف انجام شده است". دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران بلادرنگ در اطلاعیه ای اول بهمن ۱۳۸۷ "توطئه چینی، تحریکات و دروغپردازیهای رژیم آخوندی علیه ساکنان اشرف" را فاش و با انتشار اسناد مربوطه خاطرنشان نمود که بریده مزدور مزبور قبلاً " طبق درخواست مکتوب خودش با دریافت کمک مالی از مجاهدین " اشرف را ترک و پس از دو روز توسط نیروهای آمریکایی به مقامات عراقی تحویل شده است.
۳-آقای مسعود رجوی در پیام ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ درپاسخ به ولی فقیه ارتجاع و دستورات او به دولت عراق برای سرکوب مجاهدان اشرف ، با اشاره به برخی اسناد درونی رژیم و قسمتهایی از یک سند موثق اطلاعاتی نیروی تروریستی قدس فاش کرد:
"پس از انتخابات شورای استانها در عراق و شکست فاجعه بار برای رژیم آخوندی،ولایتی و متکی سراسیمه به بغداد شتافتند. وزیر خارجه آخوندها، طبق سناریوی مصوب از سوی ولی فقیه به مخاطبان خود[ و مشخصاً نخست وزیر عراق] گفت : علت عمده این شکست این بود که مجاهدین خلق پشت نیروهای ملی و غیردینی قرارداشتند بنابراین از طرف جمهوری اسلامی دو نکته را تاکید میکنم :
اولا- به این مجموعه (مجاهدین) نباید فرصت داده شود، آنها علت اصلی شکست فراکسیونهای اسلامی بودند . مجاهدین با جلسات و کنفرانسها و جمع کردن سنی ها و بعثی ها و تروریست ها ، آنها را آموزش و شستشوی مغزی دادند و به این نقطه رساندند . اگر با مجاهدین سازش شود بیش از این هم خواهند کرد. ما وقتی در تهران نتایج اولیه انتخابات وشکست احزاب دینی را شنیدیم بسیار ناراحت شدیم و به کانال ارتباطی ابلاغ کردیم که باید این قرارگاه بطور کامل بسته شود تا در انتخابات پارلمان آینده دچار این توطئه نشویم . به این مسئله بی نهایت باید اهمیت داده شود در غیراینصورت همین بلای انتخابات استانی در انتخابات پارلمانی هم تکرار میشود.ما در ایران بزودی انتخابات ریاست جمهوری داریم. چند ماه بعداز آن عراق انتخابات پارلمانی دارد. اگر به مجاهدین تا آن زمان فرصت داده شود تاثیرات خود را خواهند گذاشت.لذا همین حالا این سرطان باید از تن عراق ریشه کن شود
ثانیاً- درشرایطی که عراق از طرف آمریکا اشغال شده و ما هم درتهدید اشغال هستیم مذاکرات آینده ما با آمریکایی ها یک نقطه ضعف جدی دارد و آن مجاهدین هستند. نقطه ضعف ما در مذاکرات آینده مجاهدین هستند و نقطه قوت آمریکایی ها هم مجاهدین هستند بنابراین باید این برگ برنده را از قبل بسوزانیم . ما به آمریکایی ها گفته ایم که خارج کردن مجاهدین از لیست برای ما به معنی اعلام جنگ آمریکا به ما میباشد و دموکراتها اهل جنگیدن نیستند و الان میخواهند به مساله داخلی و مساله اقتصادی بپردازند و بنابراین مطمئن باشید هیچوقت مجاهدین را از لیست خارج نمیکنند.
دولت عراق باید به آمریکایی ها بگوید ما با مجاهدین تا هر زمانی که شما آنها را در لیست دارید به عنوان تروریست برخورد میکنیم و همه روابط و ارتباطات آنها را قطع میکنیم".
