Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

رژيم ضد انساني ولايت فقيه، در شرايطي خود را براي نمايش انتخابات آماده ميكند كه در محاصره بحرانهاي مرگبارقرار گرفته و دچارشقه و شكاف دروني و تزلزل بيسابقه اي شده  و مقامات و كارگزاران آن هر روز نسبت به اين وضعيت هشدار ميدهند.

جنگ جناحهاي دروني رژيم به اوج رسيده و خامنه اي كه ستون خيمه نظام است چنان ضعيف شده كه قدرت مقابله با اين وضعيت را ندارد. از يكسو رئيس جمهور گماشته‌اش احمدي نژاد بر او خروج كرده و با وجود حساسيت و مخالفت خامنه اي، مشايي را كانديد جانشيني خود كرد، وازسوي ديگر رفسنجاني در يك رويارويي آشكار با ولي فقيه، كانديداي شركت در انتخابات شده است. و حال آن كه ولي فقيه درصدد انتصاب يك گماشته سربراه تر از احمدي نژاد است. به قول خودش ميخواهد يك رييس جمهوري كه نقاط مثبت احمدي نژاد را داشته باشد ولي نقاط منفي او را نداشته باشد. را از صندوقها بيرون بياورد. و اين در شرايطي است كه تراكم مشكلات و معضلات اجتماعي و اقتصادي و سياسي در ديگر بحرانهاي داخلي و بين المللي رژيم ضرب شده و پتانسيل انفجاري را در جامعه به شدت افزايش داده است. به خصوص كه پايداري وجانفشاني مجاهدين در اشرف و ليبرتي الگوي انگيزاننده اي براي حركت و پايداري جوانان آگاه و مبارزايراني است.
آخوندهاي جنايتكار درتلاش براي حفظ حكومت ننگين خود دراين شرايط به هر اقدام سركوبگرانه عليه مردم و هرتوطئه و جنايتي عليه پيشتازان مجاهد و انقلابي آنها دست ميزنند. همچنانكه هر روز بر تبليغات كذب و كارزار شيطان سازي خود عليه پرچمداران مقاومت به عنوان دشمن اصلي و تهديد اصلي خود مي افزايند. و به اين منظور از همه امكانات و مأموران و لابيهاي خود و هر واداده اي كه به هر صورت قابل استفاده و امداد رسان در اين كارزار باشد، بهره ميگيرند.
چنين است كه ننگين نامه اخير ايرج مصداقي عليه مجاهدين و مقاومت، در كمترين فاصله از انتشار آن، ماهيت وجايگاه واقعياش را درمتن كارزار شيطاني سازي رژيم، برملا مي كند؛ به نحوي كه حتي اگر اطلاعيه روشنگرانه دبيرخانه شورا و نامه چهارسال قبل آقاي رضائي هم منتشر نمي شد، انبوه واكنشهاي رژيم و اطلاعات اخوندي در قبال آن، هركدام به تنهايي گويا و روشنگر مي بود.   
درست به همين دليل، هر كس كه با رژيم اخوندي به طور واقعي مرزبندي دارد و  به مرز سرخ همكاري و همسويي و همنوايي با اين رژيم، به خصوص برضد دشمن اصلي‌آن، پاي بند است، در رابطه با ننگين نامه مزبور، نمي تواند خودرا آلوده نموده و مرزبنديش با رژيم را مخدوش كند.
دراينكه آبشخور اصلي اتهامات و كينه توزيهاي متراكم در نامه مصداقي، وزارت اطلاعات آخوندها و درخدمت زمينه سازي و توجيه توطئه ها و جنايات اين رژيم و دست نشاندگانش برضد مجاهدين اشرف و ليبرتي است، ترديد ندارم. و به عنوان يك كمونيست، با تجربه سياسي 55ساله، بايد اضافه كنم كه هيچ موضعگيري و كنش وواكنش و تهمت و افترايي در دنياي سياسي بي علت و بدون سمت وسو، يعني بي هدف و معلق بين زمين و آسمان نيست. به خصوص  در متن مبارزه يي خونين و آشتي ناپذير بين وحشي ترين ديكتاتوري حاكم با اپوزيسيون و دشمن اصليش، آنهم با اراجيفي ازقبيل آنچه در نامه مصداقي سرجمع شده؛ كه در 230 صفحه، مجاهدين و مسؤل شورا را يكسويه با همان اتهامات و دعاوي ديكتاتوري آخوندي، زيرضرب گرفته باشد.  
