قسمت سوم- اولین انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب ضد سلطنتی
استراتژى قیام و سرنگونى
سلسله آموزش براى نسل جوان در داخل کشور (قسمت سوم)
مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران
اشرف کانون استراتژیکى نبرد
نقدینه بزرگ ملت درمبارزه آزادىبخش با رژیم ولایت
پیام به رزمندگان ارتش آزادى
و نیروهاى انقلاب دموکراتیک در سراسر میهن اشغال شده
مسعود رجوى -۳۰دى ۱۳۸۸
اولین انتخابات ریاست جمهورى
در تهران پس از وفات پدر طالقانى و خیزش عظیم و سراسرى مردم ایران در تشییع او، فضا چرخید. بهطوریکه بعد از چند ماه کار نیمه مخفى- نیمه علنى، ما دوباره بهکار علنى روى آوردیم و این بار دفتر مرکزى مجاهدین که با پول خودمان و با سند رسمى خریده بودیم، در خیابان انزلى (منشعب از تخت جمشید که آن زمان به خیابان طالقانى تغییر نام یافته بود) دایر کردیم و رسماًًًًًًًًً و علناً وارد انتخابات ریاست جمهورى شدیم.
در این دوره هم وقتى که کار بالا گرفت، خمینى سرانجام خودش با فتواى رسمى حذف وارد شد. تهدیدهاى بچه ترسان مؤتلفه و فداییان اسلام و دیگر مزدوران او به ترور را به پشیزى نخریدیم و صبر کردیم تا خودش وارد شود چون خطمان مبارزه سیاسى افشاگرانه بود.
حرف خمینى در فتوایش این بود که کسى که به ولایتفقیه رأى مثبت نداده، صلاحیت ندارد. براى همه روشن بود که منظورش فقط کاندیداى مجاهدین است که به ولایتفقیه رأى نداده و رفراندوم مربوطه را تحریم کرده بودند. بقیه رأیشان را داده بودند. منهم بلادرنگ اعلام کنارهگیرى کردم اما متقابلاًًًًً از خمینى خواستم که فتوایى هم علیه چماقدارى بدهد که هرگز نداد. این در شرایطى بود که همه مىدانستند که اگر خمینى وارد نمىشد، انتخابات قطعاً دو مرحلهیى مىشد…
در همان زمان برخى تحلیلگران و ناظران سیاسى گفتند و نوشتند، علت این که خمینى ناگزیر شد از ”عرش اعلاى“ مرجعیت و ولایت و رهبرى آن هم در ۸۰سالگى پایین بیاید و با کاندیداى نسل انقلاب، که در میان کاندیداها تنها کاندیدایى بود که در انقلاب ضدسلطنتى به زندان رفته و شکنجه شده و حکم اعدام گرفته بود، مصاف بدهد، این بود که هیچکس دیگر غیر از خود او توانایى این رویارویى را با مجاهدین نداشت. چون در جامعه انقلاب کرده و تشنه آزادى، حمایت از کاندیداى آنها در انتخابات ریاست جمهورى هر روز بیشتر مىشد.
قبل از کاندیداتورى، من به سراغ وزیر کشور که رفسنجانى بود رفتم. حتى رفسنجانى هم مخالفت نکرد. حتى در پرسش و پاسخ کیانورى هم خواندم که گفته بود، با این وضعیت شاید حزب توده هم حمایت از کاندیداى مجاهدین را مورد بررسى قرار بدهد (نقل به مضمون).
در آن ایام، و در جریان همین انتخابات، با سرعتى شگفت انگیز، یک جبهه گسترده و نیرومند از تهران تا کردستان و از همه نیروهاى انقلابى و دموکراتیک و ضدارتجاعى و ضد دیکتاتورى شکل گرفته بود و طبعاً حزب توده نمىخواست از معرکه عقب بیفتد.
به همین خاطر، پس از حذف توسط خمینى، من در پیامى که متعاقباً فرستادم، صریحا ًنوشتم: «اگر این مبارزه انتخاباتى بازندهاى داشته باشد، من نیستم!».
روشن بود که بازنده حقیقى و رسوا شده خمینى بود که هیچ هماوردى نداشت و آنچنان به خود مطمئن بود که در ابتداى کار، صریحاً گفت و اعلان کرد که در انتخابات له یا علیه هیچیک از کاندیداها هیچ مداخلهاى نخواهد کرد.
اما اکنون در مصاف با مجاهدین، این چنین از ”ماه“ به ”چاه“ کشانده مىشد!
خمینى خیلى خوب مىدانست و مطبوعات و خبرگزاریهاى بینالمللى هم مىنوشتند که، اگر خمینى شرکت کاندیداى مجاهدین در انتخابات را وتو نکرده بود، از میلیونها رأى برخوردار بود که مانع بزرگى براى خمینى و استقرار دیکتاتورى ولایتفقیه مىشد. برخى هم ابراز اطمینان مىکردند که انتخابات دو مرحلهاى مىشد و خمینى از نتایج بعدى آن وحشت داشت.
پاسخ به سوالمان درباره چماقدارى را هم، خمینى دو روز بعد از انتخابات ریاست جمهورى که آن را تحریم کرده بودیم در تاریخ ۷بهمن با هجوم مسلحانه عوامل ارتجاع به مرکز امداد پزشکى مجاهدین داد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|