۴-در اول فروردین ۱۳۸۸ موفق رُبیعی در تلویزیون دولتی عراق کلکسیونی از دروغپردازیهای تکراری علیه مجاهدان اشرف برای جلب رضایت دیکتاتور مذهبی ایران ارائه داد و از جمله ادعا کرد دو تن اشرف را ترک کردند و " نزد ماهستند یکی از آنها میگوید که ما را بصورتی فراری دادند و به من گفتند که برو خودت را در ارتش عراق بسوزان و بگو که ارتش عراق مرا سوزاند". رُبیعی با شِکوه و شکایت از " ماشین وحشتناک تبلیغاتی و روابط عمومی و ماشین سیاسی که مجاهدین آن را در جهان هدایت می کنند" افزود: "۵ یا ۱۵ یا ۲۰ و یا ۲۵ نفر هستند که روی بقیه کنترل دارند. اکثریت مطلق ساکنین قرارگاه شستشوی مغزی شده اند و میخواهند به کشورشان بازگردند".
۵-در ششم فروردین ۱۳۸۸ (۲۵ مارس ۲۰۰۹) گزارش پنتاگون به کنگره آمریکا دربارهٌ وضعیت امنیتی در عراق منتشر شد. در این گزارش پیرامون" انعام" های حکومت تهران به مقامات عراقی تصریح شده است:" دولت تهران تلاش کرده است تا بطور خصوصی از طریق بسیج رسانه یی و از طریق دادن انعام به مقامات دولت عراق فشار بیاورد تا آنها را به اتخاذ مواضع جانبدارانه از ایران در مورد مسائلی مانند توافق امنیتی عراق و آمریکا، انتخابات استانی و حل و فصل استقرار مجاهدین خلق، متقاعد کند دیدارهای بسیار زیاد میان مقامات عراقی و ایرانی گواه میزان نفوذ ایران در عراق است... نمونه اخیر این همکاری، دادن امتیاز یک قرارداد بیش از یک میلیارد دلاری به یک شرکت ایرانی برای بازسازیهای عمده در بصره، و همچنین ترمیم اماکن تاریخی و قدیمی پارسی در جنوب عراق می باشد".
۶- محاصره همه جانبه و ضد انسانی اشرف که هنوز هم ادامه دارد، جنایتهای روزهای ۶ و ۷ مرداد و همچنین گروگان گیری و اعتصاب ۷۲ روزه و نیز وقایع ۲۴ آذر(۱۵ دسامبر ۲۰۰۹) که توجهات گسترده بین المللی را جلب کرد نیازمند شرح و تفصیل مجدد نیست. اما بروشنی ثابت نمود که فاشیسم دینی حاکم بر ایران در پشت همه این قضایا قرار دارد. اسناد تکان دهنده ای که آقای مسعود رجوی در روزهای ۲۷ و ۲۹ آذر امسال با جزییات کامل به اطلاع مجاهدان اشرف و افکار عمومی رساند، در این حقیقت تردیدی باقی نگذاشت.
۷-در آستانه انتخابات عراق و سفرمجدد وزیر خارجه آخوندها به عراق، گزارشهای موثق از داخل رژیم باردیگر از پاپوش دوزی مشترک اطلاعات آخوندی و کمیته سرکوب اشرف در نخست وزیری عراق علیه مجاهدان اشرف حکایت می کند. طبق این گزارشها، بار دیگر بریده مزدوران و ماموران افشا شده اطلاعات بدنام آخوندها قطار کش
شده اند تا از جمله در موارد زیر در پاسخ به سوالات کمیته سرکوب، رقعه بنویسند:
اولاً- " نخستین مکان مهم در قرارگاه محل استقرار مسعود رجوی است که در نزدیکی میدان گل سرخ نزدیک ایستگاه آب اردوگاه به سمت ایستگاه برق به فاصله صد متر قرار دارد و مکان دوم، موقعیت مسئولین و فرماندهی اردوگاه مانند پارسایی و صدیقه حسینی و مهدی است که نزدیک حسینیه فاطمه زهرا قرار دارد و مکان سوم رادیو است که در یک کیلومتری ایستگاه برق به سمت جنوب واقع است و آنان دارای ماشین سیار تبلیغات هستند".