من طبق تجربه، با تحليل خصلتي دراين موارد مخالفم. زيرا در بحبوحه بحرانهاي بيسابقه‌اي كه آخوندها را احاطه كرده و همزمان با تشديد سركوب و گسترش اعدام در ملأ عام در آستانه « انتخاباتي» كه به نقطه گرهي بحرانهاي رژيم تبديل شده، كسي صرفا به خاطر حقد وكينه شخصي يا جاه طلبي افسار گسيخته، دعاوي و لجن پراكنيهاي هزار بارتكرارشده  اين رژيم را عليه اپوزيسيون اصلياش سرجمع و رله نمي كند. زياد هم نبايد وقت صرف كرد تا متوجه شد كه گشتاپوي آخوندها از طريق رسانه هاي حكومتي و منجمله دهها سايت ويژه شيطان سازي عليه مجاهدين و مقاومت، چه كف ودفي براي نامه مصداقي ميزند و چگونه آن را حلوا حلوا مي كند. در درماندگي آخوندها همين بس كه بعد از گذشت دو هفته، همچنان پيگيرانه، به‌ توضيح و تعريف و تمجيد و باز تكثير و لينك كردن آن ادامه ميدهند و تازه به اينها هم بسنده نكرده، و  به ترجمه انگليسي آن در سايتهاي وزارتي نيز مبادرت نموده اند.
 اينهمه يقه دراني رژيم براي چيست؟ جز اين است كه مجموعه اتهامات و ادعاهاي مصداقي عليه مقاومت، توليد كننده و مشتري اصليش خود رژيم است؛ به خصوص در وضعيت بحراني و مرحله سرنگوني، كه نياز رژيم به اين قبيل همكاريها و خدمات رسانيها برضد مقاومت شدت گرفته است؟
 در سراسر ننگين نامه مصداقي، و در تك تك اتهاماتش، همان كينه حيواني موج ميزند كه در شخص ولي فقيه ومإموران جنايتكار وزارت اطلاعات عليه مجاهدين و مقاومت، به ويژه  مسؤل شورا در فوران است؛كينه اي كه فقط زماني فروكش ميكند كه رزمندگان مقاومت تن به تسليم داده وبگويند مزخرفات هميشگي دستگاه ولايت عليه اين مقاومت كه حالا توسط مصداقي رله ميشود، درست بوده وما اساسا نبايد با اين رژيم مبارزه  ميكرديم.
مصداقي به جاي احساس شرم، وقيحانه از تسليم و خيانت خود در زندان براي جان به در بردن، دفاع نموده و آنرا توجيه ميكند. آنهم با فرافكني ونسبت دادن خيانت و تسليم و ندامت خود به شهيدان مجاهد و قهرماني كه، با پذيرش اعدام، به خميني و جلادانش نه گفتند.
وقيحانه تر اينكه همين مصداقي نادم تواب و تسليم شده به جلادان، با رذالت تمام، بر موج خون و حماسه همان شهيدان و قتل عام شدگان، سوار شده و خود را صدا و پيام آور آن قهرمانان سربدار و سرفراز و پيام رسان راهروهاي مرگ اوين هم قلمداد ميكند! زهي بيشرمي !  
اما اتهامات و اراجيفي كه در ننگين نامه مصداقي عليه آقاي رجوي جمع آوري شده، فقط به ذكر اين حقيقت بسنده مي كنم: براي هركسي كه از ترس و وحشت كشنده، دشمني ديوانه‌وار و كارزار شيطان سازي آخوندها در اين رابطه، اندك اطلاعي داشته باشد، بلادرنگ ماهيت و آبشخور اين اتهامات آشكار ميشود. براي كساني هم كه، در هر كجاي جهان، هيچ اطلاعي در اين زمينه نداشته باشند، كافي است كه با مراجعه‌اي گذرا به هريك از هزاران منبع و كتاب و نشريه و وب سايت و مقاله و فيلم و نمايشگاه و سريال تلويزيوني حكومتي آخوندها (كه از طريق اينترنت به سادگي قابل دسترسي است)، به سرعت دريابد كه آلبوم اتهامات و دعاوي مصداقي، چيزي جز نسخه دست هزارم اتهامات سي‌ وچند ساله جمهوري جهل و جنايت آخوندي عليه دشمن اصلي و تنها آلترناتيو اين رژيم نيست.  
من سالیان درازی است که براي تحقق  آزادي ملت شریف ايران در شوراي ملیمقاومت عليه اين رژيم مبارزه ميكنم. همه ميدانند كه ديدگاههاي فلسفي و اعتقادات من با مجاهدین و با مسؤل شورا متفاوت است. در عين حال براي همه آنها بسيار احترام قائلم. درست به اين دليل كه آنها را دموكراتيك ترين نيروي مبارزي ميشناسم كه تاريخ ايران به خود ديده است. من كه از اوايل تأسيس شورا در جلسات آن در پاريس وبعدها در عراق با حضور آقاي رجوي شركت داشته وبه عنوان عضو در بحث و تصميمگيري هاي آن نقش و مسؤليت خود را ايفا كرده ام، بر اساس تجارب و مشاهدات خود در اين رابطه مي توانم گواهي بدهم كه كافي است كه هر انسان مبارز وآزاده اي در يكي از اين جلسات با ايشان باشد تا دمكراتيسم واقعي را در متن يك مبارزه بغرنج و پر رنج و خون در برابر فاشيسم مذهبي آخوندها، تجربه كند؛ دموكراتيسمي كه جان مايه انسجام و دوام و بقاي ديرپا ترين ائتلاف سياسي تاريخ ايران و نويد بخش استقرار آزادي و دموكراسي در ايران فردا است.