ثانیاً - "کندن تونلهائی چند از طرف شرق به سمت روستای مرفوع و نزدیک ساختمانی که از برج شماره سه دور می باشد، صورت گرفته است و این به منظور مانع شدن پیشروی نیروهای امنیتی در صورت تعرض و یورش به اردوگاه می باشد. این منطقه پوشیده از نقاط دیدبانی زمینی است و خندقهای متعدد در چند لایه پیرامون اردوگاه ایجاد کرده اند که از سوخت پر شده و در صورت پیشروی نیروهای امنیتی و تهاجم آنان به اردوگاه آتش زده می شود. به همین منظور منابع زیر زمینی سوخت در سمت جنوبی اردوگاه وجود دارد و در مجموع ۳۰۰ تیم عملیاتی در انواع مختلف و با حفاظت بسیار بالا تامین شده است".
ثالثاً-"صدها خودرو برای هشدار سریع بعنوان مراکز دیده بانی در تمام شبانه روز مجهز به انواع دوربین ها در اطراف وسراسر اردوگاه پخش شده است تا هنگام حدوث هر چیز شک برانگیز وارد عمل شوند".
رابعاً-" در روزهای دوشنبه و پنجشنبه و جمعه آموزش دفاع شخصی با آلات قتاله مانند چاقو و تیر و کمان صورت میگیرد. تیروکمان هایی که ساخته اند بسیار نافذ و فرو رونده است و اگر زره فقط الیاف باشد، آن را سوراخ می کند. همچنین کپسولهائی ساخته اند که آن را با بنزین پر شده و با یک قطعه پارچه پوشیده شده است تا آن را با طناب به فاصله دور پرتاب کنند. شیوه دیگر ساختن چاقوهای بسیار تیز و مخفی کردن آن در دست در زیر لباس است تا هنگام درگیری نزدیک استفاده شود. کما اینکه طنابهائی ساخته اند که دارای وزنه برای بستن فرد و کشیدن وی به وسیله طناب است. اخیراً چیزی به شکل نارنجک دستی هم ساخته اند که حاوی ماده صمغی و شمعی است و این بعنوان ماده بیهوش کننده برای کسانی مورد استفاده قرار میگیرد که به زنان آنها تهاجم کنند".
خامساً - " در تاریخ ۳/۱۲/۲۰۰۹ لباسهای نظامی به رنگ سبز (پلنگی سبز) آماده کردند که بسیار کلفت است و برای عادیسازی و ضد ضربه نیروهای امنیتی هنگام یورش می باشد. آموزش از ساعت ۰۶۰۰ تا ساعت ۱۲۰۰ بجز روزهای جمعه می باشد و این آموزش از سه ماه پیش شروع شده است".
۸-بدیهی است که این پاپوش ها که فروشنده ای جز اطلاعات آخوندها و خریداری جز کمیته سرکوب اشرف ندارد، بویژه پس از آنکه ۵۰ خبرنگارو فیلمبردار و عکاس از رسانه های مختلف جهان در روز ۲۴ آذر (۱۵ دسامبر ۲۰۰۹) از تمام اشرف بازدید کردند، هیچ کودکی را نمی فریبد.
مجاهدان اشرف در اجتماعاتی که در مهرماه امسال بدنبال آزادی ۳۶ گروگان برگزار کردند همگی تاکید کردند که صرفاً بنا بر توصیه آقای مسعود رجوی در برابر حملات وحشیانه مزدوران عراقی در روزهای ۶ و ۷ مرداد بدون کمترین عکس العمل تا پای جان و به بهای سنگین و خونین خویشتنداری نشان دادند و از حق قانونی و مشروع دفاع از خود دربرابر نقض وحشیانه حقوق انسانی شان از جمله عبور زرهپوشها از روی بدنهایشان استفاده نکردند.
و الا، طبق اسناد امضاء شده با نیروهای آمریکایی که سال به سال تجدید شده و آخرین آن به تاریخ نوامبر ۲۰۰۶ می باشد، مجاهدین خلع سلاح شده در برابر هر حمله ای به دفاع از خود با سلاح های غیر مرگبار (اسلحه سرد) مجاز هستند و این امر به صراحت در شمار مسئولیت هاو وظایف آنهاشناخته شده است.
فرمانده ارتش آزادیبخش ملی ایران از این پیشتر نیز در سال ۲۰۰۳ در جریان جنگ، فرمان عدم هرگونه شلیک به جانب نیروهای آمریکایی و بعدا هم فرمان تحویل دادن سلاح ها وتجهیزات نظامی را صادر کرده بود.
"یکبار گفتم اجازه بدین تکرار کنم که همه بیش و کم می دانند که مجاهدان اشرف چه کردند یعنی حتی با سر بدون کلاه خون فشان بخیه می خورد و دوباره بر می گشتند.
اما کسی که اطلاع نداره و جایی گفته نشده که چه نکردند به سادگی به سادگی می شد فقط با یک حرکت و فقط با یک فرمان مزدوران را خلع سلاح کرد با دست خالی ولی من مواظب بودم که شما این کار را نکنید مثل فاز سیاسی با خمینی ۵۴ شهید دادیم یعنی یا در خیابان کشت یا رسماً اعدام کرد مثل برادران عسگری ما دست نمی گشودیم ما نمی خواستیم روی کسی که بهرحال ازطرف دولت عراق آمده پلیس عراق است یا ارتش عراق است دست باز بکنیم یا دست بلند بکنیم به همین دلیل نمونه ها فراوان است خودتون می دانید چماق رو یا سلاح رو دو تا مورد است کاملاً عکس هم دیگر وقتی از دستش برادران مان گرفتند در شش و هفت مرداد دو باره چماق رو و سلاح رو بر گردوندند. یکی اون که شقی بود دوباره با همان چماقش یا سلاحش، قنداق تفنگش که این مجاهد خلق بهش داده بود دوباره کوبید توی سر همان مجاهد اما دیگری در حالی که برده بود بالا پشیمون شد و شرمنده شد و گذاشت رفت.
علی محمد تشید مجاهدی با ۴۰ سال سابقه حرفه ای گرفت چوب را یا میله آهنی را و دوباره بهش داد قرارمون بر این بود ما شروع کننده نیستیم ما دست باز نمی کنیم ما دست بلند نمی کنیم ، اوج حماسه هم در همینه در همین هم بود والا که خیلی ساده مجاهدین می تونستند خلع سلاح کنند حق طبیعی هر کسی است که خودش دفاع کنه بابا کلاه هم ندارند مگر صدها و صدها مجاهد خلق جلوی خودروهای اینه دراز نکشیدند که بیا، اگه میخوای بیا از رویش رد بشو
مهمتر از همه الان جلوی من هست بهتون نشون می دهم سند امضا شده بین ما و نیروهای آمریکایی بین فرمانده مجاهدین در قرارگاه اشرف و فرمانده نیروی آمریکایی حفاظت اشرف سال به سال هم تجدید می شده نوشته استانداردهای مشترک پروسدور عملیاتی بین نیروی آمریکایی و سازمان مجاهدین خلق ایران،
آخرینش که الان دست من هست به تاریخ آخر نوامبر ۲۰۰۶، در ۱۹نوامبر۲۰۰۶ الان ببینیم، تدوین شده، چند روز بعدش امضا شده در فصل مسئولیتها و وظایف ویژه سازمان مجاهدین خلق ایران شماره۲ ، هر سال و هر بار چون تسلیحات ما رو گردآوری کرده بودند تصریح شده است ببینید این سندش می گوید برای دفاع از خود، مسئولیتها و وظایف سازمان مجاهدین خلق ایرانه که در صورت هرگونه حمله یی دفاع از خود با سلاحهای غیرمرگبار یعنی اسلحه سرد این مجازه، این جزو مسئولیتها و وظایف مجاهدینه تحت تیتر مسئولیتها و وظایف مجاهدین، اینهم تاریخش، تاریخ سند ۱۹ نوامبر ۲۰۰۶ اما مجاهدین حتی از این حقشون هم استفاده نکردند، حق قانونی و طبیعی حقی که مکتوب شده حقی که نیرویی که سلاح شما رو گرفته به رسمیت شناخته و سال به سال تجدید کرده که آقا حقتونه دفاع از خود با سلاح سرد، وظیفه تون هم هست، خوب پیوسته امکان داره که کسی که سلاحش رو می گیرند مورد حمله واقع بشه اینهم گفته وظیفه و حق خودتون، اما من این حق رو از شما سلب کرده بودم. البته که برام دردناکه به همون میزان که در فاز سیاسی در برابر خمینی، بهشتی گفته بود عجیب است که هر کاری می کنیم اینها شلیک نمی کنند، وقتی که چماقدارها، حزب اللهی ها، به قول خودشون امت همیشه در صحنه خمینی البته می ریختند برای حمله به ستادها و دفاتر ما مقرهای ما، تظاهرات ما، گردهماییهای ما، جلسات ما، تو خونه مادر شهیدانمون نارنجک می انداختند مادر رضاییها رو می گویم، ما مقابله به مثل نمی کردیم، به عکس همین خواهران و همین برادران زنجیر می بستند با صورتهای ورم کرده سیاه، کبود، با سر و روی بوکس خورده و چماق خورده و بعد هم ۵۴ فقره شهید در اثر شلیک مستقیم یا اعدام ، یا چشمهای از حدقه درآمده و دست و پای شکسته، بله این حق طبیعی و ضروری رو که نیروهای آمریکایی هم تصریح و امضا کرده بودند از شما دریغ کردم. چرا بخاطر امروز، بخاطر آن حماسه یی که به اوج رسوندید و این قیامی که آن رو به جلو پرتاب کردید تا همگان بدانند و ببینند در سراسر دنیا،
این طور نیست که مجاهدین حتی با دست خالی هم در بمانند این طور نیست گفتم همه می دونند یا دیدند یا شمه اش را دیدند که مجاهدین چه کردند چه ایستادگی کردند نمی دونند که اما چه می تونستند بکنند اقلاً می تونستند سوار ماشین شون بشند برن توی سینه طرف مقابل بزنند به خودروش این که ساده بود می تونستند که خلع سلاح بکنند با دست خالی فراتر از این می تونستند وظیفه و مسئولیت شون بود که به دفاع با اسلحه سرد رو بیاورند از خودشون از دفاع از خودشون".
۹- اما درمورد پاپوش های مبتذلی که فوقاً اشاره شد، به قرار اطلاع مزدوری به نام علیرضا فتاحیان بعنوان یکی از باصطلاح شاهدان در این قبیل یاوه بافی ها مورد استفاده قرارگرفته است. این فرد ۷ سال پیش در نشریه مجاهد ۵۹۲ بتاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۱ و همچنین در صفحه ۳۵ کتاب "کارتهای سوخته وزارت اطلاعات آخوندی- گزارش مدیریت ضد اطلاعات ارتش آزادیبخش درباره کشف و خنثی کردن طرحهای نفوذ وزارت اطلاعات" به شرح زیر افشا شده است:
"علیرضا فتاحیان، متولد۱۳۴۹، اسلامآباد، خواربارفروش، مأمور وزارت اطلاعات در مرداد۱۳۸۰ به عراق فرستاده شد. از سال۷۱ با اطلاعات همکاری داشت و از ۷۶ به استخدام رسمی درآمد و به دامگذاری برای نیروهای هوادار مجاهدین اشتغال داشت. وی باعث دستگیری نفرات زیادی گردیده است. همچنین برای ادارهٌ اطلاعات اسلامآباد خبرچین استخدام میکرد. برای نفوذ در ارتش آزادیبخش توسط مأموران بالاتر وزارت اطلاعات، بهنامهای علی صفایی، رسولی و وحیدی در هتل لاله در تهران آموزش دیده است. شعارنویسی بهنفع رژیم آخوندی در اماکن عمومی، ریختن سم در غذا و همچنین ترور مجاهدین در شمار آموزشهای اوست. در صورت بازگشت به داخل ایران میباید با تلفن۵۹،۲۵۳ در کرمانشاه تماس میگرفت" (۷ سند ضمیمه است).
سندشماره ۱ بتاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۰
اینجانب علیرضا فتاحیان متولد ۱۳۴۹ فرزند شیرخان دارای شماره شناسنامه ۹۰۷۶ صادره از اسلام آباد غرب در تاریخ ۱۰/۵/۸۰ از طرف وزارت اطلاعات رژیم آخوندی برای نفود به ارتش آزادیبخش به منظور اجرای مأموریت های زیر اعزام شدم.
۱-جمع آوری اطلاعات در مورد آمار و ارقام نفرات و سلاحها و تجهیزات و اطلاعات مربوط به نوع خودروها - شماره پلاک آنها و زمانبندی ها و مسیرهای تردد.
۲- شناسایی ساختمانها و موقعیت ها بخصوص در زمینه استحکام سقف آنها
۳- شناسایی منابع تهیه دارو از کشورهای مختلف و نوع آنها
۴- تهیه سم و ریختن آن در منابع آب و مواد غذایی برای کشتن رزمندگان و نیروهای ارتش آزایبخش
۵- یکی دیگر از مأموریت هایم این بود که وقتی به همراه تیم های عملیاتی به داخل کشور بروم می بایست آنها را خلع سلاح کنم و دستگیر کنم یا آنها را بکشم
۶- به هم ریختن مناسبات و ایجاد بی اعتمادی بین رزمندگان با نوشتن شعار در مکانهای عمومی (سرویس ها و....)
۷-خرابکاری از طریق ریختن ماسه در داخل موتور تانکها و خودروها
علیرضا فتاحیان
۲۷/۱۲/۸۰
امضاء
اثرانگشت
سندشماره ۲بتاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۰
اینجانب علیرضا فتاحیان متولد ۱۳۴۹ از اسلام آباد فرزند شیرخان دارای شناسنامه ۹۰۷۶ از اسلام آباد به مدت ۵/۴ سال با وزارت اطلاعات رژیم آخوندی در شهر اسلام آباد همکاری داشتم و در همین رابطه ماموریت داشتم افراد مخالف رژیم آخوندی و هواداران مجاهدین خلق ایران را شناسایی و اطلاعات آنها را به وزارت اطلاعات بدهم و تا جاییکه اطلاع دارم ۸ نفر از آنها دستگیر شدند که تا هنگام خروج من از کشور ۴ نفر از آنها بنام های ابراهیم و برادرش و دوستش و اکرم فتاحی هنوز در زندان می باشد و از جایی که من اطلاعات افراد زیادی را به اداره اطلاعات داده ام، از سرنوشت بقیه خبر ندارم ولی مطمئن هستم که وزارت اطلاعات سراغ آنها میرود و برای آنها مشکلاتی ایجاد میکند در ادامه همکاریهایم با وزارت اطلاعات هر گونه خبری و یا فعالیتی که بر علیه رژیم خمینی بود را به آنها اطلاع می دادم و ماموریت دیگری که به من واگذار شد نفوذ به ارتش آزادیبخش با هدف جمع آوری اطلاعات و کشتن افراد از طریق سم در آب و غذا و همچنین ماموریت داشتم تا در هنگام عملیات در داخل کشور اعضای واحدهای عملیاتی را دستگیر و یا آنها را بکشم و به نزد رژیم بروم و حقوق ماهیانه ۲۵۰ هزار تومان را که برایم تعیین کرده بودند به همراه خانه و ماشین و سایر مزایای دیگر و شغل مناسب در وزارت اطلاعات به من بدهند و همچنین قراربود برای انجام فعالیتهای تروریستی به خارج فرستاده شوم
۲۶/۱۲/۸۰
امضاء علیرضا فتاحیان
اثرانگشت
سندشماره ۳ بتاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۰
حقوق تعیین شده ۲۵۰هزار تومان در ماه بود. و قرار شد که هرماه آنرا به حسابم واریز کنند و بعد از ماموریت از بانک ملی که حساب خودم در آنجا است پولم را ببرم.
شماره حساب خودم یادم نیست و فقط هزار تومان در آن موجود می باشد و به نام خودم علیرضا فتاحیان در بانک ملی اسلام آباد .
۲۸/۱۲/۸۰
امضاء علی رضا فتاحیان
اثرانگشت
سندشماره ۴ بتاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۰
درسال ۷۱ بمدت ۳ الی ۴ ماه باوزارت اطلاعات کارکردم ودراین مدت شخصی بنام حسنی مسئول روابط من بود
ودرسال ۷۶ تا ۸۰ بمدت ۵/ ۴ سال باوزارت اطلاعات کارکردم که شغل من مخبری بود واواسط ۷۶ مسئول من میرحسن یا میرحسین نوروزی بود ودرهمان سال ۷۶ شخص دیگری رابط ومسئول من شد به اسم کوشکی که اسم مستعار او (احمدی ) است .
علیرضافتاحیان
۲۸/۱۲/۸۰
امضاء
اثرانگشت
سندشماره ۵ -درخواست بخشودگی
اینجانب علیرضا فتاحیان فرزند شیرخان که در تاریخ ۷/۵/۱۳۸۰ از طرف رژیم ضد بشری آخوندی برای مأموریت نفوذ به ارتش آزادیبخش آمده ام، اکنون که به نفوذیگری ام اعتراف کرده ام، علیرغم اینکه مجازات جرائم ارتکابی ام از بابت جاسوسی و رساندن اطلاعات به رژیم ضدبشری آخوندی برایم روشن است.
بدین وسیله خواهشمندم مرا مورد عفو و بخشودگی قرار بدهید
علیرضا فتاحیان
امضاء
اثرانگشت
۱۰-درخواست بخشودگی او مورد قبول قرارگرفت اما اگر در همان زمان اخراج و یا به مقامات قانونی دولت سابق عراق تحویل می شد، بدون شک به جرم جاسوسی و نفوذ، با مجازات سنگینی روبرو می گردید. از طرف دیگر هیچ تمایلی به بازگشت به ایران تحت حاکمیت ملایان نداشت چرا که با توجه به اعترافاتش وزارت اطلاعات او را بگفته خودش قطعاً زنده نمی گذاشت. بنابراین مجاهدین درخواست پناهندگی او را به مدت ۵ سال پذیرفتند(سند ضمیمه است).
سند شماره ۶- تقاضای پناهندگی
اینجانب علیرضا فتاحیان فرزند شیرخان متولد ۱۳۴۹ از اسلام آباد غرب دارای شماره شناسنامه ۹۰۷۶ صادره از اسلام آباد غرب از آنجا که در تاریخ مرداد سال ۱۳۸۰ برای مأموریت نفوذ به ارتش آزادیبخش آمده ام ، می دانم که به هیچ وجه شایستگی ورود به ارتش آزادیبخش و مناسبات پاک و انقلابی آنرا ندارم ولی علیرغم چنین سوء سابقه ای تقاضا می کنم که برای جنگیدن با رژیم جنایتکار و ضدبشری آخوندی حداقل به مدت ۵ سال بعنوان یک پناهنده به ارتش آزادیبخش پذیرفته شوم.
علیرضا فتاحیان
امضاء
اثرانگشت
سند شماره ۷- فتوکپی پاسپورت صادره از سوی وزارت اطلاعات آخوندها برای علیرضا فتاحیان
۱۱-سرانجام علیرضا فتاحیان در روز ۱۲ آذر ماه امسال، یعنی ۱۲ روز قبل از سر رسید ۲۴ آذر ( ۱۵ دسامبر ۲۰۰۹) که کمیته سرکوب در نخست وزیری عراق برای جابجایی ساکنان اشرف تعیین کرده بود، خود را به پلیس عراق تسلیم کرد. برادرش بنام غفور فتاحیان که او نیز در سالهای گذشته مورد شک امنیتی قرار گرفته بود عیناً همین کار را در ۲۵ خرداد امسال، ۱۸ روز پس از استقرار نیروهای پلیس عراق در ورودی اشرف در حضور نیروهای آمریکایی انجام داده بود.
گمان می رفت که غفور فتاحیان به ایران رفته است، اما با کمال تعجب تقریباً ۴ ماه بعد در روز ۱۶ مهر ۸۸ همراه با افراد عراقی و یک افسر آمریکایی برای دیدار با برادرش علیرضا فتاحیان به اشرف مراجعه کرد. افراد عراقی و افسر آمریکایی بطور خصوصی با نامبرده گفتگو کردند اما او بگفته خودش حاضر به همکاری و دیدار با برادرش که حامل پیامی از وزارت اطلاعات بود نشد. اما دو ماه بعد پس از تسلیم به پلیس عراق معلوم شد واقعیت چیز دیگری بوده است.
۱۲-مورد دیگری که با کپی برداری از ادعاها و صحنه سازیهای رژیم آخوندی علیه قیام آفرینان درداخل ایران برای پاپوش سازی ابتذالی علیه ساکنان اشرف مورد مصرف مشترک اطلاعات آخوندها و کمیته سرکوب قرار گرفته است، بریده مزدوری بنام محمد رضا دامادی است که مجاهدین نزدیک به یکسال و نیم پیش بخاطر"عملکرد طعمه وزارت اطلاعات آخوندی در اشرف" به او حکم اخراج داده بودند (سند ضمیمه است).
این فرد در آن زمان با اصرار و جلب توجه به وضعیت پای خود که سالهای پیش بر روی مین رفته بود، از ترک اشرف خودداری کرد. اما شواهد بعدی باز هم حاکی از از اقدامات پلیسی و همکاری با وزارت اطلاعات آخوندها بود.
سرانجام حکم اخراج نهایی او "بدلیل اقدامات پلیسی و همکاری با وزارت اطلاعات آخوندی و قاتلان مجاهدان اشرف" در ۴ دی ابلاغ گردید و متعاقباً او "درخواست معرفی و تحویلدهی" خود را به پلیس عراق بعمل آورد (دو سند ضمیمه است).
واضح است که از هفت سال پیش که نیروهای آمریکایی و سپس نیروهای عراقی به اشرف آمدند، کسانی که تحمل شرایط سخت و مقاومت و پایداری در برابر توطئه های دشمن ضد بشری و جنایتهای مزدوران عراقی آن را نداشتند پیوسته میتوانستند با برخورداری از کمک های مالی مجاهدین بدنبال زندگی خود بروند و این امر بارها و بارها خاطر نشان و اعلام شده است. بنابراین اگر مزدوران مزبور ریگی از همکاری پلیسی و همدستی با اطلاعات آخوندها به کفش نداشتند میتوانستند درمصاحبه های خصوصی با نیروها و آژانس های مختلف آمریکایی در سالهای گذشته و در مصاحبه های خصوصی ساکنان اشرف با نمایندگان دولت عراق که در اسفند و فروردین گذشته ۱۹ روز بطول انجامید، اشرف را ترک کنند و یا از طریق مشاور حقوقی ساکنان اشرف به مقامات ذیربط ملل متحد و مقامات آمریکایی و عراقی معرفی شده و بدنبال کار خود بروند.
از اینرو پاپوش دوختن و پرونده سازیهای پوشالی برای توجیه حمله و جنایت های بعدی در اشرف، دیگر اثر ندارد. هر چندکه رژیم و مزدوران جنایتکار عراقی ، در شرایطی که دادگاه اسپانیا رسیدگی به کشتار روزهای ۶ و ۷ مرداد را آغاز کرده است، برای توجیه جنایت علیه بشریت خود را قویاً نیازمند مصرف بریده مزدوران می یابند.
به همین خاطر مجاهدان اشرف برای افشای اکاذیب به تاکید از نمایندگان ملل متحد می خواهند با حضور خبرنگاران درهر زمان از هر کجا در اشرف بازدید و نتیجه را به اطلاع افکار عمومی برسانند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۱۶دی۱۳۸۸ (۶ ژانویه۲۰۱۰)
| < قبلی | بعدی > |
|---|
